
خبرگزاری آریا - آسیب به زیرساختهای صنعت نفت در جنگ تحمیلی سوم، حدود 230 میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید گاز کشور را از چرخه خارج کرد، اما روایت صنعت نفت در 40 روز جنگ و ماههای پس از آن، فقط روایت تأسیسات آسیبدیده نیست؛ روایت صنعتی است که همزمان با حفظ تولید و تداوم صادرات و سوخترسانی، آواربرداری را آغاز کرد، ظرفیتهای ازدسترفته را یکییکی به چرخه بازگرداند و اکنون در تلاش است آنچه را بازسازی میکند، با فناوری بهروزتر و تابآوری بیشتر دوباره بسازد.
به گزارش خبرنگار شانا، صدای انفجار که میآید، نخستین چیزی که به ذهن میرسد سکوت است؛ سکوتی که برای چند ثانیه همهچیز را متوقف میکند. اما در صنعت نفت، این سکوت خیلی زود جای خود را به صدای دیگری میدهد؛ صدای بیسیمها، تلفنها، دستورهای عملیاتی، خودروهای امدادی و مردانی که میدانند چند دقیقه تأخیر میتواند یک زنجیره بزرگ انرژی را با اختلال روبهرو کند.
در صنعت نفت، حادثه از لحظه اصابت آغاز و با پایان آواربرداری هم تمام نمیشود. میان این دو نقطه، زنجیرهای از تصمیمهای فنی، مدیریتی و اجرایی شکل میگیرد که باید هدفی مشخص را دنبال کند: بازگرداندن ظرفیت، پیش از آنکه آثار توقف یک حلقه به حلقههای دیگر زنجیره انرژی منتقل شود.
جنگ تحمیلی سوم بخشی از تأسیسات نفت، گاز، پالایش و ذخیرهسازی کشور را با آسیب روبهرو کرد. در مهمترین آسیبها، بخشی از زیرساختهای صنعت نفت از چرخه خارج شد و توان تولید گاز کشور روزانه حدود 230 میلیون مترمکعب کاهش یافت؛ ظرفیتی که بازگشت آن، بهویژه با نزدیکشدن به فصل سرد، به یکی از مأموریتهای مهم وزارت نفت تبدیل شد. اما نخستین واکنش صنعت، منتظر پایان جنگ نماند.
از همان روزهای ابتدایی، در کنار مهار حادثه و ایمنسازی تأسیسات، تلاش برای حفظ تولید، استفاده از ظرفیت واحدهای سالم و طراحی مسیر بازگشت واحدهای آسیبدیده آغاز شد. آنچه بعدتر بهعنوان «بازسازی» شناخته شد، درواقع از همان ساعات نخست با مدیریت بحران، تغییر آرایش عملیاتی و حفظ پایداری زنجیره انرژی آغاز شده بود.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت در تشریح عملکرد صنعت نفت در جنگ تحمیلی سوم اعلام کرد که تولید نفت خام در روزهای جنگ کاهش نداشت و صادرات نفت نیز مطلوب بود.
به گفته وی، در حوزههای بالادست، میاندست، پاییندست و تأمین سوخت، چالشها مدیریت شد و وقفهای در خدمترسانی صنعت نفت به مردم ایجاد نشد.
این شاید مهمترین وجه پنهان روایت بازسازی باشد؛ صنعت نفت تلاش کرد همزمان که بخشی از خود را دوباره میساخت، بخش دیگری از خود را بدون توقف سرپا نگه دارد.
230 میلیون مترمکعب؛ آغاز یک مسیر بازگشت
برای درک بهتر ابعاد حادثه باید گفت این عدد توان تولید گازی را نشان میدهد که در جریان آسیب به زیرساختهای صنعت نفت و گاز از چرخه خارج شد. اما اهمیت واقعی آن زمانی روشن میشود که بدانیم بازگرداندن چنین ظرفیتی، فقط با تعمیر یک تجهیز یا راهاندازی یک واحد ممکن نیست؛ مجموعهای از پالایشگاهها، تجهیزات فرآورشی، خطوط انتقال، ایستگاهها، تأسیسات جانبی و زنجیره تأمین باید دوباره در یک آرایش عملیاتی قرار گیرند.
