
خبرگزاري آريا - روز گذشته، کتاب «داريوش طلايي» اثر برگزيدهي بخش هنر سيوچهارمين جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي شد. اين استاد برجستهي موسيقي که سالهاي متمادي است علاوه بر آهنگسازي و نوازندگي در زمينهي تأليف آثار مکتوب در موسيقي رديف ايران نيز فعاليت دارد، در کتاب «تحليل رديف: بر اساس نتنويسي رديف ميرزاعبدالله با نموداري تشريحي» تلاش کرده تا با روشي نو، رديف ميرزاعبدالله را -که يکي از معتبرترين روايتهاي رديف موسيقي ايراني و در عين حال رايجترين آن است- تحليل و بررسي کند. او در اين روش، نگاه به رديف موسيقي دستگاهي ايران را به مثابه يک زبان موسيقايي خاص ميداند و با تدوين نقشهاي عيني از رديف، آن را از زواياي مختلف مورد بررسي قرار داده و در نهايت، ارائه دستور زبان خاصي را براي موسيقي ايراني مد نظر قرار ميدهد.
اين استاد دانشگاه، دربارهي اين کتاب ميگويد: «همچنان بخش مهمي از مردم با واژهي رديف آشنايي ندارند و حتي ميان اهالي موسيقي نيز در اين رابطه سوءتفاهمهايي وجود دارد. موسيقي ما داراي يک سنت شفاهي بوده که طي صدها سال، به صورت سينه به سينه به ما رسيده و اين سنت شفاهي، ساختار و زبان خاص خودش را دارد. اين در حالي است که در مواجهه با فرهنگ موسيقي غربي و آموزش اين نوع موسيقي که از زمان «دارالفنون» رسميت پيدا کرد، تلاشهايي انجام شد تا اين نوع موسيقي، خودش را با آن مباني تعريف کند. درست از همان زمان درک اين مسأله، دچار يکسري سوءتفاهمها و کجفهميها شده و آسيبهايي به اين جريان موسيقايي وارد کرده؛ يعني در حالي که دنبال پيشرفت بوده، اما چون ترکيب مفاهيم اين زبان موسيقايي و موسيقي غربي به نحو سنجيدهاي انجام نشده، آسيبهايي به آن وارد شده است.»
«داريوش طلايي» در تمام اين سالها تلاش کرده تا پاسدار بخشي از ارزشهاي موسيقي باشد که کمتر به آن توجه شده است. اما اين فعاليتها هيچگاه به معناي عدم توجه به واقعيات امروزي که بايد در موسيقي لحاظ شود، نشده است. خودش ميگويد: «موسيقي مثل هر پديدهي ديگري همواره در حال تحول است. هيچ چيز نيست که در اين جهان متحول نشود و موسيقي هم. به خصوص آنکه در دورهي مدرن و جديد، هر چه جلوتر ميآييم، شتاب تحولات سريعتر ميشود و اين مسأله خواهناخواه بر موسيقي نيز اثر ميگذارد.»
عضو هيأتعلمي دانشگاه تهران، البته به اين نکته نيز اشاره دارد که: «ما در زماني زندگي ميکنيم که امکانات و تکنولوژي عوض شده و دانشگاهها و آموزشگاههاي مختلفي در ايران و ديگر کشورها شکل گرفته و به همين خاطر، موسيقي ايران نيز آکادميک شده است. بنابراين لازم بوده تا رديف از ديدگاهي نو بررسي شده و ساختار آن با شيوهاي جديد تبيين و تدوين شود.»
همين مسأله انگيزه نگارش اين اثر توسط موسيقيداني ميشود که همزمان هم از محضر اساتيدي چون علياکبر شهنازي، نورعلي برومند، عبدالله دوامي، يوسف فروتن و سعيد هرمزي بهره برده و هم دکتراي خود را از دانشگاه نانت گرفته و در تمام اين سالها تلاش کرده تا به شناساندن موسيقي ايراني از طريق تدريس، اجراي کنسرت و انتشار موسيقي در داخل و خارج از کشور بپردازد؛ اما «تحليل رديف: بر اساس نتنويسي رديف ميرزاعبدالله با نموداري تشريحي» چگونه خلق شده است؟ اين استاد موسيقي ميگويد: «اين کتاب، نتيجهي چندين مرحله کار هدفمند در اين مسير است. در واقع ميتوان گفت ثمرهي بيش از پنج دهه فعاليتهاي من در حوزهي موسيقي از زماني است که با استادان موسيقي شروع به درک اين موسيقي کردم و ارتباطش با موسيقيهاي ديگر را سنجيدم که يک سير تکاملي داشت و به همين خاطر ميتوان اين اثر را يک نقطهعطف در کارنامهي هنري و علمي من دانست.»
