
خبرگزاری آریا - از نگاه منتقدان دونالد ترامپ، او در عرصه سیاست خارجی به شدت در حال شکست خوردن است. با این حال، رئیسجمهور همچنان در حال وارد کردن ضربات سنگینی است.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری آریا ، وبگاه شبکه خبری آمریکایی سی ان ان در تحلیلی به قلم «استیون کالینسون» نوشت: یادداشت تفاهم از پیش نقضشدهی او با ایران روز دوشنبه به پایان مهلت 60 روزه خود رسید. ترامپ به جای جشن گرفتن توافق هستهای که شاید میتوانست جنگ او را توجیه کند، استیصال و ناامیدی خود را با یافتن برخی از دوستان آمریکا برای تنبیه کردن، و همچنین با احیای روابطش با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، جایگزین کرد.
ترامپ روز یکشنبه اعلام کرده بود که ایالات متحده رزمایشهای نظامی خود را با کره جنوبی، متحد آمریکا از دهه 1950، کاهش خواهد داد. او دلایل این تصمیم را هزینههای مالی، امتناع سئول از مشارکت در جنگ علیه ایران، و تمایل به ناراحت نکردن کیم دیکتاتور عنوان کرد.
روز دوشنبه، ترامپ به دلیل مذاکره با ایران برای به جریان انداختن کشتیرانی در تنگه هرمز که این امر نیز یکی از الزامات همان یادداشت تفاهمی بود که زمانی ترامپ از آن به عنوان بزرگترین توافق صلح تاریخ خاورمیانه یاد میکرد، عمان را به بمباران تهدید کرد.
بار دیگر، به نظر میرسید ترامپ عمداً در حال وارونه کردن تمام آن چیزهایی است که جهان روزگاری به قدرت آمریکا و ارزشهای سیاست خارجی آن نسبت میداد.
جیمز استاوریدیس دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا به کیسی هانت از شبکه سیانان گفت: «من نزدیک شدن به کیم جونگ اون را درک نمیکنم. من تهدید به بمباران عمان را نمیفهمم. این اقدامات دقیقاً نقطه مقابل کارهایی است که ما اکنون باید انجام دهیم.»
حملات تند ترامپ به عمان و کره جنوبی به هم مرتبط هستند. این موارد، نشانگان سیاست خارجی فاقد راهبرد متعارف است که دیپلماتها و کارشناسان را عمداً به حاشیه میراند؛ و به نظر میرسد صرفاً از غرایز شخصی او نشأت میگیرد.
از نگاه ناظران بیرونی، این هرجومرج در حال شتاب گرفتن است.
به عنوان مثال، جرد کوشنر، داماد ارشد او، در سراسر خاورمیانه در تکاپوست تا توافقی را نجات دهد که ترامپ ماه گذشته آن را توافقی «تاریخی» برای خلع سلاح حماس و عقبنشینی اسرائیل از غزه توصیف کرد، توافقی که به نظر میرسد واقعیت راهبردی خصمانه میان اسرائیل و جنبش مقاومت اسلامی را نادیده میگیرد.
در داخل کشور هم، مذاکرهکنندگان هنوز به هیچ توافقی برای جلوگیری از اعمال تعرفههای 50 درصدی ترامپ بر کانادا پیش از ضربالاجل روز چهارشنبه دست نیافتهاند. این اتفاق پس از آن رخ میدهد که او پیمان میان آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره اول ریاستجمهوری خود را که در آن زمان به عنوان «مهمترین توافق تجاری تاریخ» میستود، زیر پا گذاشت.
رویکرد منحصربهفرد ترامپ به سیاست خارجی و دلایل ناکامی احتمالی آن
این کلاف سردرگمِ چندلایه دیپلماتیک، دربردارنده جوهرهی سیاست خارجیِ «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم (MAGA) ترامپ است. او برای غیرقابل پیشبینی بودن ارزش قائل است؛ میکوشد از طریق تهدید اعمال قدرت کند؛ و رهبران جهان را بر اساس نحوه برخورد شخصیشان با خود قضاوت میکند، بدون توجه به اینکه آیا آنها به عنوان دشمنان ایالات متحده عمل میکنند یا آزادیهای سیاسی را در داخل کشورشان سرکوب مینمایند. ترامپ بر این باور است که ایجاد ارتباط با رهبران اقتدارگرا میتواند دستاوردهایی فراتر از تصور رؤسای جمهور پیشین به همراه داشته باشد. او ائتلافهایی مانند ائتلاف با سئول را نه به عنوان «عوامل افزایندهی» قدرت آمریکا، بلکه بیشتر به چشم باجگیریهایی میبیند که در آنها کشورهای خارجی باید مبالغ هنگفتی بپردازند تا از ضمانت رو به فرسایش حمایت آمریکا برخوردار شوند. از دیدگاه او، چنین ائتلافهایی همچنین ایجاب میکند که شرکا در هر مأموریت خارجی که او انتخاب میکند، مشارکت کنند.