در این مسیر، نخستین گام آواربرداری بود؛ اما آواربرداری در تأسیسات نفت و گاز با یک عملیات عمرانی معمولی تفاوت دارد. ایمنسازی محیط، بررسی تجهیزات باقیمانده، تعیین امکان استفاده از بخشهای سالم، مشخصکردن نیازهای مهندسی و سپس ورود پیمانکاران و سازندگان، زنجیرهای است که باید با کمترین فاصله زمانی انجام شود.
وزیر نفت اعلام کرد در پی آسیب به بخشی از تأسیسات فرآورشی گاز در عسلویه، حدود 95 میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت ازدسترفته تولید گاز در شهریور به چرخه بازگشت.
پاکنژاد همچنین گفت: آسیبهای واردشده به بخشی از تأسیسات فرآورشی گاز با استفاده از ظرفیت دیگر پالایشگاهها تا حد زیادی جبران میشود.
پشت این عدد، مجموعهای از تصمیمهای فنی و مدیریتی قرار داشت؛ از استفاده از ظرفیت پالایشگاههای سالم گرفته تا تعریف پروژههای بازسازی، انتخاب پیمانکار، آواربرداری و بازگرداندن تدریجی واحدهای آسیبدیده به چرخه.
وزیر نفت در توضیح روند بازسازی تأسیسات آسیبدیده اعلام کرد که بازسازی همزمان چهار پالایشگاه آسیبدیده با شتاب در حال انجام است، آواربرداری بهعنوان گام نخست انجام شده، سازوکار اجرایی بازسازی شکل گرفته و فعالیت پیمانکاران آغاز شده است.
این یعنی صنعت نفت در نخستین گام تلاش نکرد صرفاً «آنچه خراب شده بود» را دوباره بسازد، بلکه ابتدا تلاش کرد ظرفیت ازدسترفته را مدیریت کند و سپس سراغ بازسازی کامل برود.
عسلویه؛ جایی که بازسازی باید پیش از رسیدن سرما تمام شود
در عسلویه، مسئله فقط بازسازی چند سازه صنعتی نبود. چهار پالایشگاه گازی آسیبدیده باید دوباره به چرخه تولید بازمیگشتند؛ آن هم در شرایطی که فصل سرد سال نزدیک بود و هر مترمکعب گاز اهمیت مضاعف مییافت. همین موضوع، بازسازی را به رقابت با زمان تبدیل کرد.
سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در جریان بازدید از پالایشگاههای آسیبدیده پارس جنوبی، روند بازسازی را بررسی و بر ضرورت حفظ جریان پایدار گاز و پیشبرد عملیات بازسازی تأکید کرد. در این بازدید، پالایشگاههای سوم، چهارم، پنجم و ششم که در جریان حمله 27 اسفند 1404 آسیب دیده بودند، بررسی شدند.
تورج دهقانی، مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس نیز تاکید کرد که این شرکت با توجه به ضرورت بازگرداندن ظرفیت پالایشگاهی برای مدیریت انرژی کشور، بازسازی را با تمام ظرفیت در دستور کار قرار داد و با استفاده از تجربههای گذشته و اسناد مهندسی و اجرایی آماده، عملیات اجرایی و سفارش تجهیزات با سرعت وارد مرحله عملیاتی شد.
در این میان، یک اصل بیش از هر چیز خودنمایی میکرد: بازسازی نباید در تقویم اداری گرفتار شود. قرار نبود ماهها برای رسیدن پرونده از یک میز به میز دیگر سپری شود. تصمیم، طراحی، تأمین، اجرا و نظارت باید به یک زنجیره متصل تبدیل میشد.
آواربرداری؛ نخستین تصویر از روزهای بعد
در روایتهای معمول از بازسازی، تصویر نهایی بیشتر دیده میشود؛ واحدی که دوباره روشن شده، تولیدی که به چرخه برگشته و تأسیساتی که دوباره کار میکند. اما در صنعت نفت، بازسازی از جایی بسیار متفاوت آغاز میشود: از میان آوار.
