خبرگزاري آريا - مادريد- ايرنا- «سيد حسين موسويان» پژوهشگر ارشد دانشگاه پرينستون امريکا و معاون پيشين سياست دبيرخانه شوراي امنيت ملي ايران در مقاله اي براي رويترز به پنج نکته اي که ترامپ بايد در مورد ايران براي نجات نسل ها از خصومت ها بداند را تشريح کرد .

درشرايطي که سرنوشت برجام درخطر است، قرار است ترامپ درتاريخ 15 اکتبر(23 مهر ) نظر خود را به کنگره درمورد پايبندي ايران به برجام اعلام کند.بسياري معتقدند که او عدم پايبندي ايران را اعلام و روابط ايران و آمريکا را به سمت خصومت علني بازخواهد گرداند.
اينطور نيست که همه اعضاء دولت ترامپ با ترامپ موافق باشند. ژنرال ماتيس وزير دفاع آمريکا علنا خواستار ماندن برجام شده و گزارشها حاکي از مخالفت تيلرسون وزير امورخارجه با اعلام عدم پايبندي ايران است.
تيلرسون اخيرا گفت: `از بزرگترين چالش هاي ما اين است که بتوانيم رابطه ايران و آمريکا را تعريف کنيم. اين رابطه هرگز يک اوضاع شاد و خوشحال کننده اي نداشته است. فکر مي کنم اگر زماني فرصت داشته باشيم که حرف بزنيم بايد بگوييم آيا مي خواهيم تا آخر عمرمان يا عمر فرزندان مان اين روند را ادامه بدهيم؟ ما هرگز چنين گفت وگويي را نداشته ايم`.
حرف تيلرسون من را بياد خاطره اي انداخت. روزي «محسن رفيقدوست» از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به من گفت بعنوان وزير سپاه وقت نزد امام خميني (ره) رفتم و از ايشان اجازه خواستم که وزارتخانه سپاه را در محل سفارت سابق آمريکا تشکيل بدهم که ايشان ضمن مخالفت به من فرمودند `براي چه مي خواهي آنجا بروي ؟ مگر قرار است ما هزار سال با آمريکا ارتباط نداشته باشيم`.
حقيقت اين است که دهها سال قطع روابط ديپلماتيک، موجب شده که امريکا درک درستي از ايران نداشته و به همين دليل استراتژي همه دولتهاي گذشته آمريکا اعم از دموکرات و جمهوريخواه درمورد ايران شکست خورده است بجز يک مورد آنهم توافق هسته اي اوباما با ايران.
اگر دولت ترامپ مايل است نسلهاي آينده دو ملت را از شر خصومت هاي گذشته در روابط نجات دهد، بايد درتعيين سياست جديد خود درقبال ايران به پنج نکته کليدي زيرتوجه کند:
نکته اول: ايرانيها با تمدن و تاريخي چند هزار ساله ، ملتي بسيار مغرور هستند. لذا رعايت اصل `احترام متقابل` جزء لاينفک روابط خارجي آنهاست. مقامات آمريکايي درچند دهه گذشته عمدتا با زبان توهين وتهديد با ايراني ها صحبت کرده اند.
وزير امورخارجه ايران در سفر اخيرش به نيويورک به من گفت: سخنراني ترامپ در مجمع عمومي سازمان ملل، توهين آميزترين سخنراني يک رئيس جمهوري آمريکا پس از انقلاب بوده و لذا گفت وگو با اومعني ندارد.
نکته دوم: سياست آمريکا درمورد`تغيير رژيم`درايران، نتيجه اي بجز خودزني براي آمريکا نداشته است. دليل اصلي بي اعتمادي ايران به آمريکا نيزسياست آمريکا براي تغيير رژيم درايران بوده است.
تيلرسون وزير امورخارجه دولت ترامپ اولين مقام دولتي آمريکا بود که پس از انقلاب ١٩٧٩ ايران، رسما تغيير رژيم را سياست دولت خود خواند درحاليکه دولت هاي قبلي آمريکا درمواضع علني عمدتا از `تغيير رفتار` صحبت مي کردند.
