خبرگزاری آریا -آبادان در چهلمین روز جنگ در آستانه سقوط بود. اما در 9 آبان 1359، ترکیبی از مردم شهر با دستهای خالی و نیروهای اندک نظامی، در کوی ذوالفقاری نخستین پیروزی راهبردی ایران را رقم زدند؛ پیروزیای که حلقه محاصره را شکست، مسیر جنگ هشتساله را تغییر داد و الگویی از مقاومت مردمی ساخت که رهبر انقلاب آن را «اوّلین ظفر ملّت ایران» خواندند که «کمتر در موردش گفته شده است».
به گزارش خبرگزاری آریا از آبادان؛رهبر انقلاب اسلامی در پیام 9 آبان، واقعه ذوالفقاری را «اوّلین ظفر ملّت ایران در دفاع مقدّس هشتساله» توصیف کردند که «کمتر در موردش گفته شده است». این توصیف، یک واقعیت تلخ را آشکار میکند: در حالی که فتح خرمشهر (خرداد 1361) به نماد مقاومت تبدیل شد، پیروزی 9 آبان 1359 که مسیر جنگ را عوض کرد، دههها در حاشیه روایتهای رسمی ماند. امروز اما پیام رهبری، این حماسه را از حاشیه به متن تاریخ معاصر آورده است.
چرا ذوالفقاری نقطه عطف بود؟
پس از سقوط خرمشهر در 4 آبان 1359، نیروهای عراقی با عبور از بهمنشیر و استقرار در نخلستانهای کوی ذوالفقاری، آبادان را در محاصرهای تقریباً کامل قرار دادند. هدف صدام، بستن آخرین حلقه محاصره و تصرف مهمترین بندر و پالایشگاه کشور بود. اما در 9 آبان، ترکیبی از نیروهای مردمی، گردان 153 لشکر 77 خراسان و پاسداران با هدایت مرحوم آیتالله جمی، امام جمعه آبادان، دشمن را به عقب راندند و از سقوط آبادان جلوگیری کردند.
اهمیت این پیروزی را باید در نسبت آن با سرنوشت جنگ سنجید. اگر آبادان سقوط میکرد، نهتنها حیثیت نظامی ایران در هفتههای نخست جنگ بهشدت آسیب میدید، بلکه امکان تثبیت یک منطقه اشغالی وسیع در جنوب برای عراق فراهم میشد. شکست در ذوالفقاری، ارتش بعث را مجبور کرد از اهداف حداکثری خود در خوزستان عقبنشینی کند و زمینه را برای «شکست حصر آبادان» در سال بعد فراهم ساخت.
شهری که تسلیم نشد؛ مقاومت مدنی به مثابه سلاح
پس از سقوط خرمشهر، تصور عمومی و حتی برخی تحلیلهای نظامی این بود که آبادان نیز در روزهای بعد سقوط خواهد کرد. اما اتفاقی افتاد که در محاسبات ارتش بعث جایی نداشت: مردم آبادان، از بازاری و کارگر پالایشگاه تا زن و جوان و پیرمرد، شهر را خالی نکردند. در حالی که بمباران و توپخانه شهر را میکوبید، بسیاری از اهالی ماندند و هستههای مقاومت محلهای را شکل دادند. این ماندن، خودش یک تصمیم راهبردی بود: شهری که مردمش تخلیه شود، بدون شلیک یک گلوله سقوط میکند.
روایتهای شفاهی و خاطرات رزمندگان ثبت کردهاند که مردم آبادان با کمترین امکانات در خطوط مقدم حاضر شدند: کندن سنگر با بیل و کلنگ، حمل مهمات با وانت و موتور، رساندن آب و غذا به رزمندگان، و در بسیاری موارد ایستادن در صف اول دفاع در کنار نیروهای اندک لشکر 77 و پاسداران. برخی از این نیروهای مردمی، آموزش نظامی چندانی ندیدند؛ اما شناخت محلی از کوچهها، نخلستانها و مسیرهای فرعی، همان چیزی بود که نیروهای مهاجم نداشتند.