آواربرداری در پالایشگاههای آسیبدیده تنها جمعآوری آهن و بتن نبود. پیش از آنکه ماشینآلات سنگین وارد شوند، باید محیط ایمن، وضعیت تجهیزات باقیمانده مشخص، امکان دسترسی فراهم و مسیر اجرای پروژه باز میشد.
حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در بازدید از پالایشگاههای آسیبدیده پارس جنوبی بر تسریع عملیات بازسازی با استفاده از ظرفیت پیمانکاران و سازندگان داخلی، رعایت الزامهای ایمنی و توجه به کیفیت تأکید کرد.
وی در ادامه، پیشرفت بازسازی فاز 14 و آواربرداری پالایشگاههای آسیبدیده را یکی از نشانههای ظرفیت مدیریت بحران و هماهنگی عملیاتی صنعت نفت دانست. درواقع، تصویر آوار در اینجا پایان یک عملیات نبود، «نقطه صفر بازگشت» بود.
فاز 14؛ تجربهای که به حافظه صنعت نفت رفت
صنعت نفت پیش از جنگ تحمیلی سوم نیز تجربه بازسازی تأسیسات آسیبدیده را در جنگ 12روزه پشتسر گذاشته بود؛ تجربهای که بعدتر در جنگ تحمیلی سوم به بخشی از حافظه عملیاتی صنعت تبدیل شد. در فاز 14 پارس جنوبی، تنها 10 روز پس از حمله، با تعمیر و وارد چرخه کردن سه ردیف از چهار ردیف شیرینسازی، تزریق گاز به شبکه سراسری از سر گرفته شد و بازسازی ردیف چهارم ادامه یافت.
این تجربه نشان داد که بازسازی در صنعت نفت الزاماً به معنای منتظرماندن برای پایان کامل پروژه نیست؛ ظرفیت میتواند مرحلهبهمرحله بازگردد. همین نگاه در جنگ تحمیلی سوم نیز اهمیت یافت؛ بهویژه در شرایطی که بازگرداندن بخشی از ظرفیت میتوانست فشار را از دیگر بخشهای زنجیره انرژی کاهش دهد.
دو پالایشگاه، یک مأموریت و یک ضربالاجل
در ادامه عملیات بازسازی، بخشی از مسئولیت بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده به شرکت ملی گاز ایران سپرده شد.
توکلی اعلام کرد بازسازی دو پالایشگاه گازی آغاز شده است و تلاش میشود این واحدها در زمان مقرر دوباره عملیاتی شوند. به گفته وی، مدیریت یکپارچه وزارت نفت سبب شد محدودیتی برای مصرفکنندگان ایجاد نشود و بازسازی این دو پالایشگاه با برنامهریزی دقیق دنبال شود.
این نکته مهم است؛ زیرا در چنین شرایطی، بازسازی تنها به عملکرد یک شرکت وابسته نیست. شرکت ملی نفت، شرکت ملی گاز، شرکت نفت و گاز پارس، پیمانکاران، سازندگان تجهیزات، شرکتهای دانشبنیان و مجموعههای پشتیبان باید همزمان در یک زنجیره قرار گیرند.
درواقع، تأسیسات ممکن است متعلق به یک شرکت باشد، اما بازگشت آن به چرخه مسئلهای ملی و زنجیرهای است.
تهران؛ جبههای دیگر در بازسازی
اگر عسلویه تصویر بازسازی ظرفیت گاز بود، تهران بخش دیگری از این روایت را نشان میداد؛ جایی که تأسیسات ذخیرهسازی و بارگیری سوخت مایع آسیب دیده بودند. در این بخش، مسئله یک تفاوت اساسی داشت: سوخت باید در هر شرایطی به شبکه توزیع میرسید.
