خبرگزاری آریا - همزمان با 26 تیرماه ، پنجاه و نه سال از تأسیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) میگذرد. سازمانی که در میانه دهه 40 شمسی با یک مأموریت تاریخی شکل گرفت، عبور اقتصاد ایران از ساختار سنتی و کشاورزی به سمت صنعتیشدن. تجربه ایدرو در دهههای نخست فعالیت خود، یکی از مهمترین نمونههای نقشآفرینی یک نهاد توسعهای در ایجاد زیرساختهای صنعتی کشور به شمار میرود ، تجربهای که به اعتقاد بسیاری از مدیران صنعتی، هنوز هم میتواند چراغ راه توسعه اقتصادی ایران باشد.
سیدرضا نوروززاده، رئیس اسبق سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و از مدیران باسابقه حوزه صنعت، در روایتی از شکلگیری این سازمان، نقطه آغاز تحول صنعتی ایران را سال 1346 و تأسیس ایدرو میداند، نهادی که با هدف ایجاد ظرفیتهای صنعتی، جذب دانش و فناوری و توانمندسازی بخش خصوصی شکل گرفت.
او معتقد است ؛ فلسفه وجودی سازمانهای توسعهای با بنگاههای اقتصادی معمولی متفاوت است ، چرا که این سازمانها برای تصدیگری و اداره دائمی کارخانهها ایجاد نشدهاند، بلکه باید زمینه ایجاد صنایع جدید و رشد بخش خصوصی را فراهم کنند.
نوروززاده با اشاره به شرایط اقتصادی و اجتماعی دهه 40 میگوید: در آن دوره کشور نیازمند عبور از اقتصاد سنتی و حرکت به سمت صنعتیشدن بود. از سوی دیگر، تعداد زیادی از فارغالتحصیلان دانشگاهی فرصت مناسبی برای حضور در اقتصاد نداشتند و دولت وقت برای ایجاد تحول اقتصادی و صنعتی، به دنبال شکلدهی یک سازمان توسعهای قدرتمند رفت.
الگوی ایدرو؛ تجربهای موفق در مسیر توسعه صنعتی
به گفته نوروززاده، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) از همان ابتدای تأسیس، با بهرهگیری از تجربه موفق نهادهای توسعهای در ایتالیا شکل گرفت و بر یک اصل راهبردی استوار بودT اینکه مأموریت یک سازمان توسعهای، اداره و مالکیت دائمی کارخانهها نیست، بلکه باید با ایجاد زیرساختهای صنعتی، انتقال دانش و توانمندسازی بخش خصوصی، زمینه شکلگیری صنایع جدید را فراهم کند.
وی این رویکرد را با یک جمله کلیدی خلاصه میکند: "کارخانهداری وظیفه ما نیست، ساخت کارخانه و توانمندسازی بخش خصوصی، مأموریت ماست.
رئیس اسبق ایدرو، توضیح میدهد: بر اساس همین نگاه، سازمان گسترش در دهه نخست فعالیت خود توانست بیش از 400 کارخانه در کشور ایجاد کند، بدون آنکه هدفش مالکیت دائمی این واحدها باشد.رئیس اسبق ایدرو با اشاره به خاطرات مرحوم دکتر نیازمند، بنیانگذار این سازمان، میگوید: بسیاری از فعالان اقتصادی آن زمان واردکننده کالا بودند. رویکرد سازمان گسترش این بود که به جای ادامه واردات، آنها را به سمت تولید هدایت کند. به این معنا که به جای وارد کردن محصول نهایی، ماشینآلات تولید همان محصول وارد شود و کارخانهای در داخل کشور شکل بگیرد.
به گفته او، همین رویکرد زمینهساز شکلگیری مجموعههای بزرگی مانند تراکتورسازی تبریز، کارخانههای قند، ریسندگی و بافندگی و بسیاری از واحدهای صنعتی دیگر شد. نوروززاده تأکید میکند: این تجربه نشان داد یک سازمان توسعهای میتواند بدون ورود مستقیم به اداره کارخانهها، موتور محرک صنعتیشدن کشور باشد.
نوروززاده برای توضیح نقش سازمانهای توسعهای از یک تعبیر قابل تأمل استفاده میکند و میگوید:سازمانهای توسعهای مانند بند تسبیح هستند و کارخانهها دانههای آن. این دانهها زمانی معنا پیدا میکنند که در کنار هم و با یک مدیریت واحد قرار داشته باشند.
به اعتقاد وی، زمانی که سازمانهای توسعهای تضعیف یا از مأموریت اصلی خود دور شدند، ارتباط میان صنایع مختلف نیز آسیب دید و آن همافزایی که میتوانست توسعه صنعتی ایجاد کند، کاهش یافت.
نماینده ادوار مجلس ، معتقد است تجربه ایدرو و دیگر نهادهای توسعهای نشان داده است هر زمان یک سازمان توسعهای با برنامهریزی، اختیارات قانونی و مدیریت کارآمد وارد میدان شده، توانسته منابع بالقوه کشور را به ظرفیتهای واقعی اقتصادی تبدیل کند.
راز موفقیت ایدرو؛ قانون، چابکی و اختیار مدیریتی
نوروززاده یکی از عوامل موفقیت سازمان گسترش در سالهای نخست فعالیت را ساختار قانونی آن میداند و توضیح میدهد: قانون حاکم بر سازمانهای توسعهای به گونهای طراحی شده بود که این مجموعهها بتوانند با سرعت و انعطاف بیشتری تصمیمگیری کنند.
