براي
خيلي ها مهشيد افشارزاده يادآور ملودرام هاي دهه شصت، از بچه هاي طلاق و
دخترم سحر گرفته تا افسانه آه و شقايق و اکشن هاي دهه هفتاد مثل: بلوف،
شاهين طلايي، انتهاي قدرت و يک قدم تا مرگ است.
براي خيلي ها مهشيد افشارزاده يادآور ملودرام هاي دهه شصت، از بچه هاي
طلاق و دخترم سحر گرفته تا افسانه آه و شقايق و اکشن هاي دهه هفتاد مثل:
بلوف، شاهين طلايي، انتهاي قدرت و يک قدم تا مرگ است؛ بازيگر بي حاشيه اي
که مي تواند نمادي از زنان دهه خودش باشد و حالا با کلي تجربه در اوايل دهه
90، دست به کارگرداني اولين فيلم بلندش (پنج ستاره) زده تا به جمع فيلم
سازان زن سينماي ايران بپيوندد. با او در آستانه پنجمين دهه زندگي اش به
گفت و گو نشستيم.
از چه زماني تصميم گرفتيد بازيگري را کنار بگذاريد و وارد دنياي کارگرداني شويد؟
- از ابتدا علاقه ام به کارگرداني بود، ولي آن زمان رشته اي به نام
سينما در دانشگاه وجود نداشت و ناچار تئاتر خواندم و بازيگر شدم. اشکال
بازيگري اين است که وقتي در يک نقش خود بدرخشيد، ديگر همه اش نقش هاي نزديک
به آن را به شما پيشنهاد مي دهند و آن وقت است که احساس مي کنيد به مرحله
اي رسيده ايد که مي خواهيد خلاقيت بيشتري را تجربه کنيد.
اگر بازيگري را ادامه مي داديد، به اين زودي ها فيلم مي ساختيد؟
- نه! اما وقتي از اين حرفه جدا شدم، احساس کردم تجربياتي را کسب کرده ام که در هيچ دانشگاهي به شما نمي آموزند.
بازيگر زن بودن سخت است يا کارگردان زن بودن؟
- هردوي آنها دشوار است. يک بازيگر زن در جامعه، مورد غبطه يا حسد قرار
مي گيرد. واقعا نمي دانم چرا؟! بازيگرها آدم هاي تنهايي مي شوند. شخصيت
اجتماعي شان بر شخصيت فردي شان سايه مي اندازد و سبب مي شود که نتوانند
خودشان باشند و از زندگي عادي شان لذت ببرند اما زن بودن و آن هم کارگردان،
خودش قصه جداگانه اي دارد.
رقابت ناسالم، همه و همه از جمله معضلات سر راه کارگردانان زن است.
چرا هيچ کدام از نقش هاي پنج ستاره را خودتان بازي نکرده ايد؟
- لازم ديدم در اولين کار سي و پنج ميلي متري و حرفه ي ام تمرکزم را در پشت دوربين بر کارم حفظ کنم.
هيچ وقت به بازيگري باز نمي گرديد؟ حتي در فيلم هاي خودتان؟
- چرا شايد در فيلم خودم بازي کنم.
حالا که داريد با بازيگران نسل فعلي کار مي کنيد فکر مي کنيد تفاوت بازيگر و بازيگري در دوران شما با حالا در چه چيزهايي است؟
- در آن زمان بازيگري يک تخصص بود. محبوبيت به واسطه داشتن استعداد و
قدرت بازيگري بود نه به دليل خوش سيما بودن. مثلا خانم فاطمه گودرزي، خانم
معتمد آريا و فريبا کوثري از همکاران آن دوره هستند که بازي هاي واقع گراي
شاخص و درخوري در کارنامه سينمايي خود دارند. آن زمان چهره بازيگران زن را
روي سردر سينما يا بيلبوردهاي سر چهارراه ها نمي زدند. اگر هم روي سردر
سينما مي زدند، تمام رنگي نبود و خيلي کوچک در يک گوشه و با دو رنگ چاپ مي
شد. عکس هاي ويترين را بايد وزارت ارشاد تاييد مي کرد.
