• خبرگزاری آریافارسی
    • Arya News AgencyEnglish
    • وکالة آریا للأنباءالعربیه
یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
Sunday, July 26, 2026
  • صفحه اصلی
  • سیاسی
      • رهبري
      • دولت
      • قوه مقننه
      • قوه قضائيه
      • احزاب و تشکل ها
      • امنيتي و دفاعي
      • انرژي هسته اي
      • نماز جمعه
      • انتخابات
      • سیاست خارجی ایران
  • اقتصادی
      • کشاورزي
      • صنعت و معدن
      • بازرگاني و اصناف
      • بانک، بيمه و بورس
      • انرژي و نيرو
      • مسکن و راه
      • بازار
      • اقتصاد کلان
      • ارتباطات
      • کار
      • اقتصاد جهاني
      • بیمه دی
  • بین الملل
      • آمريکا
      • اروپا
      • آفريقا
      • آسيا و اقيانوسيه
      • خاورميانه
  • اجتماعی
      • شهري و رفاهي
      • بهداشت و درمان
      • زنان و جوانان
      • حوادث
      • انتظامي و قضائي
      • محيط زيست
      • گردشگري و ميراث فرهنگي
      • موسسه توانبخشی ولیعصر (عج)
      • حمل و نقل و ترافيک
      • بنیاد شهید و امور ایثارگران
  • ورزشی
      • فوتبال و فوتسال
      • کشتی و وزنه برداری
      • والیبال و بستکبال
      • ورزشهاي رزمي
      • ورزش بانوان
      • پایه ، آبی و سایر ورزش ها
  • علمی، فرهنگی و هنری
      • مذهبی و حوزه
      • شعر و ادب
      • کتاب
      • فناوري اطلاعات
      • پزشکي
      • نوآوري ها
      • دانش آموزي و دانشجويي
      • تئاتر و سینما
      • موسیقی
      • رسانه و مطبوعات
      • قرآن و عترت
  • تحلیل آریا
    • استانها
        • اردبیل
        • گيلان
        • مازندران
        • گلستان
        • خراسان شمالي
        • سمنان
        • تهران
        • قزوين
        • خوزستان
        • بوشهر
        • فارس
        • هرمزگان
        • خراسان رضوي
        • خراسان جنوبي
        • سيستان و بلوچستان
        • کرمان
        • آذربايجان شرقي
        • آذربايجان غربي
        • کرمانشاه
        • ايلام
        • کردستان
        • همدان
        • لرستان
        • كهگيلويه و بوير احمد
        • زنجان
        • اصفهان
        • چهارمحال بختياري
        • يزد
        • قم
        • مرکزي
        • البرز
    • پادکست
      • اینفوگرافی
        • گزارش گویا
          • همه اخبار
          جذاب

          ناهيد مسلمي بازيگر پيشکسوت سينما

          عضویت در کانال ایتا خبرگزاری آریا
          8 خرداد 1396 - 12:41:46 ق.ظ
          ناهيد مسلمي بازيگر پيشکسوت سينما
          خبرگزاري آريا -

          عکس هاي جديد ناهيد مسلمي
          ناهيد مسلمي بازيگر پيشکسوت سينما

          ناهيد مسلمي از پرورش‌يافتگان تئاتر پس از انقلاب است، او که کار حرفه‌اي‌اش را با گروه آناهيتا اسکوئي‌ها آغاز و با بهزاد فراهاني براي اولين بار به صحنه رفت، يکي از بهترين بازيگران زن در دهه‌هاي اخير است.او در سال‌هاي اخير بارها توانمندي خود را در عرصه هنر نمايش به اثبات رسانده است.

