خبرگزاري آريا - فصلنامه همشهري اقتصاد: در نيمه دوم سال 2015 هفته نامه اقتصاد «اکونوميست» در تازه ترين گزارش خود آماري از تحولات ايجاد شده در ارزش دلاري شرکت هايي که به آن ها نوپا يا به عبارت بهتر استارت آپ مي گويند، ارايه داد. طبق معمول شرکت هايي مانند گوگل، فيس بوک، توييتر و... رتبه هاي برتر را از آن خود کرده بودند، اما اين گزارش نکته جالبي را در دل خود گنجانده بود. اکونوميست در گزارش خود سه استارت آپ بزرگ ايراني را براساس ارزش دلاري رتبه بندي کرده بود.
در اين گزارش سه استارت آپ «ديجي کالا»، «آپارات» و «کافه بازار» به عنوان برترين هاي ايراني معرفي شدند. شايد نکته پيام ورود نشريه معتبري مانند اکونوميست به بررسي استارت آپ هاي ايراني نشان از تغيير و تحول در ساختار محيط کسب و کار اقتصاد کشور باشد. در اقتصاد کشورمان حرف اول براي راه اندازي هر کسب و کاري حتي در اندازه بسيار کوچک را سرمايه گذاري مي زند.
استارت آپ ها که با مزيت کم بودن هزينه اوليه سرمايه گذاري در کسب و کارهاي جهان شکل گرفته اند، در ايران هم به همين دليل مورد استقبال بسياري از جوانان خوش فکر و نيروي انساني خلاق قرار گرفته اند؛ البته در معرفي و جايگاه سازي استارت آپ ها هميشه صحبت از ايده هاي خلاق و کم هزينه بودن آغاز يک کسب و کار است. اما بايد توجه داشت که استارت آپ ها هم مانند هر کسب و کاري با ورود سرمايه گذار و حمايت هاي مختلف موفقيت هاي بيشتري را به دست مي آورند.
اگر برترين استارت آپ هاي جهان از نظر ارزش دلاري را بررسي کنيم پرواضح است که اين استارت آپ ها در فضايي (منطقه جغرافيايي) شکل گرفته اند که سرمايه گذاري روي کسب و کارهاي نو بسيار شايع است. اين منطقه که در اصطلاح «دره سيليکون» ناميده مي شود مهد رشد فناوري و کسب و کارهاي حوزه آي تي است.
نگاهي به برترين استارت آپ هاي اين حوزه نشان مي دهد که همگي در اين منطقه رشد کرده اند. بررسي ها نشان مي دهد که در اين منطقه، صنعتي به نام «صنعت کارآفريني و سرمايه گذاري در استارت آپ ها» وجود دارد که وظيفه حمايت تمام و کمال از استارت آپ هاي حوزه هاي مختلف را به دوش مي کشد. شرکت هاي موفقي مانند گوگل، توييتر، فيس بوک و... همگي در وهله اول با حمايت يک سرمايه گذار توانسته اند ايده خود را پرورش داده و درجايي که اکنون قرار دارند با ميلياردها دلار گردش سرمايه فعاليت کنند.
استارت آپ هاي موفق مي توانند علاوه بر بالا بردن رقم سرمايه در گردش خود ميليون ها شغل ايجاد کنند. وجود يک صنعت حمايتي مانند «صنعت کارآفريني و سرمايه گذاري در استارت آپ ها» شايد بتواند در کشورمان فضايي را ايجاد کند تا شرکت هايي با سرمايه هاي در گردش ميلياردي با فوران ايده ها و خلاقيت هاي خود هم کسب و کارهاي موفقي راه اندازي کنند و هم به بهبود شرايط شغلي کشور کمک کنند.
در بيشتر اين استارت آپ ها نسبت سرمايه اي که از طيق بازار سرمايه يا سرمايه گذاران خطرپذير جذب شده در برابر ازش تجاري آن ها کمتر از 10 درصد است. به همين دليل حتي در اوج بحران اقتصادي در دنيا که اغلب صنايع گرفتار رکود بودند، استارت آپ هاي نوآورانه روند رو به رشد داشته اند.
