از شأن طبابت تا بحران معیشت؛ چرا سیاستگذاران باید درباره آینده پزشکان عمومی پاسخگو باشند؟
اقتصاد دوم ـ محمدرضا ایازی، پژوهشگر علوم سیاسی در مقطع دکتری
خبرگزاری آریا- پزشکی تنها یک شغل نیست؛ حرفهای است که با جان، سلامت و امید انسانها سروکار دارد. جامعه برای تربیت پزشک سالها هزینه میکند و انتظار دارد حاصل این سرمایهگذاری، ارائه خدمات درمانی باکیفیت و دسترسپذیر باشد. اما وقتی گزارشهایی از اشتغال برخی پزشکان عمومی در تاکسیهای اینترنتی برای تأمین هزینههای زندگی منتشر میشود، پرسشی جدی مطرح میشود: چرا نیرویی که برای درمان مردم آموزش دیده، ممکن است برای تأمین معاش خود از طبابت فاصله بگیرد؟
به گزارش خبرگزاری آریا در تبریز؛ البته رانندگی شغلی شرافتمندانه است و انتخاب آن از ارزش هیچ انسانی نمیکاهد. مسئله، نه مسافرکشی، بلکه شرایطی است که ممکن است پزشک را از حرفه تخصصی خود دور کند و جامعه را از ظرفیت علمی او محروم سازد.
از ابنسینا تا پزشکان نامدار ایران
بقراط در تاریخ پزشکی نماد اخلاق حرفهای است و ابوعلیسینا با اثر ماندگار خود، قانون در طب، سهمی برجسته در تاریخ علم دارد. در ایران معاصر نیز چهرههایی چون استادان یحیی عدل، جواد هیئت، علیاصغر خدادوست و مجید سمیعی، با دانش و تلاش خود به پیشرفت پزشکی خدمت کردهاند.
بزرگداشت این میراث تنها با یادآوری نام بزرگان محقق نمیشود؛ بلکه مستلزم فراهم کردن شرایطی است که پزشکان جوان و عمومی نیز بتوانند با انگیزه، امنیت شغلی و امید به آینده به حرفه خود ادامه دهند.
مسئلهای فراتر از معیشت
اگر درآمد ناکافی، هزینههای بالای فعالیت حرفهای، مشکلات پرداخت بیمهها یا نبود چشمانداز شغلی، پزشکان را به ترک طبابت سوق دهد، موضوع دیگر صرفاً یک مشکل صنفی نیست؛ بلکه به مسئلهای در حوزه خطمشی عمومی و مدیریت نظام سلامت تبدیل میشود.
پزشک عمومی در بسیاری از موارد نخستین حلقه ارتباط مردم با نظام درمانی است. کاهش انگیزه یا خروج او از این حوزه میتواند دسترسی مردم به خدمات اولیه سلامت را دشوارتر کند؛ بهویژه در مناطق محروم که کمبود نیروی درمانی پیامدهای جدیتری دارد.
بنابراین، سیاستگذاران باید بررسی کنند که آیا میان هزینههای تربیت پزشک، شرایط واقعی اشتغال، نظام پرداخت و نیازهای درمانی جامعه تناسب برقرار است یا خیر. منزلت اجتماعی بدون امنیت اقتصادی، بهتنهایی نمیتواند نیروی انسانی متخصص را در حرفه خود حفظ کند.
راهحل، اصلاح سیاستهاست
برای مواجهه با این مسئله، چند اقدام ضروری به نظر میرسد:
انتشار آمار معتبر درباره وضعیت اشتغال پزشکان عمومی و دلایل فاصله گرفتن آنان از طبابت؛
بازنگری در نظام پرداخت و تسویه مطالبات بیمهای با توجه به هزینههای واقعی خدمات؛
حمایت مالی و حرفهای از پزشکان شاغل در مناطق محروم؛
کاهش موانع اداری و هزینههای فعالیت حرفهای؛
مشارکت پزشکان، بیمهها، نمایندگان بیماران و کارشناسان در اصلاح سیاستهای سلامت.
اجرای این اقدامات باید با شاخصهای مشخص ارزیابی شود تا روشن باشد سیاستهای اتخاذشده واقعاً به بهبود شرایط پزشکان و دسترسی عادلانه مردم به درمان منجر شدهاند یا خیر.
پرسشی که مسئولان باید پاسخ دهند
اگر پزشکی برای تأمین معاش خانواده به رانندگی در تاکسی اینترنتی روی میآورد، نباید او را سرزنش کرد. کار شرافتمندانه ارزشمند است؛ اما جامعه حق دارد بپرسد چرا از ظرفیت علمی فردی که سالها برای طبابت آموزش دیده، بهدرستی استفاده نمیشود.
حفظ منزلت پزشکی تنها با تجلیل از پزشکان نامدار یا سخن گفتن از اخلاق حرفهای ممکن نیست. این هدف به سیاستهایی نیاز دارد که هم شرایط زندگی و کار پزشک را بهبود بخشد و هم توان مالی بیماران و عدالت در دسترسی به درمان را در نظر بگیرد.
کشوری که برای تربیت پزشک هزینه میکند، نمیتواند نسبت به شرایطی که او را از طبابت دور میسازد بیتفاوت بماند. اگر پزشک از درمان فاصله میگیرد، پرسش فقط این نیست که چرا او شغل دیگری انتخاب کرده است؛ پرسش مهمتر این است که کدام سیاستها نیازمند اصلاحاند؟
این همان زنگ خطری است که نظام سلامت و سیاستگذاران عمومی باید آن را جدی بگیرند.
یادداشت تحریریه: آمارهای مربوط به خروج پزشکان عمومی از چرخه طبابت و رویآوردن آنان به مشاغل دیگر، در این گزارش به نقل از گزارش رسانهای یادشده مطرح شدهاند و برای انتشار قطعی باید با منابع رسمی، تعریف دقیق شاخص و بازه زمانی مشخص تطبیق داده شوند. هدف این گزارش، طرح یک پرسش عمومی درباره پیامدهای سیاستگذاری و شرایط معیشتی پزشکان است، نه داوری درباره همه اعضای جامعه پزشکی.