          از کارهاي مهم بازيگري مسلمي مي‌توان به: "مريم و مرداويج"(بهزاد فراهاني) تهران، تئاتر شهر، تالار اصلي؛ 1365 "مده‌آ"(قطب‌الدين صادقي) تهران، تئاتر شهر، تالار چهارسو؛ 1367 "آه خواهرم مده‌آ"(مسعود سميعي) تهران، تئاتر شهر، تالار قشقايي؛ 1369 "سيمرغ"(قطب‌الدين صادقي) تهران، تئاتر شهر، تالار اصلي؛ 1369،"دختري از آسمان"(پرويز شيخ‌زاده) 1376 "زندان زنان"(منيژه حکمت) 1379 "تصفيه‌حساب"(تهمينه ميلاني) 1385 "مي‌ترسم، پس دروغ مي‌گويم"(تهمينه ميلاني) و سريال بازي: "پايان بازي"(بهمن زرين‌پور)1385 "بيداري"(بهرام عظيم پور) شبکه 3؛ 1386 "پرانتز باز"(کيومرث پوراحمد)1388 اشاره کرد.

          گفتگو با ناهيد مسلمي
          من در يک خانواده‌اي بزرگ شدم که پدرم خوشبختانه آدم روشني بود و دخترهايش را محدود نمي‌کرد. حالا شايد نسبت به شناختي که به ما دو تا دخترش داشت بود. به خاطر همين من در همان ابتداي زندگي‌ام با ادبيات آشنا شدم. خيلي دلم مي‌خواست رشته علوم انساني و ادبيات را انتخاب کنم ولي با طرز فکري که آن دوران پدر و مادرها داشتند مي‌گفتند اگر ادبيات بخواني فقط معلم مي‌شوي. پدرم خيلي دوست داشت ما پزشک شويم به خاطر همين من رشته طبيعي خواندم ولي از همان کودکي کتاب‌هاي صمد بهرنگي و محمود دولت‌آبادي و نمايشنامه و رمانهايشان را مي‌خواندم خيلي به شعر علاقه‌مند بودم و وقتي وارد دانشگاه شدم رشته‌ام زبان و ادبيات انگليسي بود چرا که پدرم خيلي به زبان علاقه‌مند بود براي همين همراه با کارهاي مدرسه زبان هم مي‌خواندم در دانشکده موقعيتي پيش آمد که ما يک کار تئاتر بکنيم . "ديکته و زاويه" غلامحسين ساعدي را کار کرديم کارگردان ما بهرام دهقان پسر جواني بود؛ پسر اسقف اعظم کليساي خاورميانه که متاسفانه در زمان انقلاب او را ترور کردند. اين اولين کار تئاتري من بود.

          اين اتفاق چه سالي افتاد که اولين تجربه تئاتري شما شد؟
          سال 57 که کمي آزادي به وجود آمد و من فهميدم که تئاتر چقدر جذاب است. قبلا فقط نمايشنامه خوانده بودم پس از آن رکن‌الدين خسروي که من اصلا ايشان را نمي‌شناختم کار ما را ديد و گفت اگر مي‌خواهيد بيائيد در اداره تئاتر در کلاس‌هاي من شرکت کنيد. من پيش از آن هيچ آشنايي با تئاتر نداشتم ولي شانس اين را داشتم که "جنايت و مکافات" علي رفيعي را در سالن اصلي تئاتر شهر ديدم و همين طور "مرگ يزدگرد" بهرام بيضايي. وقتي به اداره تئاتر رفتم آقاي خسروي با ما چند جلسه تمرين کرد ولي در آن زمان شرايط در ايران خيلي بد بود مشکلاتي پيش آمد که خسروي نتوانستند کلاس‌هايش را ادامه دهند و همه چيز همان جا کات شد ولي من هميشه مترصد تئاتر کار کردن بودم و از آنجا که خيلي آدم خجالتي بودم مي‌خواستم شيرجه بروم توي اين قضيه خجالتم و براي همين به دنبال جايي مي‌گشتم که بروم تئاتر را ادامه بدهم و تنها جايي که بود آناهيتا بود که آقاي مصطفي اسکويي آن‌جا را مي‌چرخاند.

          يعني اين مي شود حدود سال 58؟
          من سال 62 به آناهيتا رفتم سه سال آنجا بودم. آقاي زنده‌ياد مهدي فتحي استاد بيان ما بود آقاي ناصر حسيني آنجا بود، بهزاد فراهاني، بيوک ميرزايي کاظم هژير آزاد و....