این «دست خالی» بودن را نباید رمانتیک کرد؛ به معنای نبود سلاح و پشتیبانی بود. اما همین کمبود، شکل مقاومت را تعیین کرد: جنگ شهری، کمینهای محلهای، اطلاعرسانی سریع و دفاع نقطهای. مردم آبادان با بدن خود، فاصله میان سقوط و ایستادگی را پر کردند.
دریاقلی؛ نماد یک شبکه، نه یک استثنا
نقش دریاقلی، اوراقفروش سادهای که تحرکات دشمن را در نخلستانهای ذوالفقاری دید و اطلاعرسانی کرد، تنها زمانی معنا پیدا میکند که آن را بخشی از یک شبکه مردمی ببینیم. رهبر انقلاب در پیام خود بدون نام بردن از او، به «یک کارگر ساده و غیور ایرانی» اشاره کردند که «با فداکاری و ازجانگذشتگی، مردم را از نقشۀ شوم دشمن آگاه کرد». او یک «مخبر» نبود؛ یک شهروند بود که شهرش را میشناخت و مسئولیت حس کرد. پشت سر او، دهها نفر دیگر بودند که همان کار را در مقیاس کوچکتر انجام دادند: نگهبانی محلهها، شناسایی تحرکات، انتقال پیام و پشتیبانی.
سه نقشی که مردم آبادان در سرنوشت جنگ ایفا کردند
1. خرید زمان: نیروهای نظامی اندک بودند. حضور مردمی، خطوط دفاعی را گسترده کرد و اجازه نداد دشمن در یک حرکت سریع شهر را تصرف کند. این زمان، برای رسیدن گردان 153 لشکر 77 خراسان حیاتی بود.
2. تبدیل جنگ به «دفاع از خانه»: وقتی مردم در شهر میمانند، دشمن با یک شهر خالی و یک ارتش روبرو نیست؛ با هزاران «مدافع» روبرو است که انگیزهشان با سرباز وظیفه متفاوت است. این انگیزه، محاسبات دشمن را به هم زد.
3. شکستن تصویر «شکستناپذیری»: پس از خرمشهر، تصور سقوط حتمی آبادان فضای روانی کشور را تحت تأثیر قرار داده بود. ایستادگی مردمی در ذوالفقاری، نخستین نشانه عملی بود که میتوان دشمن را متوقف کرد.
از ذوالفقاری تا جنگ «سوم»؛ میراث یک حماسه
پیام رهبر انقلاب، ذوالفقاری را به زمان حال پیوند میزند: «همان هوشیاری و ایمان، همان انگیزه و اراده، همان فداکاری و جانفدایی و همان غیرت و ایستادگی است که ... یاریکنندۀ ملّت مظلوم و مقتدر ایران در مواجهه با سلطهگری، جنایت و تجاوز شیطان بزرگ و رسیدن به ظفر در جنگ تحمیلی سوّم است».
این خوانش، حماسه 9 آبان را از یک خاطره نظامی به یک «الگوی راهبردی» تبدیل میکند: در شرایطی که دشمن از ابزارهای ترکیبی (تحریم، محاصره، جنگ شناختی) استفاده میکند، آنچه میتواند پیروزی را رقم بزند، ترکیب «هوشیاری مردمی» با «ایستادگی نیروهای مسلح» است؛ همان فرمولی که در ذوالفقاری آزمایش شد و جواب داد.
نتیجه: تاریخ به مثابه درس
حماسه 9 آبان نشان میدهد که سرنوشت جنگ همیشه در میدانهای بزرگ و نبردهای کلاسیک تعیین نمیشود. گاهی یک پیروزی محدود اما بهموقع، مسیر یک جنگ هشتساله را تغییر میدهد. ذوالفقاری نه یک نبرد حاشیهای، بلکه نخستین نقطهای بود که در آن اراده ملی بر برتری تسلیحاتی دشمن غلبه کرد. آبادان در آن روزها نشان داد که سرنوشت جنگ فقط در ستادها نوشته نمیشود؛ گاهی در کوچههای یک شهر، با دستهای خالی مردمی نوشته میشود که تصمیم گرفتند تسلیم نشوند. اگر تاریخ معاصر ایران را روایت کنیم، 9 آبان باید در کنار 3 خرداد دیده شود: یکی آغاز مقاومت، دیگری پایان یک اشغال.
پایان پیام./