اوباما در سخنراني خود درمجمع عمومي سازمان ملل ٢٠١٣ رسما اعلام کرد که تغيير رژيم درايران سياست او نيست. لذا اوباما توانست با ايران گفت وگو و درمورد يکي از اختلافات کليدي يعني هسته اي به توافق بين المللي دست يابد. آيت الله خامنه اي رهبر عالي ايران نيزپاسخ نامه محترمانه اوباما را محترمانه داد اما اگر امروز ترامپ به رهبر ايران نامه بنويسد، پاسخي دريافت نخواهد کرد. بنابراين قدم کليدي براي موفقيت گفت وگو با ايران، کنارگذاشتن سياست `تغيير رژيم` است.
نکته سوم: از زمان کودتاي آمريکايي 1953 عليه حکومت مردمي مصدق در ايران، ملت ايران تنفر خاصي نسبت به مداخله آمريکا درامور داخلي خودشان دارند. براي مذاکره با ايران، آمريکا بايد از مداخله در مسايل جناحي داخلي ايران پرهيز کند.
وضعيت جناحهاي اصولگرا يا اعتدال يا اصلاح طلب در ايران، همچون دمکرات و جمهوريخواه درآمريکاست. درتهران و واشنگتن، هرتوافقي بين ايران و آمريکا بايد فراجناحي باشد درغيراينصورت شکست مي خورد.
چالش هايي که جمهوريخواهان براي برجام ايجاد کرده اند، نمونه روشن است. لذا گفت وگوي ايران بايد با رعايت ساختار و سلسله مراتب حکومتي ايران صورت گيرد.
نکته چهارم: دولت ترامپ مهمترين دليل مخالفت با برجام را سياستهاي منطقه ايران خوانده است. پذيرش اين واقعيت توسط آمريکا مهم است که ايران بعنوان يک کشور بزرگ با منابع عظيم طبيعي و نيروي انساني ، نگراني ها و منافع مشروع منطقه اي دارد.
سياست هاي چند دهه گذشته آمريکا درمورد نفي منافع مشروع منطقه اي و تلاش جهت انزواي ايران، موجب رشد نفوذ و اقتدار منطقه اي ايران همچون حوزه هاي سوريه، يمن، لبنان و عراق شده و متقابلا نفوذ آمريکا در منطقه همچون افغانستان ، يمن ، سوريه ، عراق و ساير مناطق کاهش يافته است.
پس از انقلاب 1979، سياست خارجي ايران براساس بازدارندگي ازتجاوز خارجي و تامين امنيت مرزهايش بوده است و نه براساس هژموني درمنطقه. تجاوز عراق به خاک ايران و بحرانها وناامني هاي متعدد درهزاران کيلومتر مرزهاي ايران همچون مرزهاي افغانستان و عراق و پاکستان، موجب شده تا ايران درمنطقه نقش فعال ايفاء کند.
اگر آمريکا مخالف رقابت هاي خصمانه قدرت هاي منطقه اي است، بايد ازاستراتژي ايجاد يک سيستم همکاري منطقه اي در خليج فارس بين قدرتهاي سنگين وزن يعني ايران و عراق و عربستان و ديگر أعضاء 6کشور شوراي همکاري خليج فارس، حمايت کند.
نکته پنجم: سابقه چند دهه `سياست دوگانه فشار و ديپلماسي` آمريکا حاکي از شکست آن مي باشد. بنظر مي رسد که هدف دولت ترامپ از تشديد فشارهاي اخير عليه ايران، اين است که ايران را از موضع ضعف به پاي ميز مذاکره بکشاند. روحيه ايراني ها اينگونه است که فشار را بافشار پاسخ مي دهند.
«جان کري» درمقاله اخيرخود در واشنگتن پست اذعان کرده که آمريکا بهمراه سايرقدرت هاي جهاني شديدترين تحريم ها را عليه ايران اعمال نموداما ايران در پاسخ ظرفيت غني سازي خود راتا حدي افزايش داد که به ذخيره ساخت 10 تا 12 بمب هسته اي دست يافت. جان کري درمقاله خود اذعان کرد که ايران درآستانه بمب هسته اي قرارگرفته بود.
درسي که ترامپ بايد از اين واقعيت بگيرد اين است که درتدوين سياست جديد خود درمورد ايران، اگر بخواهد از طريق فشار تنه اي به ايران بزند، ايرانيها برگ هاي چانه زني مناسب را رو خواهند کرد و هرگزدرمقابل هيچ تهديدي تسليم نخواهند شد.
اروپام *5*491*شبس*1613*
انتهاي پيام /*