
خبرگزاری آریا - بیانیه روز جمعه نیروی دریایی سپاه درباره هدف قرار گرفتن شناور «انوی سانشاین» و هشدار نسبت به تعقیب شناورهای متخلف در سراسر منطقه، صرفاً واکنشی نظامی به یک حادثه دریایی نیست؛ این موضعگیری را باید در امتداد راهبردی تحلیل کرد که اولین بار محسن رضایی دبیر شعام در شهریورماه با عنوان «محاصره کردن محاصره» مطرح کرد.
نورنیوز_گروه سیاسی: سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امتیت ملی 16 شهریور از ایجاد «محدوده ممنوعه» در امتداد خط محاصره دریایی آمریکا تا محدوده تنگه هرمز سخن گفت. او توضیح داد که کشتیهایی که با هدف عبور از تنگه وارد این محدوده شوند و شناسایی شوند، در فهرست تحریمی ایران قرار خواهند گرفت. این اظهارات، چارچوب اولیه راهبردی را ترسیم میکرد که هدف آن، مقابله با محاصره از طریق گسترش دامنه هزینههای آن بود..
معنای «محاصره کردن محاصره» این نیست که ایران صرفاً به بستن یک مسیر دریایی در برابر فشار آمریکا بسنده کند. در این الگو، زنجیرهای که امکان دور زدن محدودیتهای اعلامشده ایران یا اجرای محاصره دریایی را فراهم میکند، به بخشی از میدان تقابل تبدیل میشود. شرکت مالک شناور، دیگر کشتیهای متعلق به آن شرکت و مجموعههایی که در حملونقل یا بیمه مسیرهای مورد مناقشه نقش دارند، در معرض تحریم یا اقدامات تنبیهی قرار می گیرند.
به بیان دیگر، پیام ایران فقط متوجه ناخدای یک کشتی نیست؛ متوجه شرکتی است که تصمیم میگیرد کشتیاش از کدام مسیر عبور کند، بیمهگری که ریسک این عبور را میپذیرد و شبکهای که انتقال محموله را امکانپذیر میسازد. در چنین چارچوبی، برخورد با شناور متخلف و تحریم زنجیره مرتبط با آن، دو ابزار مکملاند: یکی هزینه عملیاتی ایجاد میکند و دیگری میکوشد تکرار تخلف را برای شرکت و ناوگان وابسته پرهزینهتر سازد.
بیانیه سپاه؛ عبور از هشدار به اجرای میدانی
بیانیه 9 اکتبر نیروی دریایی سپاه را باید در همین چارچوب خواند. سپاه اعلام کرد شناور حامل گاز مایع «انوی سانشاین»، متعلق به شرکت نَتویت، هنگام تلاش برای عبور از مسیری که ایران آن را غیرمجاز میداند، در جنوب تنگه هرمز هدف قرار گرفته و موتورخانه و سامانه رانش آن دچار آتشسوزی شده است. این روایت، موضع رسمی سپاه درباره حادثه است و جزئیات آن باید از گزارشهای مستقل دریایی تفکیک شود.
بخش مهمتر بیانیه، هشدار درباره آینده است: سپاه اعلام کرده برخورد با شناورهای متخلف دیگر به محدوده تنگه هرمز محدود نخواهد ماند و شناورهایی که از مسیرهای غیرمجاز عبور کنند، در سراسر منطقه تحت تعقیب قرار خواهند گرفت. همچنین از تحریم شرکتهایی سخن گفته که به ادعای سپاه، در چارچوب مورد نظر آمریکا عمل میکنند و از اقدامات تنبیهی علیه شناورهای متعلق به شرکتهای متخلف خبر داده است.
رمز این پیام در تغییر دامنه تهدید نهفته است. اگر پیشتر ریسک اصلی در عبور از تنگه تعریف میشد، اکنون سپاه میگوید پیامد تخلف میتواند پس از عبور از محدوده جغرافیایی تنگه نیز ادامه یابد. این اعلام، در عمل میکوشد مسیرهای جایگزین را از یک راهحل کمهزینه به گزینهای همراه با ریسک امنیتی، تجاری و بیمهای تبدیل کند.
از منظر راهبردی، بیانیه سپاه نشان میدهد تهران میخواهد قواعد اعلامشده خود را تشدید کرده و از سطح هشدار سیاسی به سطح برخورد میدانی و فشار بر شبکههای پشتیبان عبور پیوند بزند.
چرا بازار نفت به اظهارات ترامپ اطمینان نکرد؟
پیامد چنین وضعیتی تنها به تعداد شناورهای عبوری مربوط نیست. بازار انرژی علاوه بر حجم نفت، به تداوم عرضه، امنیت مسیر، هزینه بیمه، نرخ کرایه نفتکش و احتمال اختلال در روزهای آینده واکنش نشان میدهد. به همین دلیل، حتی اگر بخشی از محمولهها از مسیرهای جایگزین جابهجا شوند، افزایش ریسک و هزینه حمل میتواند قیمت نهایی انرژی را بالا نگه دارد.
در معاملات پنجشنبه 8 اکتبر، نفت برنت با افزایش 4.1 درصدی به 104.28 دلار و نفت خام آمریکا با رشد 3.6 درصدی به 91.49 دلار در هر بشکه رسید. اظهارات دونالد ترامپ درباره نبود برنامه برای حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، بخشی از نگرانی بازار را کاهش داد اما برنت با یک توقف کوتاه مجدد به مدار صعود بازگشت و از محدوده 104 دلار به ازای هر بشکه عبور کرد.. بنابراین پیام ترامپ ریسک بنیادین عرضه و حملونقل را از میان نبرد.
ترامپ همچنین مدعی شده است که در یک شب 22 میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده است. این رقم، در حد ادعای رئیسجمهور آمریکاست و بازار با عدم پذیرش آن به طی مسیر صعودی خود ادامه داد. در شرایط موجود حتی اگر حجم بالایی از نفت در مقطعی جابهجا شود، بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که جریان صادرات در روزهای بعد نیز با همان میزان، هزینه و امنیت ادامه خواهد داشت.
نبرد بر سر هزینه و استمرار
«محاصره کردن محاصره» تلاشی برای تغییر محاسبه طرف مقابل است: آمریکا میخواهد با محدود کردن دسترسی ایران به تجارت دریایی فشار وارد کند؛ ایران نیز میکوشد نشان دهد اجرای این سیاست، بدون هزینه برای کشتیرانی و بازار جهانی انرژی و در نتیجه فشار بر اقتصاد جهانی نخواهد بود. بیانیه سپاه در این چارچوب حامل دو پیام است: نخست، مسیرهای عبور از نظر ایران تابع قواعد اعلامشده تهراناند؛ دوم، شرکتها و شناورهایی که این قواعد را نقض کنند، با پیامدهایی فراتر از تنگه روبهرو می شوند.
به صورت طبیعی میزان اثرگذاری راهبرد در نهایت به توان اجرای مستمر آن، واکنش شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران و تحولات دیپلماتیک وابسته خواهد بود.
مسئله اصلی، بنابراین، فقط این نیست که چه میزان نفت از هرمز عبور میکند؛ مسئله این است که عبور با چه هزینهای، تحت چه شرایطی و با چه سطحی از اطمینان امکانپذیر خواهد بود. در این معادله، بیانیه تازه سپاه را باید نه اقدامی جداگانه، بلکه حلقهای اجرایی در راهبرد «محاصره کردن محاصره» دانست؛ راهبردی که فشار دریایی را از یک محدودیت علیه ایران به مسئلهای پرهزینه برای کل زنجیره عبور و انتقال انرژی تبدیل کرده است.