
خبرگزاري آريا - موسيقي ما- مدير موسيقي بودن در کشورِ ما کار سختي است؛ مثلِ هنرمند موسيقي بودن. کافي است به اخبارِ موسيقي خبرگزاريها و سايتها در همين يکي- دو روز گذشته نگاه کنيد و ببينيد حاشيهها چقدر پررنگتر از متن هستند و جنجالهايي (گاه بيدليل) وجود دارد، به همين خاطر کسي که اين مسوؤليت را به عهده ميگيرد، چه بخوادهد و چه نه، از همان روزهاي اولِ نشستناش بر اين صندلي با چالشهاي بسيار روبهروست و بايد با بودجهي اندکي که خيلي وقتها شبيه يک شوخي بزرگ است، فعاليت کند و سعي که هم اهالي موسيقي را راضي نگاه دارد و هم آناني که چندان موافقتي با اين هنر ندارند. «علي ترابي» اما از همان زماني که براي اين پست انتخاب شد، تاکيد داشت که دفتر موسيقي وزارت ارشاد بايد از تصدياش بر موسيقي بکاهد و آن را به خود هنرمندان واگذار کند. او در اولين مصاحبهاش بعد از رسيدن به اين منصب در گفتوگو با سايت «موسيقي ما» وعدهي حمايت از بخش خصوصي و سهولتِ جريانِ دريافتِ مجوزها را داد و حالا ميشود گفت تا حدودي به اين وعدهاش پايبند بوده است، از ابتداي بهمنماه ديگر شورايي به نام شوراي موسيقي سنتي و کلاسيک در دفتر موسيقي وجود ندارد؛ بنابراين گروههاي سنتي و کلاسيک بايد تنها تأييد و مجوز اشعار خود را بگيرند، اگر آثار آنها فاقد شعر باشد ديگر نيازي به تأييد و بررسي آنها در شوراهاي دفتر موسيقي نيست و تنها براي انجام امور اداري و نيز هماهنگيهاي نهايي، اسامي و مشخصات گروه خود را به دفتر موسيقي اعلام ميکنند. به همين بهانه با او گفتوگو کردهايم:
آقاي ترابي شما از آغاز حضورتان به عنوانِ مدير کل دفتر موسيقي، وعدههايي براي تسهيلِ امرِ موسيقي انجام داديد، حالا که بيش از يک سال از حضورِ شما در اين منصب ميگذرد، ما شاهد حذف شوراي موسيقي و تغييراتي در شوراي شعر هستيم، اما پيش از آنکه واردِ اين دو موضوع شويم (که اتفاقا موضوعات مهمي است) دربارهي اين ماجرا توضيح دهيد که اين تغييرات در چه راستايي انجام شد؟ قبلتر در گفتوگوهايم به اين مساله اشاره کردم که در حال حاضر اين نياز کاملا احساس ميشود که فضاي صدور مجوز بايد با واقعيات و سرعتِ تحول دنياي موسيقي در کشور تناسب داشته باشد. زماني که اين شوراها شکل گرفتند، حتما به خاطر پاسخ به شرايط موجود بوده است، حالا اما با تغييرات و تحولات انجام شده، اين شوراها بدل به کالبدي بيروح شدهاند که نهتنها هيچ کارکرد مثبتي ندارند جز آنکه ادامهي فعاليتهايشان موجب نگرانيها و مشکلاتي براي هنرمندانِ عرصهي موسيقي شده است، به همين خاطر ما از مدتي قبل اصلاحاتي در اين خصوص انجام داديم.
که شامل چه مواردي بودند؟ در همان ماههاي ابتدايي حضور من در دفتر موسيقي، سه تصميم گرفته شد که طي اطلاعيهاي به اطلاع اهالي موسيقي نيز رسيد. اول آنکه محدوديت افراد حقيقي در ارائه تقاضاي صدور مجوز تکآهنگ برداشته شد؛ تا پيش از آن تنها اين اتفاق از طريقِ شرکتهاي ثبتشده انجام ميشد که گاه هنرمندان مجبور به پرداخت هزينههايي بودند و از آن طرف گلايههايي نيز مطرح ميشد؛ اگرچه بسياري از شرکتها نيز در اين راه به هنرمندان، کمکِ بسياري ميکردند. از آن طرف قرار شد در سه حوزهي موسيقي بيکلام اصيل و دستگاهي ايران، موسيقي بيکلام نواحي و موسيقي بيکلام کلاسيک، آثار کليه آهنگسازاني که حداقل دو بار موفق به کسب مجوز دفتر موسيقي براي آلبوم و يا اجراي صحنهاي شده باشند، از بررسي شوراي موسيقي حذف شود و همچنين نحوهي صدور پروانهي فعاليت استوديوهاي صدابرداري نيز تغيير کرد و استوديوهايي که هر چهار سال يکبار نياز به تمديد پروانهي فعاليت خود داشتند، پروانهي دايمِ فعاليت گرفتند. اينها همه نياز به کار مضاعفي داشت که با وجود آنکه دفتر موسيقي آنان را انجام داد.
