خبرگزاري آريا- اختلاف بين علي دايي و مايلي کهن از سالها پيش وجود دارد و به نظر نمي رسد اين دو نفر اختلافات را کنار بگذارند.
به گزارش سرويس ورزشي خبرگزاري اريا ، اختلاف بين دايي و مايلي کهن از زماني شکل گرفت که مايلي کهن براي مقطعي علي دايي را از تيم ملي کنار گذاشت تا در نهايت با عذرخواهي علي دايي اين ماجرا ختم به خير شد.بعد از اتمام بازيگري علي دايي و شروع شدن دوران مربيگري وي اين دو نفر بار ديگر رو به روي هم قرار گرفتند که البته در بيشتر مواقع محمد مايلي کهن شروع کننده دعوا بود.

در اين چند سال الفاظ عجيب و غريبي از دهان اين نفر عليه يکديگر خارج شده است که البته سهم مايلي کهن در اين مورد بيشتر بوده است و دايي در اکثر مواقع بعد از اظهارات تند مايلي کهن مجبور به واکنش شده است.
از جمله دعواهاي اين دو نفر مي توان به موارد زير اشاره کرد:
مايلي کهن چند سال قبل در مصاحبه هايش علي دايي را اقا قلدره خطاب کرده که همين موضوع باعث شد دايي عليه مايلي به دادگاه شکايت کند و در نهايت نيز دادگاه مايلي کهن را محکوم کرد.
زماني که علي دايي براي مربيگري تيم ملي بر سر مسائل مالي با فدراسيون فوتبال ايران اختلاف داشت مايلي کهن بار ديگر وارد معرکه شد و دايي را اينبار با آقا پول پرسته خطاب کرد!
عجيب ترين دعواي مايلي کهن و دايي به حدود سه سال قبل بر مي گردد که مايلي کهن در اظهار نظري بي سابقه و عجيب گفت:اگر براي همه دايي هستي براي من خاله هم نيستي! اين اظهار نظر مايلي کهن از طرف دايي اينگونه پاسخ داده شد: براي ايشان متأسفم به خاطر اينکه از مردم دور افتاده و گوشهگير شده و فرق بين خاله و عمه را نميداند.فکر ميکنم او الان به خاطر نشستن زياد در خانه حتي فرق بين زن و مرد را هم نمي داند!
مايلي کهن بعد از اتمام مسابقات جام جهاني 2006 علي دايي را منشا بدبختي فوتبال ايران معرفي کرد که باز علي دايي مجبور به شکايت از وي شد!
در اوج اختلافات پرسپوليس با محسن قهرماني بار ديگر مايلي کهن وارد معرکه شد و از محسن قهرماني دفاع کرد.همين دفاع باعث شد علي دايي پاسخ وي را اينگونه بدهد: يک جايي مي گوييد محسن قهرماني بيگانه است و جايي عنوان مي کنيد دو سال پيش به سود تيم من سوت زد. قسم حضرت عباس را باور کنيم يا دم خروس را. در حرف هاي شما يک حرف منطقي نيست که به درد فوتبال ما بخورد.

در يکي ديگر از دعواي اين دو نفر عکسي از مايلي کهن پخش شد که مربوط به 37 سال پيش بود.مايلي کهن نيز جواب دايي را به تندي داد و گفت آن موقع اينطوري دوست داشته لباس بپوشد و حتي از علاقه خود به يکي از خوانندگان لس آنجلسي نيز سخن گفت که جنجال زيادي در رسانه ها به راه انداخت.
در يکي ديگر از دعواي اين دو نفر مايلي کهن غير مستقيم علي دايي را دهاتي دانست.اين اظهار نظر مايلي کهن باعث شد تا دايي پاسخ وي را اينگونه بدهد: بزرگان از قديم گفتهاند جواب اينطور آدمها خاموشي است. آدم بايد در دل مردم باشد و ماشين مدل پايين سوار شدن مردمي بودن را نشان نميدهد. شما که ادعاي مؤمن بودن ميکني چرا به دهاتيها توهين ميکني؟ به ايشان يادآوري ميکنم اردبيل يک زماني پايتخت ايران بوده و افتخار ميکنم از اردبيل آمدم، افتخار ميکنم براي تيم پيدا کردن پيش کسي نرفتم، افتخار ميکنم در اين دنياي مادي به خاطر مطرح کردن خودم گردنم را پيش کسي خم نکردم و بزرگترين افتخارم اين است که با کمک و دعاي مردم به يک جايي رسيدم. او به تمام شهرستانيها بياحترامي کرده، کسي که دم از دين و ايمان ميزند به تمام مردمي که در روستاها زندگي ميکنند توهين کرده. همه مردم خانوادهام را در اردبيل ميشناسند ولي ايشان فکر ميکند فقط تهران شهر است در حاليکه جاي جاي ايران براي من و ديگر مردم، عزيز است.
در جايي ديگر مايلي کهن از اينکه علي دايي دو پاسپورت دارد انتقاد کرده بود.دايي نيز اينگونه پاسخ وي را داد: بله؛ من مرد هستم و ميگويم زندگي خصوصيام به هيچ احدي ربطي ندارد. دستم تا به حال در جيب کسي نرفته و به خاطر مسافرتهاي زيادي که به اروپا دارم و وقت گرفتن ويزا ندارم 2 پاسپورت گرفتهام. او بايد بداند من 2 گذرنامه دارم ولي هرچه در خارج از کشور بهدستآوردم در ايران سرمايهگذاري کردهام و افتخار ميکنم خداوند اين نعمت را به من داده که 200 خانوار از کنار من نان ميخورند. او اگر فکر خودش نيست حداقل به فکر خانوادهاش باشد که با اين حرفها سرخورده و سرشکسته ميشوند.
در جايي ديگر علي دايي به گريه مايلي کهن در مغازه اش اشاره مي کند.دايي مي گويد زماني که شکايت خود را از وي پس گرفتم در مغازه ام گريه کرد!
متاسفانه درگيري اين دو نفر با هم آنقدر زياد بوده که نمي توان همه آنها را در اين مطلب جاي داد و ما فقط به گوشه هايي از دعواهاي تاريخي اين دو نفر اشاره کرديم.در دعواهاي اين علي دايي سعي کرده با سياست جلو برود تا راه براي شکايت وي از مايلي کهن باز باشد و موفق هم شد و دادگاه مايلي کهن را به زندان محکوم کرد.البته مايلي کهن که قبلاً مي گفت دوست دارد برود زندان با اصرار دوستانش از تصميمش صرفنظر کرده و به حکم دادگاه اعتراض کرد!
هنوز مهر محکوميت مايلي کهن بابت اظهاراتش عليه دايي خشک نشده بود که دوباره مايلي کهن اظهاراتي را عليه وي انجام داد.
مايلي کهن در قسمتي از اظهارات جديدش گفته است: برخي ميگويند بعد از شکستهاي اخير اينها نميخواهند کنار بروند؟! به نظر من اگر پرسپوليس در يک بازي 3 تا که نه ، 30 تا هم بخورد آقايان ککشان هم نميگزد! کما اينکه قبلاً هم نشان دادهاند، وقتي در تيمهاي ديگر بودند، چطور شادي خود را از پيروزي مقابل پرسپوليس بروز ميدادند. چيزي که هيچ کجاي دنيا متداول نيست!