ترامپ روز جمعه در یک تجمع انتخاباتی در لانگ آیلند گفت: «آمریکا دوباره در سراسر جهان مورد احترام است. ما بیش از هر زمان دیگری محترم شمرده میشویم.».
اما در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ، این بینظمی و بیثباتیِ فزاینده ممکن است نتیجه معکوس به همراه داشته باشد.
کریستوفر هیل، مقام ارشد پیشین وزارت خارجه و سفیری که در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات خدمت کرده است، به جیم شیوتر در سیانان بینالملل گفت: «در حالی که او در دوره اول خود رکوردی در زمینه غیرقابل پیشبینی بودن ثبت کرد، در دوره دوم، به سرعت در حال ثبت رکوردی به عنوان فردی بسیار غیرقابل اعتماد است؛ و تمام جهان در حال نظاره این وضعیت است.»
این خطر به وضوح در قبال ایران دیده میشود.
علیرغم تمام ادعاهای دولت مبنی بر نابودی نیروهای نظامی ایران، ترامپ همچنان در تلاش است تا وضعیت حاکم پیش از جنگ، یعنی تنگه هرمزی باز با قابلیت کشتیرانی آزاد را احیا کند. به نظر میرسد ایران منتظر دور بعدی درگیریهاست و والاستریت ژورنال گزارش میدهد که تهران از وقفه ایجاد شده در درگیریهای تمامعیار برای افزایش تولید موشک و پهپاد استفاده کرده است.
شاید توبیخ کره جنوبی از سوی ترامپ صرفاً یک مسئله امنیتی در شرق آسیا به نظر برسد. اما بنا به گفته خود او، این حمله لفظی به دلیل جنگ ناتمام خاورمیانه صورت گرفته است. ترامپ ادعا کرد که بهرغم حضور هزاران نیروی آمریکایی در کره جنوبی، لی جه-میونگ رئیسجمهور این کشور ترجیح میدهد «در مسئله ایران درگیر نشود». با توجه به روند پیشرفت جنگ، شاید این انتخابی هوشمندانه از نظر سیاسی باشد. اما رئیسجمهور روز دوشنبه گفت که به لی گفته است: «خب، پس چرا ما باید درگیر کمک به شما باشیم؟»
فشار ترامپ بر کره جنوبی از آن جهت عجیب است که انتظار میرود این کشور در سال جاری، یعنی 73 سال پس از جنگ کره، بیش از 1 میلیارد دلار برای پشتیبانی از پادگانهای نظامی آمریکا بپردازد؛ ضمن آنکه پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اخیراً این کشور را به عنوان الگویی از مشارکت در هزینهها تحسین کرده بود.
ترامپ ممکن است در حال برداشت اشتباه از وضعیت کره شمالی باشد، همانطور که واقعیتهای پیش از جنگ با ایران را اشتباه ارزیابی کرده بود. این که او و کیم دارای ارتباط شخصی ویژهای هستند، با توجه به نشستهای دوره اول او که بیشتر نمایشی تبلیغاتی بود و نتایج اندکی در پی داشت، بی معنی است. از آن زمان تاکنون، کره شمالی برنامههای هستهای و موشکی خود را که آمریکا و متحدانش را تهدید میکند، سرعت بخشیده است. این کشور به شدت به دو دشمن اصلی دیگر ایالات متحده، یعنی روسیه و چین، نزدیکتر شده است. کره شمالی همچنین مقادیر عظیمی مهمات برای جنگ اوکراین به روسیه و بیش از 10هزار نیروی نظامی به آنجا ارسال کرده است.
به نظر میرسد هیچ یک از این موارد برای ترامپ اهمیتی ندارد. او روز دوشنبه گفت: «کیم جونگ اون همیشه با احترام زیادی با من رفتار کرده است. من او را درک میکنم. او مرا درک میکند. من با او کنار میآیم. میدانید، او از بایدن خوشش نمیآمد. از اوباما خوشش نمیآمد. او از هیچکس خوشش نمیآمد، اما من خیلی خوب با او کنار میآیم.».
اما کیم تنها دیکتاتوری نیست که ترامپ علی رغم نتایج ناچیز با او طرح دوستی ریخته است. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، طرح او برای پایان دادن به جنگ اوکراین را نادیده گرفت. شی جینپینگ، رهبر چین، در جنگ تجاری از او پیشی گرفت و او را مغلوب کرد.
در سطحی گستردهتر، رئیسجمهور با تهدیدات سختگیرانه خود که عقبنشینیهای سریع در قبال ایران ر به دنبال داشت، اعتبار ایالات متحده را به خطر انداخته است. روابط فراآتلانتیک در بدترین وضعیت خود از زمان جنگ جهانی دوم قرار دارد. خشم او نسبت به کره جنوبی اکنون کل پایبندی ایالات متحده به تعهدات ائتلافی در شرق آسیا را در هالهای از ابهام قرار داده است.