البته اين تصميم در همانزمان با حاشيههايي همراه شد، چون برخي از اهالي موسيقي در جلسهاي با مدير کلِ وقت دفتر موسيقي – آقاي طالبي- مقرر کرده بودند که عدم بررسي شوراي موسيقي براي تمامي هنرمندان باشد، نه آناني که دو اثر منتشر شده دارند. من پيش از اين، دربارهي اين موضوع با سايتِ شما گفتوگو کرده و توضيح دادم، پيش از اين ظاهراً نامهنگاريهايي انجام شده و شايد قولهايي هم داده شده، اما روند مشخصي وجود نداشت؛ يعني بخشي از کارها به شورا نميرفته و بخشي به شورا ميرفته است. اتفاقاً زماني که من به دفتر موسيقي آمدم، اين سؤال برايم وجود داشت؟
و حالا در گامِ دوم، محدوديتِ دو آلبوم هم برداشته شده است. بله، چون به اعتقادِ ما هماکنون اين نياز کاملا احساس ميشود که در بررسي زيباييشناسي و هنري آثار تجديد نظر کنيم. شوراي موسيقي در اين سالها کارهاي بسيار انجام داده و زحمتِ زيادي کشيده بودند و همانطور که پيش از اين تاکيد کردم، نيازِ به اين شورا، تا سالهايي احساس ميشد، اما هماکنون اين سوال وجود دارد که «آيا يک شوراي فني شرايط لازم را براي بررسي آثار هنرمندان در حوزهي موسيقي نواحي، کلاسيک و سنتي را دارد يا خير» هيچکس (حتي اساتيد) نميتوانند در اين باره اظهار نظر کنند که چه اثري قابليت انتشار و اجرا دارند و چه اثري ندارد. در هيچ کجاي دنيا نيز چنين اتفاقي رخ نميدهد، يعني بررسي فني قبل از اجرا وجود ندارد و همه چيز بعد از شکلگيري يک اثر رخ ميدهد.
بله، در هيچ کجاي دنيا وجود ندارد، اما ما درجهبندي آثار هنري هم داشتهايم. آن موضوع هم به هيچ وجه قابل پذيرش نيست؛ کما اينکه بسياري از اساتيد که خودشان در اين زمينه فعاليت داشتند، پس از سالها به عدمِ اعتبار اين ماجرا پي پردند. اين در تاريخ هنر بيسابقه است. تاريخ هنر مملو از کارهايي است که بعد از صد سال فهميدهاند که چه شاهکاري بوده يا برعکس. شما با هيچ توان کارشناسي نميتوانيد سرنوشت زيباييشناسي يک اثر را تعيين کنيد. کاملاً بديهي است که اين مسأله کار نادرستي است. ضمن آنکه حتي تعيين کيفيت صداي يک خواننده، نسبتي با آنچه در صحنه انجام ميشود، نداشته و با تمام سختگيريها اين مسائل وجود دارد. بايد امکان برگزاري کنسرتهاي بيشتري فراهم شود تا حق انتخاب بين رويدادهاي مختلف وجود داشته باشد. هيچ کس نميتواند ثابت کند که کاري قويتر است يا نه. اينها فرمولبندي مشخصي ندارد.
اتفاق پيش آمده شامل موسيقي پاپ نميشود؟ خير، تنها موسيقي کلاسيک، نواحي و سنتي؛ اما براي موسيقي پاپ نيز تدابيري درنظر گرفته خواهد شد.
آقاي ترابي، شما يک سال است که در اين منصب فعاليت ميکنيد و حالا اين اقدام را انجام دادهايد که البته قابل تدير است؛ اما فکر نميکنيد اصلا مجوز گرفتن براي يک اثر هنري هم اتفاقي است که تنها در کشور ما رخ ميدهد و آن هم جاي بحث و سوالِ بسيار دارد؛ چون همين حالا هم اگرچه شوراها حذف شدهاند، اما بحث مجوز به قوت خود باقي است و اين مساله بهخصوص در حوزهي موسيقي بيکلام همچنان عجيب است. من بارها به اين ماجرا اشاره کردهام که صدور مجوز در قانون پيشبيني شده و مدير دفتر موسيقي در جايگاهي نيست که بخواهد قانونگذاري جديدي انجام بدهد. ببينيد، ما تاکيد داريم که بايد اعتماد بيشتري به اهالي موسيقي شود و از اين پس شوراي موسيقي براي بررسي موسيقيهاي کلاسيک، سنتي و نواحي تشکيل نخواهد شد و مختصاتِ فني اين موسيقيها ارزيابي نميشود؛ اما آثاري که داراي کلام هستند، اشعارشان در شوراي شعر بررسي ميشود.