فيلم ها بيشتر خانوادگي بودند و نقش محوري داستان را مردها تشکيل مي دادند.
البته از نظر مضون و محتوا فيلم هاي شاخصي ساخته شد که حاصل تلاش
سينماگراني بود که در اين دوره ديدگاه نويي ارايه دادند. سينماگران موج نو
باعث رشد فرهنگي و تغيير سليقه بينندگان شدند ولي در حال حاضر، بعضي افراد
بي تجربه که عده اي از آنها هيچ اطلاعاي درباره عرصه هنر و بازيگري ندارند و
فقط ديالوگ مي گويند، پا به عرصه بازيگري گذاشته اند.
بازيگري در سينماي ايران دوره دارد؟
- نه! دوران ستارگي است که پايان دارد. يک زمان جوليا رابرتز را در خيلي
از فيلم ها مي ديديد، بعد نوبت نيکول کيدمن شد، بعد مدتي ساندرا بولاک گوي
سبقت را از آنها ربود و در حال حاضر آنجلينا جولي محبوب شده است.
چطور دوران يک بازيگر تمام مي شود؟
- به طور معمول در فيلم هايي که فيلم نامه هاي ضعيفي دارند، اولين چزي
که حذف مي شود، شبکه روابط کاراکترهاست که چرا نويسندگان در شرايط وابستگي
به گيشه، نسخه هاي کليشه شده در فيلم نامه نويسي را تکرار مي کنند. اين
باعث محدودشدن شبکه روابط و نقش بازيگراني مي شود که در اين شبکه بازي مي
کنند. در اين صورت بيشتر قصه ها تکراري شده و براي جوانان نوشته مي شود.
تهيه کننده ها هم ترجيح مي دهند در اين قصه ها از چهره هاي پرفروش و امتحان
پس داده، بهره ببرند. به اين ترتيب خيلي از بازيگران نقش اول که دوران
جواني را طي کرده اند، بازنشسته مي شوند.
چرا برخي از بازيگران دوره شان تمام نمي شود؟
- بعضي از بازيگران نقش اول حاضرند در نقش هاي کوچک تر بازي کنند ولي هميشه در صحنه باشند.
آيا کسي بايد از تمام شدن دوره شان جلوگيري کند؟
- بايد سرمايه گذاري عظيمي که در يک دوره روي آنها شده تا محبوب شوند، در نظر گرفته شود.
آيا در ايران پايان بازيگري آغاز کارگرداني است؟
- نه! هيچ ارتباطي به هم ندارد؛ هدف کار فرهنگي است.
فکر مي کنيد فيلم تان فيلمي زنانه است؟
- از اين نظر که مشکلات خدمه زن يک هتل مدنظرم بوده، اين طور به نظر مي
رسد ولي در نظر داشته باشيد که فيلم قهرمان هاي مرد هم دارد.
فيلم زنانه چه جور فيلمي است؟
- اصول خاصي در فيلم هاي زنانه موردنظر قرار مي گيرند. مثل واکنش نشان
دادن به جامعه مردسالار. در فيلم هاي زنانه، شخصيت هاي مرد منفعل هستند زن
ها نقش محوري در ماجراها دارند و داستان متوجه مسايل زنان است.
کارگردانان مرد بهتر به دنياي زنانه مي توانند نزديک شوند يا کارگردانان زن؟
- طبيعتا زنان بهتر مي توانند دنياي زنانه را نشان دهند چون آن را بهتر
مي شناسند. زن ها طبيعتا نسبت به مسايل دور و اطراف خود در جامعه حساس تر
از مردها هستند.
چون خودتان بازيگر بوده ايد از روش خاصي در ارتباط با بازيگران استفاده مي کنيد؟
- روش خاصي ندارم جز اينکه مسايل و مشکلات قشر بازيگر را مي دانم.
چرا نقش اصلي را به ديبا زاهدي که يک بازيگر جوان و ناشناخته است داديد؟
- قبل از هرچيز به بازيگري نياز داشتم که حدود هجده يا نوزده ساله باشد و
در عين زيبايي، در چهره اش آميزه اي از معصوميت و سادگي هم وجود داشته
باشد.