          از خانم‌ها بگوئيد.
          فقط مريم کاظمي هم کلاس من بود ولي قديمي‌ترها شکوه نجم آبادي و خيلي‌هاي ديگر بودند خانم ايدن فضاالهي.
          عکس هاي جديد ناهيد مسلمي
          تصاوير ناهيد مسلمي

          پس از اين تجربياتي که بدست آورديد اولين کار تئاترتان با چه کسي بود؟
          من صبح‌ها در هلال احمر به عنوان مترجم کار مي‌کردم و بعد ازظهرها مي‌رفتم کلاس‌هاي آناهيتا پس از 5 سال متوجه شدم من اصلا اهل کار اداري و صبح تا عصر رفتن نيستم و براي همين استعفا دادم.

          شک نکرديد؟
          به هيچ وجه. همه سرزنشم کردند که اين آب باريکه را نگه‌دار بازنشستگي دارد و براي تو خوب است ولي من قبول نکردم.

          پس آب باريکه را قطع کرديد.
          بله و پشيمان هم نشدم. احساس مي‌کردم که روحم به چيز ديگري احتياج دارد و تا الان هم پشيمان نشدم. در آناهيتا نمايش"هايتي" را با زنده ياد مصطفي اسکويي کار کرديم ولي هرگز اجرا نکرديم اما پس از آن اولين کارم با بهزاد فراهاني بود " مريم و مرداويج" که در سال 65 اجرا شد.

          چه نقشي داشتيد؟
          من خيلي نقشم زياد بود... يه سياهي لشکر به اندازه نوک انگشت و اصلا حرف هم نمي‌زدم . فقط يک طبق‌هايي را حمل مي‌کرديم ولي قبل از اينکه "مريم و مرداويج" را بگويم از خانم اسکويي بايد حرف بزنم من يک مدتي هم کلاس‌هاي بانو مهين اسکويي رفتم که خيلي برايم مفيد بود.

          پس هر کجا که نفس تئاتري در آن دميده مي‍‌شد شما در آنجا بوديد.
          بله کلاس‌هاي ايشان فوق‌العاده بود و او يک متني را به دست گرفته بود از نويسنده اسپانيايي بيرو بريخو به اسم "تاريکي‌هاي سرگشتگي" که قرار بود آن را اجرا کنيم. زمان مديريت علي منتظري بود که اميدوارم هر کجا هستند زنده باشند چون سال‌هايي خيلي خوبي بود.

          حدود چه سالي؟
          سال 65. تئاتر را ايشان در آن سال‌ها آباد کردند و خيلي از بچه‌ها استخدام اداره تئاتر شدند . منتظري اجازه دادند که خانم اسکويي کار را به صحنه ببرد. همه چيز آماده بود حتي لباس‌ها ولي متاسفانه نه خانم اسکويي و نه هيچ کدام از بچه‌ها به آرزويمان نرسيديم و اجازه ندادند کار به روي صحنه برود.

          تا الان دو تا افسوس در اين مصاحبه شنيديم يکي کلاس‌هاي آقاي خسروي و يکي اجراي بانو اسکويي اميدواريم تا آخر مصاحبه ديگر افسوس نشنويم.
          اميدوارم اما من فکر مي‌کنم که نه تنها من بلکه همه جامعه تئاتري در اين 35 سال اين افسوس را خواهند خورد که از خانم اسکويي هيچ کاري ديده نشد.

          اميدوارم اين افسوس‌ها نتيجه داشته باشد. افسوس موقعي مي‌تواند فايده داشته باشد که به نتيجه برسد ولي افسوس پشت افسوس فقط کدري و سياهي به دنبال دارد. برويم سراغ اين که در زندگي تئاتري شما چه چيزهايي مانع بود و چه چيزهايي پيش برنده بود؟
          پس از کار بهزاد فراهاني اينکه آقاي قطب‌الدين صادقي به من اعتماد کردند و در نمايش "مده آ" يک نقش حرفه‌اي درست و حسابي به من دادند. در سال 67 که شهين عليزاده "مده آ" را کار مي‌کرد و من نقش دايه را بازي مي‌کردم.

