
خبرگزاری آریا - هشدارهای امنیتی مکرر نتانیاهو در آستانه انتخابات 27 اکتبر در اسراییل، ماجرای پرواز فلایدبی و سفر او به ابوظبی، سه قطعه از پازل تشکیل دهنده پروژهای مشترک میان نتانیاهو و بنزاید است که برای تحت فشار گذاشتن بنسلمان و کشاندن عربستان به معماری امنیتی جدید منطقه طراحی شده است.
بنیامین نتانیاهو طی هفتههای اخیر بارها درباره احتمال وقوع تهدیدات امنیتی علیه اسرائیل هشدار داده و حتی در آستانه انتخابات 27 اکتبر از احتمال حمله دشمنان اسرائیل سخن گفته است. در همین فاصله، حادثه پرواز فلایدبی در مسیر دبی–تلآویو، که پس از درگیری مشکوک در کابین به عربستان تغییر مسیر داد و در تبوک فرود آمد، یک رخداد امنیتی قابل توجه ایجاد کرد. اسرائیل سپس خواستار اعزام هواپیمای نظامی برای انتقال مسافران شد، اما ریاض این درخواست را نپذیرفت. چند روز پیش از این حادثه نیز نتانیاهو در سفری که ابتدا محرمانه بود و سپس رسما از سوی دو طرف تایید شد، با محمد بنزاید در ابوظبی دیدار کرده بود.
کنار هم قرار گرفتن این رخدادها در فاصلهای کوتاه، از منظر تحلیلی قابل توجه است؛ بهویژه آنکه هر سه به یک مسئله مشترک متصل میشوند: امنیت اسرائیل، نقش امارات و جایگاه عربستان در ترتیبات امنیتی جدید منطقه. نتانیاهو اکنون کمتر از یک ماه تا انتخابات اسرائیل فاصله دارد و مسئله امنیت، همچنان مهمترین ستون تصویر سیاسی اوست. رویترز گزارش داده که نخستوزیر اسرائیل تلاش میکند بار دیگر خود را بهعنوان رهبر قادر به حفاظت از اسرائیل در برابر تهدیدات منطقهای معرفی کند؛ روایتی که پس از حمله 7 اکتبر با چالش جدی روبهرو شد.
از این منظر، نتانیاهو صرفاً به یک دستاورد نظامی نیاز ندارد. یک موفقیت دیپلماتیک و امنیتی بزرگ می تواند برای او در حکم داروی شفا بخش در انتخاباتی باشد که نظرسنجی ها شرایط او را در آن ،امیدوار کننده نشان نمی دهد. در میان گزینههای موجود، عادیسازی روابط با عربستان از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ اما همینجا مهمترین مانع ظاهر میشود: محمد بنسلمان. ریاض همچنان روابط دیپلماتیک با اسرائیل ندارد و موضع رسمی عربستان، هرگونه عادیسازی را به پیشرفت واقعی در مسیر تشکیل کشور فلسطینی گره زده است. در عین حال، گزارشهایی درباره تلاش محرمانه نتانیاهو برای استفاده از تهدید انصارالله علیه عربستان بهعنوان اهرمی برای پیشبرد عادیسازی منتشر شده است. بر اساس گزارش المانیتور، در این تلاشها، اسرائیل بهعنوان یک شریک امنیتی بالقوه برای ریاض در برابر انصارالله معرفی شده است. اما در چنین معادله ای ابوظبی چه نقشی می تواند داشته باشد؟ محمد بن زاید در جارجوب اهداف بلند پروازانه خود در تلاش است تا در این پروژه صرفاً واسطه میان اسرائیل و عربستان نباشد، بلکه خود بخشی از پروژه برای تغییر معادله منطقهای باشد.
محمد بنزاید طی سالهای گذشته نشان داده که به دنبال افزایش وزن سیاسی و امنیتی امارات فراتر از اندازه جغرافیایی و جمعیتی این کشور است. رابطه نزدیک با اسرائیل، روابط گسترده با واشنگتن و حضور فعال در پروندههایی مانند یمن و دریای سرخ، بخشی از همین مسیر بوده است. حالا اگر ابوظبی بتواند کانال مؤثری میان تلآویو و ریاض ایجاد کند، جایگاه امارات در معماری سیاسی و امنیتی منطقه میتواند بهطور محسوسی ارتقا یابد. در چنین سناریویی، نتانیاهو و بنزاید یک منفعت مشترک دارند، اما برای رسیدن به آن به یک متغیر سوم نیازمندند: بنسلمان. نتانیاهو به دنبال دستاوردی است که بتواند پیش از انتخابات آن را نشانه قدرت و توانایی خود در تأمین امنیت اسرائیل معرفی کند.