از سال 2000 يعني زمان اوج حباب دات کام تا سال 2015 تعداد استارت آپ هايي که ارزشي بالاي يک ميليارد دلار داشته و متعلق به سرمايه گذاران خطرپذير بوده اند، تقريبا دو برابر شده و به 72 شرکت رسيده است. در سال 2014 مجموعا 48 استارت آپ وارد باشگاه ميليارد دلاري ها شده و البته 16 شرکت هم به دليل اين که سهام آن ها در بازارهاي بورس عرضه علني شده يا از سوي سرمايه گذاران ديگر خريده شدهاند از حالت استارت آپ خارج شده و باشگاه استارت آپ هاي مليارد دلاري را ترک کرده اند. جريان استارت آپي کشور يک حرکت ارزش آفرين کاملا ايراني است؛ نمونه اي بديع از توانمندي داخلي در راه اندازي کسب و کارهاي نوين و مبتني بر فناوري روز.
نخستين جرقه هاي اين جريان در روزهايي زده شده که در کشورمان زير شديدترين و ظالمانه ترين تحريم هاي بين المللي قرار داشت. استارت آپ هاي بزرگ و موفق ايراني چون ديجي کالا (1384)، کافه بازار (1388)، آپارات (1385) و بسياري ديگر به لطف ايده هاي جواناني ايجاد شده که به دليل تخصص و قابليت هاي خود اين فرصت را هم داشته اند تا در صدها شرکت بين المللي و مشهور اروپايي و امريکايي کار کنند، اما به رغم همه مشکلات، فشارها و محدوديت ها در داخل کشور ماندند و با آموختن از تجربيات موفق داخلي و خارجي، کسب و کار خود را به راه انداخته اند. هيچ کدام از اين شرکت ها سرمايه گذار خارجي نداشته اند و همه موفقيت آن ها مديون تلاش و نوآوري بنيانگذاران شان و سرمايه داخلي بوده است.
حال اين که اگر حمايت هاي مختلفي مانند ورود سرمايه گذاران متخصص را به اين حوزه چاشني کار استارت آپ ها کنيم بدون شک شاهد تحول شگرفي در اين زمينه خواهيم بود، اما چرايي حمايت از استارت آپ ها بسيار مهم است.
سايت آمازون براساس آمارهاي رسمي اعلام شده در هر دو دقيقه 120 هزار دلار درآمد کسب مي کند. نگاهي به برترين شرکت هاي جهان نشان مي دهد که ديگر برترين ها توليدکنندگان، نفت و صنايع وابسته به آن ها نيستند. جهان امروز در اختيار ايده هاي نو و فناوري است.
شرکت هايي مانند گوگل، ياهو، فيس بوک و آمازون نام هاي معروف و معتبري در دنياي اينترنت به شمار مي روند. شرکت هايي که معمولا کمتر از بيست سال عمر دارند، اما بدون در اختيار داشتن سرمايه هاي کلان، معدن و چاه نفت به درآمدهاي ميلياردي رسيده اند.
رشد استارت آپ در کشور به خصوص در سال 94 بازتاب جهاني گسترده اي داشت. علاوه بر گزارش اکونوميست از محيط کسب و کار تازه اقتصاد ايران، روزنامه «واشينگتن پست» نيز دز گزارشي به تحليل شرايط سرمايه گذاري و رشد استارت آپ در کشور پرداخت. در اين گزارش نمونه هاي موفق ترين استارت آپ هاي کشور مانند ديجي کالا، تخفيفان، کافه بازار و...
معرفي شده اند. در بخش ديگري هم گفت و گوهاي کوتاهي پيرامون چگونگي شکل گيري استارت آپ ها با فعالان اين حوزه انجام شده است، اما از سوي ديگر قصه استارت آپ ها در کشور نشان مي دهد که درصد شکست آن ها بسيار بالاست و در برخي مواقع از 90 درصد هم عبور مي کند.