          بله پوستر زيبايي هم دارد.
          بله خيلي کار زيبايي بود آنهم در آن سال‌هاي سخت که بازيگري مثل مده‌آ با لباس بنفش روي صحنه غلت مي‌زد. روزنامه‌ها خيلي اين نمايش را کوبيدند..

          به خاطر رنگ بنفش؟
          نه تنها بنفش،بلکه مده آ با زمين عشق بازي مي‌کرد و اين در آن سال‌ها اصلا قابل قبول نبود.

          پس حواس‌مان به رنگ بنفش و عشق بازي باشد؟
          پيشنهاد آقاي صادقي به من اعتماد به نفس داد و در واقع از آنجا زندگي تئاتري من شروع شد. کار خيلي سختي بود و من به قولي فولاد آبديده شدم. مرتب "مده آ" دايه را به زمين مي‌زد و گلويش را مي‌فشرد زمستان هم بود و چون اولين کار حرفه‌اي من بود خيلي برايم سخت بود ولي همان باعث شد که من تصميم صدر صد خود را بگيرم و به خودم بگويم من در اين کار مي‌مانم با تمام مشقتي که دارد..

          و عشقي که هست و تمام عزتي که پس از آن بوجود مي‌آيد... حالا پس از اين همه اولين‌ها..مي‌خواهم از اولين مخالفت‌ها بشنوم. داشتيد؟
          خانواده ما پدر سالاري بود و خوشبختانه از آنجايي که پدرم مرد روشني بود اصلا مخالفتي با تئاتر نداشت. خانه ما دو طبقه بود و يک طبقه خالي داشت. پدر ما آنجا را در اختيار من قرار داد و من با بچه‌هاي تئاتر آنجا تمرين داشتيم. يعني در زمان جنگ ما اصلا بيکار نبوديم و هميشه با بچه‌هاي تئاتر آنجا تمرين مي‌کرديم.

          بار ديگر برگرديم سر سن و سال که مي‌گويند خانم‌ها حساس‌ هستند و البته من و شما اصلا حساس نيستيم. چند سالگي کار تئاتر شروع کرديد؟
          28سالگي و هنوز هم مجرد بودم. ولي پدرم به من اعتماد داشت و مي‌دانست که ما کار فرهنگي مي‌کنيم. اصلا نمي‌آمد بالا ببيند ما چکار مي‌کنيم. ما مرتب تمرين مي‌کرديم. کارهايي را که اجازه اجرا به ما نمي‌دادند در خانه‌هاي بزرگ‌تر اجرا مي‌کرديم . اساتيد را دعوت مي‌کرديم خانه‌هامان مثل خانواده اسکويي، بهزاد فراهاني، دکتر صادقي و آنها در مورد کارمان نظر مي‌دادند.
          عکس هاي جديد ناهيد مسلمي
          بيوگرافي ناهيد مسلمي

          اولين تشويق شما کي بود؟ تشويقي که به دلتان چسبيده باشد.
          آقاي صادقي خيلي به من اعتماد به نفس داد وقتي در "مده آ" کار مي‌کردم بازيگر نقش اولش خيلي حرفه‌اي بود و سال‌ها کار کرده بود. ولي من تجربه اولم بود. آقاي صادقي يک روز به او گفت مواظب باش ناهيد دارد بازي تو را مي‌خورد. من آن جا قلبم تکان خورد و خيلي برام مهم بود که دکتر صادقي اين حرف را زد.

          پس اولين تشويق را در تئاتر و از خود کارگردان گرفتيد.
          بله ولي هيچ وقت خانواده من نمي‌آمدند کار تئاتر من را ببينند. با اينکه پدرم با کار من مخالف نبود ولي هيچ وقت نمي‌آمد کار مرا ببينند و مانع هم نمي‌شدند.

          از اولين ترسهايتان هم بگوئيد.
          واي. من اولين باري که در آناهيتا به شکل حرفه‌اي نمايش "هائيتي" را اجرا کردم. يکي از دندان‌هايم به شکل وحشتناکي تير کشيد. حس کردم ترسم دارد اينطوري خودش را نشان مي‌دهد.