بنزاید نیز میتواند از ورود عربستان به چنین چارچوبی برای تثبیت نقش امارات بهعنوان حلقه اتصال میان اسرائیل و کشورهای عربی استفاده کند. اما تحقق چنین مسیری بدون قرار گرفتن ریاض در این بازی ممکن نیست. ریاض نیست به تلاش مشترک نتانیاهو و بن زائد واقف است.به همین دلیل، تکذیب اخیر عربستان درباره حضور نمایندگان سعودی در نشست مرتبط با دیدار نتانیاهو و بنزاید در جریان سفر نخست وزیر اسراییل به امارات اهمیت پیدا میکند. یک مقام سعودی ضمن رد این گزارشها تأکید کرد هیچ نشست رسمی یا گفتوگویی در این چارچوب انجام نشده و موضع عربستان در قبال اسرائیل تغییر نکرده است. این واکنش نشان میدهد ریاض فعلاً نمیخواهد تصویر حضور خود در چارچوبی که در ابوظبی و میان اسرائیل و امارات در حال شکلگیری است، تثبیت شود.
از این زاویه، حادثه فلایدبی نیز یک معنای سیاسی خاص پیدا میکند. عربستان در یک موقعیت واقعی، با درخواست انتقال شهروندان اسرائیلی توسط هواپیمای نظامی اسرائیل مواجه شد و آن را نپذیرفت. این اقدام سعودی نشان داد که ریاض قصد دارد به صورت علنی نشان دهد که با «پذیرش سیاسی حضور اسرائیل در خاک عربستان» مخالف است. بنابراین، پروژه احتمالی نتانیاهو و بنزاید را نباید صرفاً با عنوان «عادیسازی عربستان و اسرائیل» توضیح داد. مسئله بزرگتر میتواند آزمودن امکان شکلدهی به یک معماری امنیتی جدید در منطقه باشد؛ معماریای که در آن تهدید ایران و انصارالله، ظرفیتهای امنیتی اسرائیل، نقش امارات و نیازهای عربستان به یکدیگر متصل شوند.
در این میان، نقش امارات نیز حساس است. ابوظبی اگر بتواند میان تلآویو و ریاض پل بزند، از یک شریک منطقهای اسرائیل به بازیگری تبدیل میشود که در تعیین رابطه اسرائیل با مهمترین قدرت عربی خلیج فارس نیز نقش دارد. چنین جایگاهی برای بنزاید یک دستاورد ژئوپلیتیکی مهم خواهد بود؛ اما همزمان میتواند رقابت و بیاعتمادی میان ابوظبی و ریاض را تشدید کند، بهخصوص در پروندهای مانند یمن که دو کشور پیشتر نیز در آن اختلافات جدی داشتهاند.
بنابراین، آنچه در حال شکلگیری است را میتوان یک بازی مشترک اسراییلی_اماراتی دید: نتانیاهو برای تثبیت تصویر امنیتی خود و دستیابی به یک دستاورد پیش از انتخابات و بنزاید برای ارتقای وزن امارات در نظم منطقهای. هدف هر دو نیز تحت فشار گذاشتن بنسلمان بهعنوان بازیگری مهم است که میتواند مسیر این پروژه را باز یا مسدود کند. از این منظر، ایران و انصارالله میتوانند در این معادله به «تهدید مشترک» تبدیل شوند؛ اسرائیل میتواند خود را بهعنوان «راهحل امنیتی» معرفی کند و امارات نیز نقش «حلقه اتصال» را بر عهده بگیرد. اما حلقه نهایی همچنان ریاض است. به همین دلیل، سفر نتانیاهو به ابوظبی را میتوان نه پایان یک مذاکره، بلکه آغاز آزمونی برای بنسلمان دانست؛ آزمونی که در آن، مسئله فقط عادیسازی با اسرائیل نیست، بلکه تعیین این است که معماری امنیتی آینده منطقه را چه کسانی طراحی خواهند کرد و عربستان در آن، بازیگر اصلی خواهد بود یا وارد چارچوبی خواهد شد که دیگران پیش از آن طراحی کردهاند و قصد دارند ریاض را به کنشگری منفعل در آن مبدل کنند؟