منتقدان، سیاست خارجی ترامپ را یک شکست میدانند، اما هدف اصلی ایجاد اختلال جهانی است
این نشانهای از قطبی شدن فضای سیاسی آمریکاست که سیاستهای خارجی ترامپ که از دیدگاه منتقدان خارجی به تضعیف قدرت ایالات متحده و ائتلافهای پشتیبان آن میانجامد، در دنیای ترامپ به عنوان موفقیتهایی عظیم تلقی میشوند.
در سطحی دیگر، ویران کردن ارکان سیاست خارجی سنتی، همان هدف و مقصود اصلی ترامپیسم است. رئیسجمهور در سخنرانیهای متعدد، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و در سفرهای خارجی ساختارشکنانهاش به صراحت بیان کرده است که باور دارد متحدان، ایالات متحده را سرکیسه و نهادهای بینالمللی قدرت آن را محدود میکنند. او استدلال کرده است که تجارت آزاد که رؤسای جمهور متعارف آن را موجب ارتقای رفاه همگان میدانستند، اقتصادی جهانیشده ساخته که مشاغل آمریکایی را به اقتصادهای مبتنی بر دستمزد پایین در خارج از کشور منتقل کرده است؛ و بر اساس معیارهای خودش، او به موفقیتهایی نیز دست یافته است.
او با آب و تاب از حمله خیرهکننده نیروهای ویژه که به بیرون کشیدن نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا، از قلعهاش انجامید سخن میگوید، حتی اگر این عملیات نتوانسته باشد دموکراسی را احیا کند و غرور و تکبری را برانگیخته باشد که منجر به دستکم گرفتن ایران از سوی او شد.
ترامپ به انتخاب ملیگرایان پوپولیست همفکر خود در نیمکره غربی کمک کرده است که پیروزی بزرگی برای ایدئولوژی ماگا محسوب میشود. دولت او در حال اعمال فشار شدید بر کوبای کمونیست است. اما منتقدانش هشدار میدهند که یکی دیگر از سیاستهای شاخص منطقهای او یعنی کشتارهای فراقانونی افرادی که دولت ادعا میکند تروریستهای مواد مخدر در دریای کارائیب و اقیانوس آرام هستند، ناقض قوانین و قانون اساسی بوده است؛ و در حالی که دیپلماسی او در قبال غزه امری بعید به نظر میرسد، اما در صورتی که ترامپ به نحوی از عهده آن برآید، میتواند جان انسانهای بسیاری را نجات دهد.
البیریج کلبی، رئیس سیاستگذاری پنتاگون میگوید منتقدان سیاست خارجی ترامپ متوجه اصل ماجرا نیستند.
کلبی هفته گذشته طی سخنرانی خود در مانیل اظهار داشت: «غیرقابلاعتماد دانستن آمریکای امروز برای همکاری، ادعایی واهی بیش نیست. آمریکا در گذشته، اگرچه در عرصه مذاکرات قابلپیشبینی بود، اما غالباً رویکردی انعطافناپذیر داشت و به لحاظ ایدئولوژیک بر شعارها و جزماندیشیهای لیبرال پافشاری میکرد.»
کلبی ادامه داد: «تحت رهبری خردمندانهی رئیس جمهور ترامپ، ما رویکرد جدیدی داریم که بر اساس عقل سلیم تعریف شده است. درست است که آمریکا اکنون در معاملات سختگیرانهتر عمل میکند، اما این پیامد ثانویهیِ واقعگرایی جمهوریخواهانهای است که بر قرار دادن عملی آمریکاییها در اولویت (اول آمریکا) متمرکز است.»
یک حوزه مهم وجود دارد که تهدیدات و رویکرد معاملهگرانهی ترامپ به طور غیرقابل انکاری در آن موفق بوده است. او متحدان ناتو را مجبور کرده تا به هزینههای دفاعی بسیار بیشتری متعهد شوند و بدین ترتیب به طور بالقوه زمینهساز یک ائتلاف غربی قدرتمندتر برای دوران پس از ترک منصبش شده است؛ و در حالی که آمریکا هزینههای خود را کاهش میدهد و عقبنشینی میکند، آیا زمان آن نرسیده است که رئیسجمهور بپرسد که آیا هفت دهه پس از جنگ کره و هشت دهه پس از جنگ جهانی دوم، متحدان ایالات متحده نباید خودشان از خود دفاع کنند؟
اما خطر برای ترامپ این است که ناکامی او در پایان دادن به جنگ با ایران با شرایط مدنظرش، در حال نمایان ساختن نقصهای رویکرد سیاست خارجی اوست و دقیقاً در شرایطی که محبوبیتش در داخل رو به افول گذاشته، تصویر گستردهتری از بیکفایتی را در اذهان ترسیم میکند.