          الان آن دندان با شما هست؟
          نه دندان عقل بود.

          من مي‌خواستم از اولين تصميم بپرسم که جواب داديد وقتي که شغل خوبي داشتيد و اين آب باريکه رو قطع کرديد به هواي يک رود. رودي که مي‌پيوندد به دريا ...
          اين دريا هميشه برايم زيبا و جذاب است و اميدوارم هيچ وقت قطع نشود.

          قطعا نمي‌شود دريا اسمش رويش است. برويم سراغ اولين دستمزد تئاتري که گرفتيد.
          اولين دستمزدم"مريم و مرداويج" بود که آقاي فراهاني ما را به خانه‌شان دعوت کردند به شام و 8هزار تومان بود.

          براي همان نقش کوچکي که بازي کرديد؟ پس 8هزار تومان خوب بوده.
          دومين13تومان براي "مده آ" بود.

          کم نبوده براي آن نقشي که آنقدر سخت بود؟
          خب آن موقع کارگردان‌ها تصميم مي‌گرفتند.

          نمي دانم اين سئوال جواب دارد يا نه ..اولين دلسردي شما در تئاتر چه بود؟
          هرگز دلسرد نشدم. اما توي ذوقم خورده است. از اينکه گاهي اوقات زحمت مي‌کشيديم 2 يا 3 ماه کار مي‌کرديم ولي در بازبيني کار ما را رد کردند. يا اينکه کاري در جشنواره 2 اجرا رفته ولي اجراي عموم به ما ندادند. با سليقه‌هاي خاص و شخصي. اين سئوال هميشه براي من بوده که چرا اين کار را با ما تئاتري‌ها مي‌کنند؟ اگر ما اينقدر بي مزد و بي منت کار مي‌کنيم لااقل در جاهايي بگذارند اين زحمات ما ديده بشود. بخصوص براي نمايشي که به نام " نورگير" کار کرديم باز هم از "بويرو بويرخو" بود کاري بود که اصلا ربطي به ايران نداشت و ما دوسال پيش آنرا در جشنواره فجر کار کرديم. هوشنگ قوانلو هم حتي کانديد بازيگري شد اما به ما اجراي عموم ندادند و اين خيلي توي ذوق بچه‌ها خورد من که سي سال تجربه داشتم و اين چيزها را ديده بودم ولي براي اشکان خيل‌نژاد که کارگردان جواني بود و آقاي قوانلو که پس از سال‌‍ها کانديد شده بود و مي‌توانست در اين کار ديده شود اجازه اجراي عموم به ما ندادند و گفتند اين کار سياه‌نمايي دارد.

          توي جشنواره متوجه نشده بودند که سياه است؟
          چرا حتما متوجه شده بودند اما مي‌خواستند پز اين را بدهند که ما در جشنواره کار خارجي هم به صحنه مي‌بريم...آنهم از يک نويسنده اسپانيايي.

          من اعتقاد دارم خداي تئاتر جاي حق نشسته و يک روز بايد اين‌ها جواب بدهند. سئوالي مي‌خواهم بپرسم که شايد کليشه‌اي باشد ولي جالب است. اينکه بازيگر مورد علاقه شما زن، مرد، ايراني و خارجي ، تئاتر و سينما چه کسي است؟
          آره خيلي کليشه‌اي است و من هيچ وقت عميقا به آن فکر نکردم ولي در ايران فاطمه معتمد آريا را خيلي دوست دارم و هرگز قسمت نشده افتخار همکاري با او را داشته باشم . فقط يک بار مي‌خواستم در کار محمد رضا هنرمند " آشپز باشي" کنار آنها باشم که آقاي هنرمند گفت براي اين نقش خيلي جواني و خانم ملکه رنجبر را جاي من گذاشتند. از خارجي‌ها مريل استريپ..

          و از آقايون؟ تعارف نکنيد.
          نه من اصلا اهل تعارف نيستم. با وحيد آقاپور کار کرده ام خيلي دوستش داشتم هم اخلاق حرف‌اي و هم بازي‌اش عالي است. علي سرابي هم بازيگر خوبي است.