نبايد در مسير شکست فقط قوانين دست و پاگير و نبود حمايت هاي دولتي را مدنظر قرارداد. بررسي ها نشان مي دهد که خوش بيني بيش از حد مديران استارت آپ در مورد پيش بيني هزينه ها و نبود ديدگاه اقتصادي مناسب در ميان سرمايه گذاران و فعالان حوزه کسب و کار مي تواند از مهم ترين دلايل شکست استارت آپ در کشور باشد. تنها راهکار مقابله با اين بحران هم توجه به پيش بيني هاي درست و جلوگيري از هيجانات در زمان پيش بيني ها و راه اندازي يک کسب و کار است.
نگاهي به فعالان حوزه کسب و کارهاي کوچک در جهان نشان مي دهد که تمرکز بر پيش بيني درست هزينه ها يکي از اولويت هاي صاحبان کسب و کار است. تامين سرمايه به همراه همه تجهيزات و امکانات و مديريت و... کسب و کارها ارزان نيست، اما اگر اهداف اقتصادي جدي پشت کسب و کار وجود داشته باشد به اين ميزان سرمايه گذاري نياز است.
در اين شرايط است که يک شرکت مي تواند به مرزهاي بين المللي ورود پيدا کرده و درآمدهاي واقعي را براي خود و اقتصاد کشور به ارمغان آورد. ورود نتايج موفقيت هاي استارت آپ ها به کشور بدون شک در اقتصاد ايران تاثير مستقيم گذاشته و مي تواند در بهبودش رايط کسب و کار هم اهميت پيدا کند.
اگر کمي از نگاه خوش بينانه به ايده هاي خلاقه جوانان خوش فکر ايراني فاصله بگيريم بدون شک حمايت کننده هايي بايد به کمک استارت آپ ها بشتابند. در هيچ جاي دنيا دولت ها حامي استارت آپ ها نيستند و نمي توان انتظار داشت که هزينه رشد استارت آپ ها را دولت ها پرداخت کنند. در بسياري از مواقع مشاهده شده است که ورود ريالي دولت به هر حوزه اي موجبات رانت و فساد و در نهايت شکست را فراهم آورده است. نمي توان استارت آپ ها را هم از اين موضوع مبرا دانست.
دولت ها در جهان شرايط رشد کسب و کارها و فضا را براي بزرگ شدن آن ها فراهم مي کنند که بيشتر شامل قوانيني در راستاي بهبود فضاي کسب و کارهاست، اما در اين ميان سوالي که پيش مي آيد اين است که حامي استارت آپ اگر دولت نباشد چه گروهي است؟ در همه جاي دنيا و کشورمان شرکت هاي شتاب دهنده، حاميان استارت آپ ها هستند. شرکت هاي شتاب دهنده به مفهوم واقعي، شتاب دهي و بالابردن ميزان رشد استارت آپ ها را بر عهده دارند.
خوشبختانه در کشور ما هم شتاب دهنده هاي خصوصي همزمان با اوج گرفتن موج استارت آپي فعال شده اند. تعداد اين شتاب دهنده ها از تعداد انگشتان يک دست کمتر است و گفته مي شود که مجموعه سرمايه گذاري واقعي آن ها از يک ميليارد تومان تجاوز نمي کند، اما با همه نقدها و مشکلات موجود در اين زمينه و انتقادهايي مانند تخصصي نبودن تعدادي از آن ها مي توان وجود شتاب دهنده ها و حرکت کج دار و مريز آن ها را به فال نيک گرفت.
آن چه در کشورمان مشاهده مي شود، بيشتر شرکت هاي شتاب دهنده با مشارکت يا مشاوره ايرانيان خارج از کشور ايجاد شده اند و بعضا برخي شرکت ها و بانک هاي خصوصي هم در تامين مالي آن ها مشارکت دارند. تامين سرمايه اندک، ارايه امکانات عمومي نظير فضاي کاري و زيرساخت هاي فني و همچنين حمايت هاي حقوقي و قانوني از مهم ترين خدماتي است که در اين مراکز ارايه مي شود. به هر حال رشد استارت آپ ها و شرکت هاي شتاب دهنده در کشور موج جديدي در اقتصاد ايران را رقم زده است.