پس شوراي شعر همچنان به قوتِ خود باقي خواهد ماند؟ بله! به خاطر حساسيتهايي که روي کلام و شعر وجود دارد، تمامي آثار با کلام در تمامي حوزهها توسط شوراي شعر بررسي ميشوند.
آقاي ترابي قبول داريد که اين شورا هم بسياري از اوقات نتوانسته کارکردي که بايد داشته باشد و خيلي وقتها حاشيهساز شده است. خود اعضاي شوراي شعر به اين رويه بسيار معترض هشتند. چون اگر در بررسي شعرها سختگيري کنند و کارها رد شود، با واکنشهايي مواجه ميشوند؛ از آن طرف اگر سختگيري نکنند، باز هم واکنش ايجاد ميشود که چرا به اين آثار مجوز داده ميشود.
تغييرات در شوراي شعر به چه شکل بوده است؟ ما اين اطمينان را داشتيم که ترکيب و شيوهي کار شوراي شعر به صورت فعلي امکانپذير نيست و موجب نارضايتيهايي در اساتيد، مخاطبان و بدنهي اجرايي ميشوند؛ به همينخاطر از اين پس ترانهسرايان و شاعرانِ بيشتري در اين امر دخيل هستند و ما از خرد جمعي استفاده خواهيم کرد تا بسياري از سوتفاهماتي که در اين ميان وجود دارد از بين برود.
منظورتان چه سوتفاهماتي است؟ برخي از ترانهسرايان همواره بر اين اعتقاد بودند که فلان استادي که در شوراي شعر فعاليت ميکند، ممکن است با آنان مشکلاتي شخصي داشته باشند که حالا با افزايش تعدادِ هنرمندان اين مشکل برطرف ميشود، ضمن آنکه سرعتِ کار بيشتر ميشود؛ جمعبندي نتايج نيز به صورت مشورتي خواهد بود و نظر تکليفي نيست.
اما فکر نميکنيد که بررسي شعر حافظ و سعدي و فردوسي در هر شورايي هيچ توجيهي ندارد؟ مطلقا چنين چيزي که گاه به حالتِ طنز هم بيان ميشود، وجود ندارد و فقط اين اشعار خوانده ميشود که مورد تحريف واقع نشدهاند؛ چون موارد بسياري وجود داشته که چند بيت از اشعار شاعراني مثل حافظ و مولوي دستکاري شده است تا بتواند با مخاطب ارتباط بيشتري برقرار کند و من هماکنون از نظر اخلاقي نميتوانم مثال بياورم؛ بنابراين اگر اين بررسي انجام نشود، شما اهالي رسانه اولين معترضان خواهيد بود که چرا شعرِ مولانا با تحريف اجرا شده است.
با اين وجود اساتيدي که هماکنون در اين شوراها فعاليت ميکنند، ديگر در دفتر موسيقي حضور نخواهند داشت؟ ما حتما از حضور اين اساتيد به عنوان شوراي مشورتي در امور مختلف استفاده خواهيم کرد، ضمن آنکه از سالِ آينده شورايي از اهالي موسيقي تشکيل خواهد شد تا کارهايي که از لحاظ هنري درجهي بالايي دارند؛ اما در بازار موسيقي ديده نميشوند، شناسايي و مورد حمايت قرار گيرند. ميدانيد که اهالي موسيقي ممکن است ماهها يا حتي سالها براي خلقِ يک اثر تلاش ميکنند؛ اما از آنجا که آثار پاپيولاري نيستند، اصلا ديده نميشوند.
حذف اين شورا صرفا به خاطر اعتماد به اهالي موسيقي بوده يا تنگناهاي مالي دفتر موسيقي نيز بيتاثير نبوده است؟ مطلقا چنين چيزي وجود ندارد، با اطمينان ميگويم هزينهي حق جلساتِ ما به اندازهاي پايين بود که هيچ فشار مالياي به دفتر موسيقي وارد نميکرد و اساتيدي که در اين شوراها حضور داشتند، در اين سالها بيچشمداشت مالي تنها از اسم و اعتبار خود هزينه کردهاند؛ ما تنها گمان کرديم که زيباييشناسي اثر قبل از صدور مجوز درست نيست و به همين خاطر مسير را کوتاهتر کردهايم.
اما به هر حال نميشود کتمان کرد که دفتر موسيقي همواره با بودجهي اندکي روبهرو بوده است و لابد که سالِ آينده کمتر نيز خواهد شد. بله، اما وضعيت ارشاد از ديگر بخش هاي دولتي مستثني نيست؛ بودجهي اين وزارتخانه به اندازهاي ناچيز است که اصلا امکان پايينآمدنِ آن وجود ندارد، به هر حال ما سالِ سختي در پيش داريم و به همين خاطر بايد تلاش و همتمان را بيشتر کنيم؛ خوشبختانه بخش موسيقي کمترين اتکا را به موسيقي داشته است و ما بايد با مديريت بيشتر و بهرهوري بيشتر از امکانات موجود بهره بگيريم.