          عکس هاي جديد ناهيد مسلمي ناهيد مسلمي و دخترش شيدا خليق

          يه سوال ديگرهم دارم که شايد کليشه‌اي باشد اما براي من خيلي مهم است اگر برگرديم به زماني که اصلا تئاتري وجود ندارد شما فکر مي‌کنيد زندگي‌تان چه مدلي بود؟
          اين سئوال کليشه‌اي نيست براي من تازه است و هيچ وقت به آن فکر نکردم. ولي اصلا اهل زندگي روتين نيستم..چون که پدرم اصلا موافق ازدواج کردن ما نبود و هميشه مي‌گفت دخترهاي من اصلا ازدواج نمي‌کنند يا اگر هم بکنند دير... و اين اتفاق براي من و خواهرم افتاد ..اين آويزه گوش ما شده بود و ما هيچ وقت در پي زندگي خانوادگي نبوديم..بچه‌دار شدن و آشپزي و ..مبل و پرده ..الان هم اگر بيائيد منزل ما مي بينيد که چقدر ساده است. نمي‌دانم شايد مثل دختر عموها و پسر عموها يک زندگي روتين داشتم.

          يعني اصلا زندگي بدون تئاتر را نمي‌توانيد تصور کنيد؟
          به هيچ وجه. تئاتر آنقدر برايم انگيزه‌اش قوي است و انقدر برايم مهم است.

          يه سئوال صبري بپرسم؟ اگر همين امروز بدون هيچ دليلي ممنوع الکار بشويد و کسي نگويد چرا.. اين اتفاقي است که براي همکاران ما اتفاق افتاده و کسي هم نمي‌پرسد چرا.. خيلي معمولي با اين اتفاق برخورد مي‌شود..مي‌خواهم بپرسم چه بلايي سر يک هنرمند مي‌آيد وقتي مي گويند نمي‌تواند بازي کند؟
          خيلي سئوال تلخي است براي من مساوي با مرگ است. اگر نگذارند بازي کنم و بروم ببينم بچه‌ها روي صحنه بازي مي‌کنند...تا حالا شده رفتم يک تئاتري را ديدم و گفتم خدايا کاش من جاي آن بازيگر روي صحنه باشم. ولي اگر نتوانم کلا بازي کنم مي‌ميرم. ولي بدبين نبودم به اين سئوال فکر نکردم اما بعضي از دوستانمان اين اتفاق برايشان افتاده و همه سکوت کرده‌اند. ما عزيزاني داريم که فقط يک نامه برايشان رد شده که ممنوع الکار شده و اصلا خود طرف خبر نداشته است و ديگر نتوانسته در تئاتر و سينما کار کند. براي يکي از بچه‌هاي راديو اين اتفاق افتاد. چيز خاصي هم نخواسته بود فقط گفته بود پول مرا کمي زودتر بدهيد. چون اخيرا همه‌اش مي‌گويند پول نيست پول نيست...با او خيلي بد برخورد کردند و ممنوع الکار شد.. من به بچه‌ها گفتم اگر خواستيد عکس العملي انجام بدهيد يا نامه‌اي بدهيد من هستم.

          آفرين.
          خب معلوم است که اين کار را مي‌کنم چرا که ممکن است اين اتفاق براي من هم بيافتد.

          بله بعضي‌ها مي گويند براي ديگري اين اتفاق افتاده ما که داريم کار خودمان را مي‌کنيم.
          نه هرگز اين طور نيست. براي اين که ما يک صنف هستيم و براي هرکس ممکن است اين اتفاق بيافتد. ولي در کل من اگر خيلي پير شوم و ديگر نتوانم بازي کنم دوست دارم قاب‌هايي با گل خشک درست کنم و به ديگران هديه دهم.

          بعد از اين سئوال تلخ بپردازيم به يک سئوال شيرين که اتفاقا با شين هم شروع مي شود...شيدا..

