
آیا میتوان مرز میانِ «مرگ» و «جاودانگی» را ترسیم کرد؟ در میانهی این سالهای پرآشوب، وقتی پیکر مطهر رهبر شهید میان مردم و امت اسلامی قرار میگیرد، پاسخ این پرسش در شورِ جمعیت و در اشکِ چشمهای خستگیناپذیر نهفته است. آنچه امروز جهان شاهد آن است، نه یک مراسم وداع ساده، بلکه بازخوانیِ معنای «حیات» در کالبدِ شهادت است. او که تنها فرماندهی یک کشور نبود، به ولایتِ قلبهای آزادگان در سراسر جهان درآمده بود و امروز، این ولایت در میانهی سوگی جهانی، تجلی دوبارهای مییابد.
امروز که جغرافیا در برابر عظمتِ این فقدان، کوچک مینماید، شاهد هستیم که چگونه مرزهای سیاسی در برابر پیوند روحانیِ یک امت، رنگ میبازند. از میادین لاهور گرفته تا کوچههای پررهبت نجف و کربلا، و از قلبِ بیروت تا صنعا، همگی در یک ارتعاش واحد هستند. این نشان میدهد که او تنها یک رهبرِ سیاسی نبود؛ او «مرجعِ بصیرت» و «پدرِ امت» بود؛ کسی که با خونِ جریانی که از شهدا گذشت، راه را به سوی طلوعِ وعدههای الهی گشود.
در میانِ تمامِ نشانههای این وداع، تصویری که بر حافظهی تاریخیِ ملتها حک خواهد شد، نه کلمات، بلکه همان «مشتِ گرهکردهی» ایشان است. این مشت، در آخرین لحظاتِ حضور در این جهان، فراتر از یک حرکت جسمانی، یک «بیانیهی استقامت» بود.
خبرنگار: رویا نوری