
خبرگزاری آریا -مطلب زیر توسط مرکز مطالعات راهبردی و بین الملل آمریکا(CISS) در بیست و سه جون نوشته شده است؛برای درک راهبردهای آمریکا مطلب مذکور توسط سرویس تحلیل آریا خلاصه شده است:
جنگِ 2026، اگرچه تصویرِ دقیقی از وسعتِ تخریبِ زیرساختهای نظامیِ ایران به دست نداده، اما یک واقعیت را با قطعیت آشکار ساخته است: جمهوری اسلامی، فارغ از هرگونه تغییرِ ساختارِ سیاسی، با سرعتی شگرف به مسیرِ بازسازیِ قابلیتهایِ دفاعیِ خود بازخواهد گشت. این گزاره، نه یک پیشبینی، که حاصلِ خوانشِ تاریخِ مقاومتِ ایران در برابرِ فشارهایِ بیرونی است. اما آنچه این بازسازی را از ادوارِ پیشین متمایز میسازد، معمایِ پیچیده یِ مسیرهایِ تأمینِ کالاهایِ دوکاربرده و تجهیزاتِ پیشرفته است؛ معماهایی که کلیدِ حلِ آنها، بیش از آنکه در زرادخانه هایِ ایران، که در ترازنامه هایِ تجاریِ امارات، پاکستان، چین و ترکیه نهفته است.
لایه یِ پنهانِ این روایت، به تغییرِ ژئواکونومیکِ کریدورهایِ تأمین برمیگردد. امارات که تا پیش از جنگ، سهمی 95 درصدی در صادراتِ مجددِ کالاهایِ غیرنفتی به ایران داشت، اکنون با اصابتِ بیش از 2800 موشک و پهپاد به خاکِ خود، در جایگاهی قرار گرفته که همکاریِ مجدد با تهران را به یک محاسبه یِ هزینه-فایدهیِ دشوار بدل ساخته است. بسته شدنِ سفارت، توقیفِ دارایی ها و محدودیت هایِ ویزا، همگی حاکی از آن است که کریدورِ جنوبی، دستکم در میان مدت، مسدود یا به شدت گران شده است. در مقابل، مسیرهایِ جایگزین از طریقِ پاکستان (با کریدورِ زمینیِ هم مرز با ایران) و دریایِ خزر (با دورزدنِ تنگه هایِ هرمز و بابالمندب) در حالِ جانشینی هستند و این تغییر، فرصتهایِ تازهای را برایِ سیاستگذارانِ غربی و نیز چالشهایی جدی برایِ امنیتِ ملیِ ایران پدید آورده است.
واکنشِ بازیگرانِ کلیدی به این تغییرِ مسیر، خود به معمایی راهبردی بدل خواهد شد. چین، به عنوانِ تأمین کننده یِ اولویتدارِ ایران در چهار حوزه یِ حیاتیِ «تجهیزاتِ نجاتِ دریایی»، «ماشین آلاتِ تراشِ CNC»، «قطعاتِ پهپاد» و «موتورهایِ دریایی»، اکنون در موقعیتی قرار دارد که میتواند با افزایشِ صادرات، نقشِ محوریِ خود را در بازسازیِ توانِ نظامیِ ایران تثبیت کند. اما در همین نقطه، ظرافتی کلیدی نهفته است: کنترلرهایِ ساختِ زیمنس (آلمان) و فانوک (ژاپن) که مغزِ ماشینآلاتِ CNC را تشکیل میدهند، همچنان بر 70 تا 80 درصدِ تجهیزاتِ تولیدیِ چین مسلط هستند. این وابستگی، اهرمی را در اختیارِ اتحادیه اروپا و ژاپن قرار میدهد که با الگوبرداری از ابزارهایِ ضدِ دورزدنِ تحریمهایِ روسیه، بتوانند زنجیره یِ تأمینِ ایران را حتی از مسیرِ چین نیز مختل سازند. از سویِ دیگر، ترکیه با رشدِ چشمگیرِ صادراتِ موتورهایِ گازیِ پرقدرت به ایران (تقریباً 100 درصدِ وارداتِ این حوزه) و پاکستان با کریدورِ زمینیِ تازه تأسیسِ خود، به نقاطِ کورِ جدیدی در سیستمِ رهگیریِ کالاهایِ تحریمی بدل شده اند.
نگاه به آینده، سه سناریویِ محتمل را برایِ منافعِ ملیِ ایران ترسیم میکند: سناریویِ نخست، بازطراحیِ سریعِ شبکه یِ تأمین با اتکا بر کریدورهایِ شمالی (دریایِ خزر) و شرقی (پاکستان) است که ضمنِ حفظِ استقلالِ راهبردی، هزینه هایِ لجستیک را به شدت افزایش خواهد داد. سناریویِ دوم، روی آوردن به تولیدِ داخلیِ قطعاتِ کلیدی (همچون کنترلرهایِ CNC و موتورهایِ دریایی) با الهام از تجربه یِ پهپادسازیِ دورانِ تحریم است که هرچند زمانبر، اما مقاومتِ سیستم را در برابرِ فشارهایِ خارجی دوچندان میکند. سناریویِ سوم، شکل گیریِ یک مثلثِ تجاریِ نامتعارف میانِ ایران، روسیه و چین در حوزه یِ کالاهایِ دوکاربرده است که در آن، مسیرِ خزر نه تنها برایِ تأمینِ نیازهایِ ایران، که برایِ بازتوزیعِ قطعاتِ ساختِ غرب (از طریقِ شبکه هایِ پیچیده یِ پنهان) به کار گرفته خواهد شد. آنچه قطعی است، فشردگیِ زمانیِ بازسازی و انعطاف پذیریِ تاریخیِ شبکه هایِ تأمینِ ایران، هرگونه استراتژیِ مبتنی بر "قطعِ کامل" را با تردید جدی مواجه میسازد.
در نهایت، معمایِ بازسازیِ نظامیِ ایران، بیش از آنکه یک مسئله یِ فنی یا لجستیکی باشد، آزمونی است برایِ اراده یِ جمهوری اسلامی در عبور از تحریم هایِ فراتری و نیز سنجه ای برایِ انسجامِ جبهه یِ غرب در اعمالِ فشارهایِ هوشمند. واقعیتی که نه با بستنِ یک مسیر، که با مدیریتِ هوشمندانه یِ چندین کریدور و تولیدِ دانش بنیانِ قطعاتِ راهبردی، میتواند به فرصتی برایِ ارتقایِ قدرتِ بازدارندگی و کاهشِ وابستگی هایِ خارجی بدل گردد؛ مسیری که سرنوشتِ آن، بیش از هر عاملِ بیرونی، در گرویِ تصمیماتِ امروزِ نهادهایِ مسئول در تهران است.