          از شيدا برايمان بگوئيد از بازيگري که شما تحويل جامعه تئاتر داديد.
          برايم سخت است کمي صبر کنيد...اين اصلا چيز تلخي نبود اشک‌هايم اشک شوق و اشک رنج است...من هميشه از خدا خواسته بودم که يک دختر داشته باشم و خدا اين لطف را در حق من کرد و به من يک دختر داد . زندگي خوبي نداشتم به خاطر همين اشکم در آمد چون خيلي شيدا را به سختي بزرگ کردم به تنهايي.. و خدا رو شکر الان آن چيزي که خواستم شده است اصلا اجبارش نکردم که به سمت کار هنري بيايد چون مي‌دانستم که سخت است بخصوص تئاتر. از زماني که به دنيا آمد تا سه سالگي در کنارش بودم و سه سال کار نکردم بعد از آن او را با خودم همه جا بردم. اصلا در پشت صحنه تئاتر بزرگ شد. بعد در همان سنين بود که با دکتر صادقي کار مي‌کردم و مي‌گفت بيا به شيدا نقش بدهيم و من مي‌گفتم دکتر، شيدا خيلي کوچک است و من دلم نمي‌آيد.يا در "جنايت و مکافات" آقاي شهرستاني گفت اجازه بده به شيدا نقش بدهيم ولي من قبول نمي‌کردم چون او خيلي بچه بود. بعد ديگر در 7 سالگي نادربرهاني مرند نمايش "چيستا" را کار کرد و يک نقش دختر عقب افتاده را داشت و از من خواست شيدا آن را بازي کند که الهام پاوه نژاد هم نقش اصلي را داشت ديالوگ نداشت ولي بايد نقش دختر عقب افتاده را بازي مي‌کرد.

          شيدا چون در پشت صحنه با من بود وقتي به خانه برمي گشتيم تمام نقش‌هايي را که ديده بود در خانه بازي مي‌کرد. تمام نقش‌ها و ديالوگ‌ها را حفظ بود. براي همين احساس کردم استعدادش را دارد اصلا دوست نداشتم اجباري در کار باشد. مي‌خواستم برايش شعر شاملو يا حافظ بخوانم بعد احساس کردم خودش بزرگ مي‌شود و همه اين‌ها را ياد مي‌گيرد ولي او چون در محيط تئاتري بزرگ شده بود خيلي عاقل‌تر از سنش رفتار مي‌کرد با بچه‌هاي همسن خودش تفاوت داشت تا اينکه در کارهايي کوچک بازي کرد در کار حميد امجد "زائر"؛ دو نقش داشت که موفق بود. در "توليدي عروس خانم" بازي کرد. 5 روز به اجرا بازيگر اصلي رفت و شيدا چون از مدرسه به پشت صحنه مي آمد و مشق‌هايش را در آنجا مي‌نوشت همه نقش‌ها را حفظ بود. وقتي بازيگر اصلي رفت کارگردان گفت اجازه بده نقش را به شيدا بدهيم او آن موقع 13سالش بود نقش را خيلي خوب بازي کرد و جايزه ويژه بازيگري را گرفت و ديگر در اين خط افتاد. تا الان هم رزومه خوبي دارد.

          خوشحالم از اين جهت که شيدا هدفش را از اين سن پيدا کرده است و اين براي يک مادر خيلي مهم است که دختر جوانش در اين روزگاري که بچه‌ها بي‌هدف هستند هدف خود را بشناسد. يعني اگر روزي سرم را بگذارم و بميرم شيدا هدفمند است و مي‌دانم مسير زندگي‌اش چيست..

          اولين باري که با هم همبازي شديد کي بود؟
          خيلي لذت بخش است. اولين بار همان "زائر" حميد امجد بود که شيدا 10 ساله بود و مي‌نشست صحنه را نقاشي مي‌کرد. آقاي حميد امجد هم خودش بچه نداشت و اين‌ها برايش خيلي جذاب بود همه کتاب‌هايش را به شيدا هديه کرد و دو تا نقش هم به شيدا داد. شيدا کوچک بود و افشين هاشمي نقش پدرش را داشت. نمايشي بود که دو ساعت نبايد هيچ بازيگري از صحنه بيرون مي‌رفت شيدا دستشويي‌اش مي‌گرفت و افشين هاشمي يواشکي او را از صحنه رد مي‌کرد. بعد آن "توليدي عروس خانم" و "يه حبه قند" و کارهاي زيادي با هم انجام داديم.