محمدصادق عظیمیفر، مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران، در جریان بازدید از طرحهای بازسازی تأسیسات آسیبدیده گفت: اتصال مجدد فرودگاهها و نیروگاهها به خطوط انتقال سوخت، راهاندازی تلمبهخانه در انبار نفت، تعمیر مخازن آسیبدیده و همچنین اقدامها برای راهاندازی، بارگیری ریلی و جادهپیما از اقدامهای مهم انجامشده است.
وی همچنین بر اهمیت تسریع در اجرای طرحهای راهبردی برای تداوم سوخترسانی پایدار، بهویژه در پایتخت و نیمه شمالی کشور، تأکید و روند اجرای عملیات بازسازی را مناسب ارزیابی کرد.
این اقدامها نشان میدهد بازسازی در بخش پالایش و پخش همزمان با حفظ جریان سوخترسانی دنبال شده است؛ به این معنا که در کنار تعمیر تأسیسات آسیبدیده، مسیرهای انتقال و توزیع نیز فعال نگه داشته شده است و ظرفیتهای پشتیبان برای استمرار خدمترسانی به کار گرفته شدهاند.
محمد مشکینفام، مدیرعامل شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران اعلام کرد: بازسازی تأسیسات آسیبدیده با تمام توان در حال انجام است و این شرکت با تکیه بر ظرفیت داخلی اجازه نخواهد داد امنیت انرژی دچار اختلال شود. در این میان، آسیب به بخشهایی از انبارهای نفت شهران و ری نیز ضرورت بازسازی سریع گلوگاههای راهبردی را برجسته کرد.
در سوی دیگر زنجیره، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران نیز درگیر حفظ جریان توزیع بود. بازدید مدیرعامل این شرکت از تأسیسات آسیبدیده و تأکید بر سرعتبخشی به طرحهای راهبردی، نشان میداد که بازسازی برای شبکه سوخت فقط به معنای تعمیر یک تأسیسات نیست، بلکه باید مسیرهای جایگزین، استمرار انتقال و امکان واکنش سریع در برابر اختلالهای احتمالی نیز دیده شود.
در همین چهارچوب، پیمان خضرایی، مدیرعامل شرکت انتقال گاز ایران از اقدامهای این شرکت برای تعمیر خط انتقال آسیبدیده به انبار نفت ری و طراحی آرایشهای عملیاتی مختلف برای حفظ فشار شبکه خبر داد؛ اقدامهایی که بخشی از آن بر پایه تمرین سناریوهای بحران و هماهنگی با واحدهای بالادستی و پاییندستی انجام شده بود.
در اینجا بازسازی از «تعمیر یک نقطه» به «بازآرایی یک شبکه» تبدیل میشود.
وقتی پتروشیمی هم وارد مرحله بازسازی شد
آسیبهای جنگ فقط در زنجیره نفت و گاز متوقف نماند. مجتمعهای پتروشیمی آسیبدیده نیز وارد مرحله ارزیابی، بازسازی و بازگشت به تولید شدند. در این مرحله، یک موضوع تازه به ادبیات بازسازی وارد شد: بازسازی نباید الزاماً بازگشت به نقطه قبل از حادثه باشد.
امید شاکری، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، در بازدید از مجتمعهای آسیبدیده منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، از تشکیل کارگروه مشترک برای تدوین بسته حمایتی ویژه بازسازی واحدهای آسیبدیده پتروشیمی خبر داد؛ اقدامی که با هدف تسریع در بازگشت این واحدها به چرخه تولید و فراهمکردن زمینههای لازم برای رونق دوباره فعالیتهای صنعتی منطقه دنبال میشود.
وی با تأکید بر توجه ویژه وزارت نفت به روند بازسازی، اعلام کرد وزیر نفت بر رفع هرگونه مانع در مسیر بازسازی واحدهای صنعتی آسیبدیده تأکید کرده است. بر اساس تصمیم اتخاذشده در نشست با مدیران عامل شرکتهای پتروشیمی ماهشهر، قرار است مسائل و چالشهای موجود در قالب یک کارگروه مشترک بررسی و راهکارهای مناسب برای حمایت از صنایع پتروشیمی تدوین شود.
