
خبرگزاری آریا -در حالی که جنگ در تنگه هرمز هنوز ادامه دارد، یک جبههی دیگر — جبههی دریایی — در سایهی سایههای بابالمندب، آرام آرام داغ میشود. تنگهی کوچکی بین یمن و جیبوتی، که سالانه از آن بیش از 21 هزار کشتی عبور میکند، اکنون نقطهی تمرکز ترسهای جهانی شده است.
انصارالله یمن — گروهی که هنوز رسمیت نظامی درگیری دریایی را نگرفته — با یک جملهی کوتاه در ماه مارس، بازارهای جهانی را به لرزه درآورد:
«انگشتان ما روی ماشه است و در صورت تغییر تحولان، آمادهی واکنش در هر لحظه هستیم.»
این جمله، بیش از هر موشکی، تأثیر گذاشت.
کاهش 40٪ عبور و مرور در بابالمندب، بهمعنای واقعی کلمه، قطع شریان نفتی جهان بود — نه به دلیل تخریب، بلکه به دلیل تولید ابهام.
چرا این تنگه، اینقدر حیاتی است؟
10٪ صادرات نفت جهان (حدود 4.5 میلیون بارل در روز) از این مسیر میگذرد.
این مقدار، بیش از دو برابر حجم نفتی است که از تنگه هرمز عبور میکند — اما بدون جایگزین قابلاعتماد.
عربستان سعودی و امارات، با افزایش ظرفیت خطوط لولهی شرق-غرب و حبشان-فجیره، تلاش میکنند تا این شکاف را پر کنند — اما دیوید باتر، از اندیشکدهی چاتهام هاوس، تأکید میکند:
«حتی با ظرفیت کامل، این مسیرها تنها میتوانند حدود یک چهارم نفت تنگه هرمز را جابهجا کنند — و آنها در برابر حملهی ایران و انصارالله آسیبپذیر هستند.»
سناریوی ایران: دست بلند یا دست کوتاه؟
ایران، با تجربهی بستن تنگه هرمز ، اکنون در دو سناریوی راهبردی قرار دارد:
سناریوی 1: تهاجم مستقیم ایران به بابالمندب
→ ریسک: گسترش احتمال جنگ مستقیم با همه ائتلاف غربی-عربی - عبری، افزایش تحریمهای جهانی،→ مزیت: کنترل کامل، دقت بالا، عدم وابستگی به عوامل غیررسمی.
سناریوی 2: بهره گیری از انصارالله بهعنوان «عامل تنشزا»
→ ریسک: از دست دادن کنترل، تهاجمات غیرمتناسب، واکنش شدید عربستان. → مزیت: حفظ «پوشش ابهام»، کاهش هزینهی نظامی مستقیم، ایجاد فشار روانی بر بازارها.
احمد سلیمان، پژوهشگر چاتهام هاوس، میگوید:
«کریدور دریای سرخ، فضایی است که قدرتهای آفریقا، خلیج فارس، خاورمیانه و آسیا در آن گرد هم میآیند. تشدید تنش در این عرصه، برای کشتیرانی جهانی بسیار بیثباتکننده خواهد بود.»
---
راهبرد ایران . تکنیک های اچرا
1. تهدیدات را بهصورت «تکنیکی» بیان شود— نه مستقیم، نه غیررسمی، بلکه با زبانی که «پیام را میرساند، اما مسئولیت را پنهان میکند».
2. انصارالله را بهعنوان «عامل خودمختار» باقی بماند — اجازه دهید خودشان تصمیم بگیرند که چه مقدار فشار بیاورند.
3. رسما تنها دفاع دریایی خلیج فارس را تثبیت کنیم — نه تهاجم به بابالمندب(از منافع آن بهره بگیریم بدون بر عهده گرفتن مسئوایت)
4. از تهدیدات تکنیکی (موشکی/موتوری) در فاصلهی کم استفاده شود— نه تخریب فیزیکی.
5. هزینههای روانی را بیش از هزینههای نظامی اولویت دارد— یک کشتی که مسیر را عوض میکند، 10 روز تاخیر دارد — و این، هزینهی میلیاردی دارد.
بابالمندب دیگر تنگهی جغرافیایی نیست — تنگهی سیاست، ترس و اقتصاد است. در این بازی، کسی که اولین حرکت را نمیکند، اما حرکت دشمن را تغییر میدهد، برنده است.
آیا ایران میخواهد دست بلند باشد، یا دست کوتاهی که از راه دور فشار میآورد؟