          منبع: honaronline.ir


          لینک کوتاه:
          کد خبر:
          کد خبرنگار:

          اخبار بیشتر
          • اخبار بیشتر
          • پیام تبریک دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران به‌مناسبت ثبت جهانی قلعه الموت
          • تعاریف لایحه مقابله با جنایات بین‌المللی مشخص شد/ کلیه صهیونیست‌های ساکن مناطق اشغالی، نظامی محسوب می‌شوند
          • استارت والیبال ایران برای فتح آسیا؛ ۱۵ بازیکن به اردو دعوت شدند
          • تداوم انسداد شبانه در جاده هراز
          • چهار شایستگی، محور برنامه درسی جدید آموزش و پرورش شد
          • هیچ راه حل نظامی وجود ندارد
          • رونمایی روسیه از غول دریایی ۹۵۰۰ تنی
          • ۶۳ کیلوولت رستم‌کلا شهرستان بهشهر درآستانه بهره برداری
          • دستور تازه شورای رقابت به خودروسازان/ شفاف‌سازی قراردادها الزامی شد
          • رویداد فرهنگی «سَر این قلم سلامت» در قائم‌شهر برگزارشد
          • روکش آسفالت شبانه با هدف ارتقای ایمنی و کاهش اختلال در تردد درمحورهای مازندران درحال اجراست
          • افتتاح کارخانه فروآلیاژ و تکمیل زیرساخت‌های بیمارستان امام علی(ع) در اولویت قرار گرفت
          • در صحن؛ مجلس در پی ناامن کردن دنیا برای جنایتکاران علیه ملت ایران
          • جلسه مجمع عمومی عادی شرکت خدماتی ناحیه صنعتی سنگتاب برگزارشد
          • خیزبلند دامپزشکی مازندران برای ارتقای سلامت دامی/ تفاهم‌نامه همکاری با شرکت آنتی‌بیوتیک‌سازی ایران امضا شد
          • شهروندان ساروی‌ از عوارض ورودی دریا معاف هستند
          • هر ۵ روز یک پروژه عمرانی در تهران؛ ۵۷ کیلومتر از مسیر تردد شهروندان کوتاه شد
          • بازطراحی نظام انرژی، راهکاری برای عدالت و افزایش تاب‌آوری کشور
          • طرح ارتقای روشنایی بوستان سرخه‌حصار با نصب بیش از ۶ هزار پروژکتور کم‌مصرف اجرا شد
          • نقش پیش‌برندگی شهرداری تهران برای همکاری عملی بین ایران و چین
          • اعتراض اهالی به وضعیت محور سه‌راهی پیچاکلا
          • ارتقای ظرفیت بانک صادرات ایران در اعطای تسهیلات/ وصول ۸۴ همت از معوقات بانکی در سال ۱۴۰۴
          • فرماندار دیّر از بازگشایی مسیر صادرات از بندر دیّر به مقصد قطر خبر داد
          • پیام محمد نوذری استاندار قزوین در پی ثبت جهانی قلعه‌های الموت در یونسکو
          • پایان انتظار؛ قلعه‌های الموت جهانی شد


            خبرگزاری آریا

            «خبرگزاري آريا» يک خبرگزارى رسمي و مستقل ايرانى است با شعار «حرکت شفاف، صادقانه و حرفه اى در اطلاع رساني»

            اشتراک در:

            یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
            گروه های خبری:
            • سیاسی
            • اقتصادی
            • بین الملل
            • اجتماعی
            • ورزشی
            • علمی، فرهنگی و هنری
            • تحلیل آریا
            • استانها
            • پادکست
            • اینفوگرافی
            • گزارش گویا
            گروه آریا:
            • مرکز مطالعات استراتژیک آریا
            • شرکت سرزمین هوشمند آریا
            • انتشارات پیشگامان اندیشه آریا
            © - Arya News Agency
            درباره ما| تماس با ما| RSS| پیوندها| جستجوی پیشرفته