این رویکرد، بازسازی را از فرایندی صرفاً تعمیراتی فراتر میبرد؛ زیرا در کنار ترمیم تجهیزات و بازگرداندن ظرفیت تولید، موضوعاتی مانند تأمین مالی، رفع موانع اجرایی و پشتیبانی از واحدهای آسیبدیده نیز در دستور کار قرار گرفته است. تدوین بسته حمایتی ویژه صنایع پتروشیمی میتواند یکی از ابزارهای پشتیبان برای سرعتگرفتن این فرایند و بازگشت تدریجی واحدهای آسیبدیده به شرایط عملیاتی باشد.
حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهوری نیز در بازدید از مبین انرژی و پالایشگاههای پارس جنوبی، استفاده از ظرفیت فناوری و شرکتهای دانشبنیان و ساخت بار اول را برای شتاببخشی به بازسازی مورد توجه قرار داد.
به این ترتیب، بازسازی میتوانست از نوعی «فرایند جایگزینی» به فرصتی برای ارتقای تابآوری تبدیل شود.
بازسازی فقط کار وزارت نفت نیست
در روزهای پس از جنگ، بازسازی بهتدریج از مأموریتی درونسازمانی به موضوعی فرابخشی تبدیل شد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهوری با تأکید بر اعتماد دولت به توان صنعت نفت، استفاده بیشتر از ظرفیت داخلی و فناوری بومی را در بازسازی مورد توجه قرار داد.
در مجلس نیز موضوع بازسازی بهطور جدی دنبال شد. موسی احمدی، رئیس کمیسیون انرژی مجلس پس از بازدید از تأسیسات نفتی آسیبدیده، بر نقش کارکنان صنعت نفت در حفظ خدمات تأکید کرد. رمضانعلی سنگدوینی نیز از حمایت دولت و مجلس برای بازسازی تأسیسات آسیبدیده سخن گفت و روحالله ایزدخواه بر ضرورت بازسازی سریع تأسیسات با استفاده از ظرفیتهای دولت، مجلس و تصمیمگیران تأکید کرد.
این اظهارنظرها، صرفنظر از جایگاه گویندگان، یک واقعیت را نشان میداد: بازسازی صنعت نفت از مرحله واکنش اضطراری عبور کرده و به پروژهای چندنهادی تبدیل شده است.
صنعت نفت؛ از «حفظ تولید» تا «بازگشت ظرفیت»
یکی از تفاوتهای مهم این دوره با یک پروژه معمول بازسازی این بود که صنعت نفت در حالی مشغول تعمیر بخشهای آسیبدیده بود که نباید تولید و خدمترسانی متوقف میشد. این گزاره را میتوان نقطه اتصال دو بخش از روایت دانست: حفظ وضع موجود و ساختن وضع بعدی.
صنعت نفت از سویی باید آنچه را سالم مانده بود در چرخه نگه میداشت و از سوی دیگر، آنچه را آسیب دیده بود دوباره میساخت. همین دوگانه است که بازسازی این دوره را از پروژهای ساختمانی جدا میکند.
کارکنان بهرهبرداری، تعمیرات، ایمنی، مهندسی، برق، ابزار دقیق، مکانیک، جوشکاری، پیمانکاران، سازندگان تجهیزات، نیروهای آواربرداری و گروههای پشتیبان، زنجیرهای را تشکیل دادهاند که نتیجه آن درنهایت باید در فشار شبکه، تولید گاز، انتقال نفت یا استمرار توزیع سوخت دیده شود. درواقع، پشت هر عددی که از «بازگشت ظرفیت» منتشر میشود، تعداد زیادی ساعت کار و تصمیم فنی قرار دارد.
از بازسازی اضطراری تا بازسازی تابآور
شاید مهمترین پرسش امروز دیگر این نباشد که «چه چیزی خراب شد؟» این مرحله تا حد زیادی پشتسر گذاشته شده است. پرسش مهمتر این است که چه چیزی باید دوباره ساخته شود تا در برابر حادثه بعدی، مقاومتر باشد؟
اگر بازسازی تنها به جایگزینی تجهیزات آسیبدیده محدود شود، یک ظرفیت ازدسترفته بازمیگردد؛ اما اگر همزمان اصلاح طراحی، ارتقای ایمنی، افزایش انعطافپذیری شبکه، ایجاد مسیرهای جایگزین، استفاده از تجهیزات ساخت داخل، توسعه ساخت بار اول و تقویت توان واکنش در شرایط بحران در نظر گرفته شود، نتیجه چیزی فراتر از بازسازی خواهد بود.
