
خبرگزاری آریا -شاید هیچ پرونده مالی در تاریخ روابط بینالملل به پیچیدگی داراییهای بلوکهشده ایران نباشد. از بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در سال 1358 تا امروز، این پولها نه فقط یک سرمایه سرگردان، که به ابزاری راهبردی برای فشار بر تهران تبدیل شدهاند. برآوردهای دقیق نشان میدهد بین 100 تا 120 میلیارد دلار از داراییهای ایران در بانکهای جهان قفل شده است. رقمی که اگر آزاد شود، میتواند معادلات اقتصادی ایران را دگرگون کند.
این پولها کجاست و مال کیست؟
برخلاف تصور عمومی، این داراییها در یک جا انباشته نشده. آنها در سه سبد اصلی پخش شدهاند:
1. داراییهای آسیایی(50-60 میلیارد دلار):** شامل ذخایر ارزی بانک مرکزی و صندوق توسعه ملی. این بخش، جانمایه اقتصاد ایران است که در بانکهای مرکزی چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و برخی کشورهای اروپایی بلوکه شده.
2. داراییهای تجاری (30-40 میلیارد دلار):** پول شرکتهای دولتی و نیمهدولتی، و حسابهای بانکهای تجاری ایران که بهطور احتیاطی توقیف شده.
3. داراییهای فیزیکی و سرمایهگذاری (15-20 میلیارد دلار):** شامل سهام ایران در شرکتهای غربی پیش از انقلاب (مانند صنایع خودروسازی و شرکتهای هستهای فرانسه)، اموال دیپلماتیک در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، و حتی پیشپرداختهای تجهیزات نظامی که هیچگاه تحویل ایران نشد.
سهم آمریکا چقدر است؟
نکته جالب اینکه بخش عمده این پولها در آمریکا نیست. واشنگتن بهطور مستقیم حدود 1.973 میلیارد دلار از داراییهای بانک مرکزی ایران را در اختیار دارد. علاوه بر این، چندین ساختمان و ملک دیپلماتیک ایران در ایالتهای مختلف آمریکا توقیف شده که ارزش آنها با احتساب اجارهبهای مفروض طی چهار دهه، به حدود 50 میلیون دلار میرسد. اما قسمت اعظم داراییهای بلوکهشده (نزدیک به 100 میلیارد دلار) در کشورهای آسیایی و اروپایی است.
چگونه این پولها گروگان شد؟
قصه از همین جا پیچیده میشود. ایران نفت و گاز میفروخت به چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و برخی کشورهای اروپایی. پولش هم واریز میشد به حسابهای بانکی در همان کشورها. اما وقتی تحریمهای بانکی شدت گرفت و سیستم سوئیفت روی ایران بسته شد، این پولها در همان حسابه قفل شد. حالا ایران نمیتواند این پولها را به کشور برگرداند یا حتی برای خرید کالاهای ضروری از همان کشورها استفاده کند. عملاً این پولها در اختیار بانکهای خارجی است، بدون اینکه سودی برای ایران داشته باشد.
معمای حقوقی؛ دادگاههای غربی علیه ایران
این جا به نقطه اصلی بحران میرسیم. دادگاههای آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، احکامی صادر کردهاند که بخشی از این داراییها مصادره و به خانوادههای قربانیان حملاتی که ایران به آنها متهم شده، پرداخت شود. ایران میگوید این احکام غیرقانونی و سیاسی است، اما وکلای آمریکایی موفق شدهاند در دادگاههای داخلی خود، رأی به نفع شاکیان بگیرند. نتیجه اینکه هر سال بخشی از این پولهای بلوکهشده، بدون رضایت ایران، بابت غرامتهای قضایی برداشت میشود.
فراز و فرودهای سیاسی؛ وقتی برجام درها را باز کرد
تجربه نشان داده این پرونده عمیقاً به روابط سیاسی ایران و غرب گره خورده. در دوران توافق هستهای سال 2015، ایران موفق شد بخشی از این داراییها را آزاد کند. اما با خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحریمهای حداکثری، نه تنها درهای تازهای باز نشد، که برخی از پولهای آزادشده دوباره مسدود شدند. این یعنی هر گشایش دیپلماتیک، مستقیماً روی گشایش بانکی تأثیر میگذارد.
از منظر منافع ملی ایران: چاره چیست؟
از نگاه راهبردی، پرونده داراییهای بلوکهشده، یک معضل سهوجهی است: سیاسی، حقوقی و اقتصادی. برای خروج از این بنبست، سه مسیر پیش روی ایران قرار دارد:
مسیر اول: دیپلماسی فعال
بدون توافق جامع با غرب، گشایش بانکی ممکن نیست. ایران باید در مذاکرات ژنو و سایر گفتوگوها، پرونده داراییهای بلوکهشده را به عنوان یک خواسته اصلی و غیرقابل مصالحه مطرح کند. تجربه برجام نشان داده هر گرهگشایی سیاسی، به آزادی بخشی از این پولها منجر شده است.
مسیر دوم: وکلا و حقوق بینالملل
ایران باید پروندههای حقوقی متعددی در دادگاههای بینالمللی (مانند دیوان بینالمللی دادگستری) علیه آمریکا و برخی کشورهای اروپایی تشکیل دهد. هرچند این روند طولانی است، اما میتواند فشار افکار عمومی و حقانیت ایران را به اثبات برساند.
مسیر سوم: تغییر ساختار تجارت
ایران باید وابستگی خود به سیستم سوئیفت و بانکداری غربی را کاهش دهد. استفاده از ارزهای دیجیتال، مبادلات پایاپای با کشورهای هدف، و ایجاد کانالهای مالی جایگزین (مانند اینستکس اروپایی) میتواند کمک کند. اما این راهحلها، جایگزین آزادسازی پولهای بلوکهشده نمیشود؛ فقط از تجمع داراییهای جدید در خارج جلوگیری میکند.
سرمایهای که باید برگردد
120 میلیارد دلار برای ایرانِ تحریمزده، حکم نفس تازه کردن را دارد. این مبلغ میتواند زیرساختهای صنعتی را نوسازی کند، نقدینگی سرگردان را جمعکند، و فشار تحریمها را نصف کند. اما تا زمانی که آمریکا از این داراییها به عنوان اهرم فشار استفاده میکند، راهی جز مذاکره هوشمندانه و اقدام حقوقی منسجم وجود ندارد.
تجربه سی ساله نشان داده که فریاد و تهدید، دردی را دوا نکرده. آنچه جواب داده، دیپلماسی صبور اما قاطع است؛ دیپلماسی که بداند چه میخواهد و برای گرفتنش، هزینه پرداخت کند. پرونده داراییهای بلوکهشده، یک آزمون بزرگ برای تیم مذاکرهکننده جدید ایران است. باید دید آیا میتوانند این سرمایه عظیم را از بند قوانین بینالمللی نجات دهند، یا همچنان در انبارهای بانکهای جهانی خاک میخورد.
توضییح:ارقام ذکر شده بر حسب اطلاعات عمومی است و قابلیت استناد حقوقی علیه منافع ایران را ندارد