مايلي کهن کهن در ادامه گفته است: واقعيت اين است که براي آقايان فقط پول مهم است و يقين بدانيد که پرسپوليس اگر 30 گل هم دريافت کند، کک آنها نميگزد و صحبت از رفتن نميکنند و ميمانند، چون ميخواهند اخراج شوند تا پول دو سال آينده خود را هم دريافت کنند، چرا که اگر از سمت خود کنارهگيري کنند نميتوانند از باشگاه غرامت بگيرند و پول قراردادشان را تمام و کمال دريافت کنند!
مايلي کهن به وضعيت پرسپوليس با مربيگري دايي نيز اشاره کرده و گفته است: متأسفانه پرسپوليس ديگر پرسپوليس نيست و به «حرصپوليس» تبديل شده است! اين تيم تماشاگرش را سکته ميدهد و ... . اصلاً اين مسائل براي آقايان مهم نيست. اينها دردناک است. آدم دلش براي تماشاگران ميسوزد.
مايلي کهن در قسمتي از مصاحبه اش به توهين هواداران پرسپوليس به استيلي اشاره مي کند و مي گويد: زماني که استيلي سرمربي پرسپوليس بود، برخي با خط و خطوط خاصي عليه او موضعگيري و توهين کردند. آنها حتي به مادر زحمتکش حميد استيلي که براي فرزندانش زحمت کشيده و با مشقت و نداري ساخته بود، توهين کردند. تمام آن شعار دادنها هماهنگ و برنامهريزي شده بود، آن هم توسط کارچاق کن آقايان!
مايلي کهن در قسمتي ديگر مي گويد: روز بعد از بازي پرسپوليس مقابل صبا آقاي رحيمي سر تمرين حاضر ميشود. در اين تمرين آقاي سرمربي با يک ساعت تأخير ميآيد، آن هم با لباس شخصي. کجاي دنيا سرمربي بعد از مديرعامل باشگاه به تمرين ميآيد؟! مشکل پرسپوليس همين چيزهاست.
مايلي کهن در مورد حکم دادگاه عليه خود نيز مي گويد: تصميم به اعتراض نداشتم اما اينقدر فشار روي من زياد بود که روز چهارشنبه اعتراض کردم. دوستان و آشنايان بارها با من تماس گرفته و درخواست داشتند به حکم اعتراض کنم که به همين خاطر تصميم به اين کار گرفتم. متأسفانه در روزهاي اخير بازهم يکي از سايتها شيطنت کرده که مايليکهن در هر صورت بايد به زندان برود. بله؛ اگر من اعتراض نميکردم براساس حکم بايد ميرفتم زندان اما وقتي اعتراض کردم و پرونده در دادگاه تجديدنظر بررسي مي شود، معنياش آن است که احتمال شکسته شدن حکم و هر چيز ديگر وجود دارد.
اين گزيده اظهارات جديد مايلي کهن بود که هنوز از طرف دايي پاسخي به آن داده نشده است.متاسفانه دعواي اين دو نفر آنقدر کليشه اي و خسته کننده شده است که دل هر فوتبالدوستي را به درد مي آورد.

جالب است که هر دوي اين آقايان حرف از اخلاق مي زنند ولي چيزي که ما در عمل مي بينيم با اين حرف منافات دارد.کاش محمد مايلي کهن اگر انتقادي هم دارد مودبانه به زبان بياورد و دايي هم پاسخ منطقي به انتقادات وي بدهد.اين نوع ادبيات از جانب اين دو نفر نمي تواند براي هيچ انساني قابل توجيح باشد.
اينکه آخر و عاقبت دعواي اين دو نفر به کجا ختم خواهد شد مشخص نيست ولي تنها چيزي که مي توان به جرات در مورد آن اظهار نظر کرد اين است که مايلي کهن و علي دايي هرگز نمي توانند با هم کنار بيايند و تنها بايد تلاش کنند کاري به کار بکديگر نداشته باشند تا هم آرامش پرسپوليس به هم نخورد و هم مردم از ديدن اين دعواهاي تکراري از فوتبال دل زده تر نشوند.