
خبرگزاری آریا- تاریخ، صحنهی آزمونِ امتهاست و در این میان، نوعِ بدرقهِ پیشوایان، نشاندهنده میزانِ عمقِ پیوند میانِ مردم و آرمانهای یک رهبر است. تشییعِ پیکر «رهبر شهید»، فراتر از یک مراسم رسمی، نمایشِ ارادهای جمعی برای تداومِ یک مسیرِ مقدس است؛ مسیری که با رفتنِ جسم، هرگز خاموش نخواهد شد.
سوگواری در فرهنگِ انقلابی، به معنای ایستایی و انفعال نیست، بلکه تلاشی است برای «بازخوانیِ هویت». وقتی از «رهبر شهید» سخن میگوییم، از شخصیتی سخن میگوییم که تمامِ هستیِ خود را در راه اعتلای اسلام و اقتدارِ ملی وقف کرد. تشییعِ پیکرِ او، نه تنها وداع با یک مصلح، بلکه تجدیدِ بیعت با تمامیِ ارزشهایی است که او برایشان زیست و در نهایت، به پایشان جان داد.
برخی گمان میکنند با غروبِ خورشید، جهان در تاریکی فرو میرود؛ اما میراثِ رهبری که بر پایههای اصیلِ دینی و عقلانیتِ سیاسی بنا شده، همچون مشعلی فروزان، راه را روشن نگه میدارد. میراثِ رهبر شهید، در کلماتِ مکتوب خلاصه نمیشود؛ این میراث در «خودباوری»، «استکبارستیزی» و «عدالتخواهی» امت تجلی یافته است. تا زمانی که این آرمانها در اندیشه و عملِ ملت جاری است، این میراث خاموششدنی نیست.
تیترِ «باید برخاست»، دعوتِ به یک کنشگریِ مسئولانه است. امروز، میدانِ اصلیِ نبرد، نه در خیابانها، که در «عرصهی عمل» است. تشییعِ راستینِ پیکرِ شهید، زمانی محقق میشود که هر فردِ جامعه، با پذیرشِ بخشی از بارِ مسئولیت، مسیرِ پرپیچوخمِ رسیدن به قلههای پیشرفت را با ارادهای پولادین ادامه دهد. «برخاستن»، یعنی عبور از شوکِ فقدان و ورود به فازِ «استمرارِ مجاهدانه».
ما امروز در خیابانها حاضر میشویم، نه فقط برای ادای احترام به پیکری مطهر، بلکه برای اینکه بگوییم: «ای شهید! تو رفتی تا ما بیدار شویم؛ تو رفتی تا بیرقِ هدایت، دستبهدست، به دستِ صاحبانِ اصلیِ انقلاب برسد.» میراثِ تو، تپشِ قلبِ ملتی است که هرگز سرِ تسلیم در برابرِ دشمن خم نخواهد کرد.
تشییعِ پیکرِ تو، نه پایانِ راه، که اعلامِ آمادگیِ دوباره برای پیمودنِ گامهای بلندتر است.
خبرنگار:عباس حیدریان