او دلايل ديگري نيز براي صرف بيش از پنجاه سال از عمرش در نگارش اين اثر داشته است: «خاصيت و ذات موسيقي ما اين است که بخش مهمي از آن بداهه و خلقالساعه است. اين خصوصيت را ميتوان در موسيقي شرقي و مُدال مشاهده کرد. همانطور که راگاهاي هندي هم اين ويژگي را دارند و در همين راستا، يک استاد نوازنده و خواننده، هم خلق ميکند و هم اجرا. اين ذات موسيقي ما است. اما معنايش اين نيست که هر کسي ميتواند هر چيزي را به هر شکل که ميخواهد، بنوازد و بگويد من «آفرينش» ميکنم. همانطور که در موسيقي عربي و ترکي، «مقام» وجود دارد و در موسيقي هندي «راگا»، در موسيقي ايراني دستگاهها، آوازها و گوشههايي داريم که قواعد مشخص، قالبهاي معين و فواصل و ريتمهاي مشخصي دارند و در اين ميان، رديف مثل يک شبکهاي است که تمام اين عناصر را به هم پيوند ميدهد. اين موسيقي بسيار پيچيده است؛ اما در عين پيچيدگي، منعطف هم هست. از همين رو، هر بار که يک استاد موسيقي -که به مرحلهي تبحر و آگاهي رسيده و دانش معرفتي و مهارت اجرايي دارد- بتواند با ادغام اينها اثري خلق کند، روح جديدي به آن ميدمد.»
او ادامه ميدهد: «ما در بداههنوازي هر بار، نوعي تازگي مشاهده ميکنيم. اتفاقي که در اين کتاب افتاده، توضيح اين مسأله است که ما در سيستمهاي ضبط و نتنويسي، اين خاصيت انعطاف و بداهه را از آن ميگيريم؛ مثل اينکه از يک موجود متحرک، عکسي گرفته و او را در حالتي ثابت، ثبت کنيم. اما من تلاش کردم تا در اين اثر، اين موسيقي را به صورت متحرک و چندبُعدي نشان دهم نه با يک اکت ثابت. از لحاظ گرافيکي نيز در آن، کار مهمي شده و ارتباط مخاطب را با آن آسان ميکند. در واقع اين کتاب لايههاي مختلف جملات موسيقي را به تصوير کشيده و در اين باره توضيح ميدهد که اينها چهطور با هم ترکيب شدهاند. بنابراين ميتواند يک درک چندبعدي در موسيقي براي مخاطب ايجاد کند. اين کتاب، موسيقي را به شکل مسطح نگاه نکرده و اين فرصت را در اختيار مخاطب قرار ميدهد تا آن را از زواياي مختلف بررسي کرده و اين مسأله، يک حجم، روح و پويايي به اين موسيقي ميدهد.»
داريوش طلايي از جمله هنرمندان سرشناس حوزه موسيقي ايراني است. او از سن 11 سالگي به هنرستان موسيقي رفت و ضمن تحصيل موسيقي کلاسيک غربي و موسيقي ايراني، ساز تخصصي تار را براي نوازندگي انتخاب کرد. اين هنرمند پس از کسب ديپلم از هنرستان موسيقي به تحصيل در رشته موسيقي دانشکده هنرهاي زيبا پرداخت و همزمان در مرکز حفظ و اشاعه موسيقي مشغول به فعاليت شد. او طي اين مدت در محضر استاداني چون علياکبر شهنازي، نورعليخان برومند، عبدالله دوامي، يوسف فروتن و سعيد هرمزي به تکميل آموختههاي خود در سنتها و مکاتب مختلف موسيقي دستگاهي ايراني پرداخت.
اين مؤلف و مدرس موسيقي پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي، از سال 1355 در دانشگاه تهران به عنوان عضو هيأت علمي، موسيقي ايراني تدريس کرد. وي در سال 1358 با دريافت بورسيه از دولت فرانسه براي ادامه تحصيل عازم اين کشور شد و ضمن تحصيل موسيقيشناسي تا مقطع دکتري در دانشگاه نانتر به شناساندن موسيقي ايراني از طريق تدريس، اجراي کنسرت و انتشار موسيقي ايراني در اروپا و امريکا پرداخت. داريوش طلايي از زمان بازگشت به ايران در سال 1371 تا کنون عضو هيأت علمي گروه موسيقي دانشگاه تهران است و طي اين سالها، ضمن تدريس در دانشگاه، به تأليف آثار موسيقي و اجراي کنسرت پرداخته است.
«رديف ميرزاعبدالله»، «تکنوازي سهتار»، «سايه روشن»، «چهارگاه»، «شب وصل»، «دود عود»، «ساز و آواز»، «کنسرتي ديگر»، «رديف سازي و آوازي به همراه رضوي سروستاني»، «جنگ و صلح تار»، «دلگشا»، «جلوه گل» آثار موسيقايي و «نگرشي نو به تئوري موسيقي ايران»، «رديف ميرزاعبدالله؛ نتنويسي آموزشي و تحليلي»، «23 قطعه از پيشدرآمدها و رِنگهاي علياکبر شهنازي» و «تحليل رديف: بر اساس نتنويسي رديف ميرزاعبدالله با نموداري تشريحي»، آثار تأليفي داريوش طلايي در عرصه موسيقي است.
در همين راستا، «فرزاد طالبي» -مديرکل دفتر موسيقي وزارت ارشاد- در پيامي اين اتفاق را به «داريوش طلايي» تبريک گفته و در پيام خود آورده است: «انتخاب کتاب مغتنم «تحليل رديف» از سوي هيات داوران سي و چهارمين دوره جايزۀ کتاب سال جمهوري اسلامي ايران، بي ترديد نمايانگر بخشي از توانمندي، انديشه و ذوق ستودني جنابعالي در حوزه موسيقي مکتوب است. تلاش و همتتان را ارج نهاده و ديگر جلوه هاي تماشايي قلم و هنر ماندگارتان را اميد مي بريم.»