در زمان خواندن فيلم نامه بازيگران خودشان پيشنهادي براي جا به
جايي نقش شان با نقش هاي ديگر نداشتند يا ابراز علاقه براي انتخاب ساير نقش
ها نمي کردند؟
- نه! همه نقش خودشان را مي پسنديدند.
بهنوش بختياري چند بار اداي خواننده هاي هندي را در مي آورد و مي خواند، نگران نبوديد آن سکانس دچار مميزي شود؟
- نه! به خاطر اينکه بازي خانم بختياري از جنس بازي ها براي دوربينن يست.
چرا صداي شهاب حسيني تا آخر فيلم گرفته است؟
- صداي آقاي حسيني در اثر حساسيت به هواي آلوده تهران گرفته بود ولي من حس کردم اين ويژگي مي تواند به شخصيت او در فيلم کمک کند.
به هر حال بايد کارکرد دراماتيکي هم داشته باشد، به نظرتان چه کارکردي دارد؟
- به هر حال صداي اعتراض رضا براي احقاق حقوق خدمه اش به جايي نمي رسد.
به نظرتان شهاب حسيني در اين فيلم از تمام توانش استفاده کرده است؟
- به نظرم بهترين بازي اش را کرده. طول و عرض نقش اصلا مهم نيست.
حتي از بازي اش در جدايي نادر از سيمين هم بهتر شده
- بله!
نقش شقايق که ليلا بلوکات آن را بازي مي کند، چه کارکرد دراماتيکي در فيلم نامه دارد، انگار اضافي است.
- نقش شقايق در فيلم نامه که من بازنويسي کرده بود، بيشتر بود و حتي در
بعضي مواقع مريم را به محل کارش يعني هتل مي رساند ولي چون بخش دانشگاه را
کوتاه تر کرديم و قرار شد بقيه ماجرا در هتل اتفاق بيفتد، از نقشش کاسته
شد.
حالا به نظرتان انتخاب ايده و سوژه و فيلم نامه براي فيلم اول،
حساسيت ها و وسواس هاي زيادي مي خواهد؟ علت اين حساسيت ها در چيست؟ شما
چطور، براي اين فيلم، از اين نوع حساسيت ها داشتيد؟
- براي ساخت فيلم اول، همه مي خواهند کار متفاوتي انجام دهند. البته
براي من کار و دوم معني ندارد. تماشاچي اول فيلم خودم هستم. بنابراين فيلمي
مي سازم که به آن اعتقاد داشته باشم.
فيلم شما به نوعي در رده آثاري قرار مي گيرد که پيشخدمت هاي يک هتل يا
رستوران در مرکز اصلي ماجرا قرار دارند. آثار مختلف و تقريبا مشابهي در
سينماي ايران و جهان در اين باره ساخته شده، مثل گاسفورد پارک رابرت آلتمن
يا در ايران بيست کاهاني. از اين فيلم ها هم تاثير پذيرفتيد؟
- فقط فيلم بيست آقاي کاهاني را موفق شدم ببينم و خوشم آمد ولي اصلا
چيزي از آن در يادم نبوده که بخواهم از آن يا فيلم هاي خارجي از اين دست
تاثير بگيرم.
چرا فرشاد محمدي، فيلم بردارتان يک لحظه از جلوي قاب عبور مي کند؟
- چون تعداد بازيگران اکسترا، در رستوران کم بود و من و ايشان تصميم
گرفتيم براي پرکردن فضاي رستوران، در آن صحنه ظاهر شويم. خودم هم در صحنه
رستوران دانشگاه، سيني به دست ديده مي شود. به علاوه طراح صحنه و گريمور
مردمان هم در نقش باديگاردهاي آميتا باچان پشت در اتاق پرزيدنتال ديده مي
شوند.
فيلم تان بالاي يک ميليارد در اکران فروخت. فکر مي کرديد اين رقم بفروشد؟
- با درنظر گرفتن حواشي اکران، مردم خيلي به من لطف داشتند و از آنان تشکر مي کنم.