در این مسیر، ورود شرکتهای دانشبنیان، دانشگاه صنعت نفت، پژوهشگران و مراکز فناوری به فرایند بازسازی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. هدف دیگر فقط روشنکردن دوباره یک واحد نیست؛ هدف، روشنکردن واحدی است که آمادهتر، ایمنتر و قابل اتکاتر از گذشته باشد.
مقصد نزدیک است، اما پایان راه نیست
یکی از ویژگیهای مهم عملکرد صنعت نفت در جنگ تحمیلی سوم، پیشبرد همزمان دو مأموریت اساسی بود: استمرار تولید و خدمترسانی از سویی و آغاز بازسازی تأسیسات آسیبدیده از سوی دیگر.
در شرایطی که بخشی از زیرساختهای صنعت نفت آسیب دیده بود، شرکتهای تابع وزارت نفت با تکیه بر تجربه عملیاتی و هماهنگی میان بخشهای مختلف، حفظ تولید، تداوم صادرات نفت و استمرار تأمین سوخت کشور را دنبال کردند. در بخش گاز نیز استفاده از ظرفیت تأسیسات سالم و مدیریت عرضه، در کنار آغاز عملیات بازسازی، در دستور کار قرار گرفت.
اکنون با پیشرفت عملیات اجرایی، بازسازی تأسیسات آسیبدیده صنعت نفت وارد مرحلهای شده است که تکمیل پروژهها و بازگشت تدریجی ظرفیتها به چرخه، محور اصلی فعالیتها به شمار میرود. پیشرفت بازسازی پالایشگاههای گازی پارس جنوبی، پیگیری احیای تأسیسات ذخیرهسازی و بارگیری سوخت در تهران و استمرار فعالیت شرکتهای عملیاتی، بخشهایی از این مسیر را تشکیل میدهد.
تکمیل پروژهها مطابق برنامه، بازگشت ظرفیتهای ازدسترفته و بهرهگیری از تجهیزات و فناوریهای روز، میتواند دستاوردهای این دوره را به پشتوانهای برای آینده صنعت نفت تبدیل کند. در کنار آن، توسعه ساخت داخل، تقویت توان پیمانکاران ایرانی و استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان، زمینه را برای افزایش آمادگی فنی و عملیاتی صنعت در روبهروشدن با شرایط دشوار فراهم میکند.
آنچه در ماههای گذشته دنبال شده، حاصل همکاری مجموعهای گسترده از کارکنان، متخصصان، شرکتهای تابع وزارت نفت، پیمانکاران و سازندگان داخلی است؛ مجموعهای که مأموریت مشترک آن، حفظ جریان انرژی کشور و بازگرداندن تأسیسات آسیبدیده به چرخه فعالیت بوده است.
اکنون مسیر پیش رو، تکمیل بازسازی و بازگشت همه ظرفیتهای آسیبدیده به چرخه است؛ مسیری که با هدایت وزارت نفت، تلاش شبانهروزی کارکنان و بهرهگیری از توان فنی و مهندسی کشور دنبال میشود. با تکمیل این فرایند، صنعت نفت میتواند ضمن احیای ظرفیتهای خود، تجربه بهدستآمده را به فرصتی برای نوسازی تجهیزات، ارتقای قابلیت اطمینان و تقویت تابآوری زیرساختهای انرژی تبدیل کند.
از حفظ تولید در روزهای دشوار تا بازسازی تأسیسات و بازگشت ظرفیتها، صنعت نفت اکنون مرحله تازهای از این مسیر را دنبال میکند؛ مرحلهای که مقصد آن تکمیل بازسازی و تداوم قدرتمند چرخه تولید و تأمین انرژی کشور است.