به گفته وی، این سازمانها از محدودیتهای قانون محاسبات عمومی مستثنی بودند، مگر آنکه از منابع بودجهای دولت استفاده کنند، از قانون استخدام دولتی تبعیت نمیکردند و مدیرعامل آنها بر اساس قانون تجارت فعالیت میکرد. این ویژگیها باعث میشد مدیران بتوانند با نگاه اقتصادی و توسعهای تصمیم بگیرند و گرفتار بروکراسیهای طولانی نشوند،اما متاسفانه بعد از انقلاب، نخستین جایی که این قوانین کارآمد آسیب دید، همین سازمانهای توسعهای بودند و پس از آن دیگر توسعه متناسب با ظرفیت این نهادها شکل نگرفت.
وقتی کارخانهداری جای کارخانهسازی را گرفت
رئیس اسبق ایدرو ادامه می دهد: یکی از اشتباهات مهم، تغییر مأموریت سازمانهای توسعهای از ایجاد صنعت به اداره بنگاهها بود.او میگوید: سازمان توسعهای باید کارخانه بسازد، سهام آن را عرضه کند و به سراغ ایجاد ظرفیت جدید برود ، نه اینکه درگیر مدیریت روزمره کارخانهها شود.
به گفته نوروززاده، زمانی که دولت وارد سرمایهگذاری مستقیم میشود، مدیران نیز دولتی میشوند و خطر فاصله گرفتن از اهداف اصلی افزایش پیدا میکند.وی تأکید میکند: مدیری که باید مأموریتش ایجاد صنعت جدید باشد، نباید سالها درگیر اداره یک کارخانه باقی بماند.
نوروز زاده ادامه می دهد: اما تجربه ایدرو تنها به ساخت کارخانهها و طراحی ساختارهای توسعهای محدود نمیشود. آنچه در کنار قوانین کارآمد و مأموریت روشن، ضامن موفقیت سازمانهای توسعهای است، کیفیت مدیریت و توجه به سرمایه انسانی است.
او معتقد است ؛ حتی بهترین قوانین و بیشترین منابع مالی نیز بدون حضور مدیران توسعهگرا و نیروهای انسانی توانمند، نمیتوانند به خلق توسعه پایدار منجر شوند.
توسعه بدون مدیر توسعهگرا امکانپذیر نیست
وی ریشه بسیاری از مشکلات توسعه صنعتی را کمبود مدیران بزرگ و آیندهنگر میداند و میگوید: توسعه نیازمند مدیرانی است که بتوانند بلند فکر کنند، چشمانداز داشته باشند و از چارچوبهای محدود عبور کنند.
این مدیر با سابفه صنعتی ، با اشاره به تجربههای جهانی مدیریت، تأکید میکند سه اصل، شایستهسالاری، عملگرایی و سلامت اداری ستونهای اصلی موفقیت سازمانها هستند و اگر این سه اصل در یک سازمان حاکم باشد، مدیران ناکارآمد به تدریج کنار میروند و مسیر رشد سازمان حفظ میشود.
سرمایه انسانی؛ قلب توسعه صنعتی
نوروززاده در ادامه معتقد است؛ توسعه تنها با ساخت کارخانه و خرید تجهیزات اتفاق نمیافتد، بلکه مهمترین سرمایه هر سازمان، نیروی انسانی آن است. او با اشاره به تحقیقات التون مایو در حوزه مدیریت میگوید: تجربه نشان داده است احساس ارزشمندی و دیده شدن کارکنان، نقش مهمی در افزایش بهرهوری دارد و اگر امروز احساس میکنیم از جایگاه گذشته فاصله گرفتهایم، ریشه آن در فاصله گرفتن از شایستهسالاری و بیتوجهی به سرمایه انسانی است.
بازگشت به مأموریت اصلی؛ راه احیای توسعه صنعتی
نوروززاده معتقد است؛ سازمانهای توسعهای، با وجود همه فراز و فرودهای چند دهه گذشته، همچنان ظرفیت آن را دارند که نقش تاریخی خود را در توسعه صنعتی کشور ایفا کنند. به گفته وی، مأموریت این سازمانها با ثروتهای ملی و انفال گره خورده است و از همین رو، احیای جایگاه آنها در گرو اصلاح قوانین، بازگرداندن اختیارات و فراهم کردن بستر لازم برای ایفای نقش توسعهای آنهاست.
او تأکید دارد : توسعه صنعتی صرفاً با تزریق منابع مالی محقق نمیشود، بلکه این نهادهای کارآمد، مدیران شایسته و سرمایه انسانی توانمند هستند که میتوانند منابع و ظرفیتهای بالقوه کشور را به سرمایههای مولد و ماندگار تبدیل کنند.
به باور نوروززاده، هر زمان این سه ضلع در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، توسعه نیز شتاب گرفته و هر زمان یکی از آنها تضعیف شده، مسیر توسعه با وقفه و آسیب مواجه شده است.
ایدرو، تجربهای برای آینده
روایت پنجاهو نه ساله ایدرو تنها داستان ایجاد چند کارخانه نیست ، داستان یک الگوی توسعهای است که نشان داد چگونه یک سازمان میتواند با اتکا به مدیریت، دانش و سرمایه انسانی، مسیر صنعتی شدن یک کشور را هموار کند.تجربه ایدرو یادآور این واقعیت است که توسعه پایدار پیش از آنکه به منابع مالی وابسته باشد، به نهادهای توسعهگرا، مدیران شایسته و نگاه بلندمدت نیاز دارد ، همان عناصری که به گفته نوروززاده، راز موفقیت نخستین سالهای فعالیت این سازمان بودند و همچنان میتوانند مسیر آینده صنعت ایران را روشن کنند.
گفتگو از فاطمه سیدی