پس اين فروش را براي فيلم تان موفقيت آميز مي دانيد؟
- با توجه به زمان اکران و هم زماني آن با فيلم هاي استادان سينما، فروش
آن را موفق مي دانم. البته سرمايه گذاري درباره فيلم اقتصادي نيست. ما مي
توانستيم با آن پول يک ملک بخريم و در عرض اين سه سالي که سرمايه مان راکد
مانده بود، کلي سود کنيم!
فيلم شما از فيلم «خانوم» که آن هم اولين فيلم يک کارگردان زن است، در اکران و فروش موفقيت آميزتر بوده. فکر مي کنيد علتش چيست؟
- يه نظرم آن فيلم هم، فيلم موفقي است. همين که کارگردانان زن توانسته اند فيلم هاي خوبي بسازند، کار بزرگي است.
فيلم شما در اکران امسال با دو بازيگر مرد سينما، شهاب حسيني و رضا
عطاران هم مي تواند سنجيده شود و اصلا رقابت تنگاتنگي هم با ساکن طبقه وسط
داشت، چرا در اين رقابت ردکارپت و ساکن طبقه وسط از فيلم شما سبقت گرفتند؟
- چراي آن را بايد از مردم بپرسيد شهاب حسيني و رضا عطاران از هنرمندان
خوب و آشنا به سينما هستند. خدا را شکر مي کنم که مردم از آنها استقبال
کردند.
فکر مي کنيد چرا مخاطبان سينما فيلم تان را دوست داشتند؟
- اگر به مردم ايمان و آنها رادوست داشته باشيد و درک کنيد، آن احساس از
طريق فيلم شما منتقل مي شود و برعکس. معمولا اولين کارها موفق است به اين
علت که فيلم ساز هنوز به بيننده تعلق دارد و درگير خودنمايي هاي حرفه اش
نشده است.
سينماي هند را دوست دارم
چرا از نام آميتا باچان در فيلم استفاده کرديد و بازيگران جديدتر هندي مثل شاهرخ خان را انتخاب نکرديد؟
- خب! نسل اول، دوم و سوم انقلاب او را بيشتر مي شناسند.
زماني که بازيگر بوديد بازي آميتا باچان را دوست داشتيد؟
- آن زمان فيلم شعله را ديده بودم و دوستش داشتم.
به سينماي هند علاقه منديد؟
- به هرحال باليوود دومين اقتصاد سينماي جهان را در اختيار دارد و نمي
شود آن را ناديده گرفت. من فقط فيلم هاي هندي را که برنده جوايز شده اند،
مي بينم.
مثلا؟
- ميليونر زاغه نشين و زندگي پاي را که درباره هند بود، دوست داشتم.
سفر به هند داشته ايد؟
- نه! ولي دوست دارم بروم.
آميتا باچان را از نزديک ديده ايد يا با او صحبتي کرده ايد؟
- يک بار در لندن او را ديدم ولي فرصت صحبت نداشتم.
فکر مي کنيد مردم ايران به فيلم هندي علاقه دارند؟
- تا آنجا که ديده ام، تعداد زيادي از مردم به اين نوع فيلم ها علاقه مند هستند.
واقعا بايد بررسي شود که چه عاملي باعث فروش فيلم هاي شان مي شود، آن هم در
عصر ارتباطات که سينماي بيشتر کشورها مقهور سينماي هاليوود واقع شده است.
نمي شد بگرديد کسي را شبيه آميتا باچان در ايران با فراخوان و اين طور تکنيک ها پيدا کنيد و در فيلم بگنجانيد؟
- در اصل تهيه کننده قرار بود ايشان را براي ايفاي اين نقش به ايران
دعوت کند ولي چون نقشش کم بود و از طرفي جوابگوي هزينه ها هم نبوديم، از
اين مساله انصراف داديم. انتخاب کسي که شبيه او باشد، مثل سريال هايي که
شخصيت هاي تاريخي را بازسازي مي کنند ما را از واقعيت دور مي کرد.