
خبرگزاری آریا -افزایش حقوق بازنشستگان، که باید از نخستین روزهای سال 1405 اعمال میشد، اکنون پس از گذشت بیش از دو ماهونیم همچنان در بلاتکلیفی است.
این تأخیر نه فقط یک مشکل اداری، بلکه نشانهای روشن از بحران عمیق در نظام تأمین مالی بازنشستگی در ایران است؛ بحرانی که بازنشستگان را در سختترین شرایط اقتصادی دهههای اخیر، بدون پشتوانه کافی رها کرده است.
1. ریشه اختلاف: برداشت یا بدهی؟
گزارش اخیر خبرگزاری مهر ادعا کرد که برداشت بانک مرکزی از منابع تأمین اجتماعی باعث شده افزایش حقوق بازنشستگان به تعویق بیفتد.
اما بانک مرکزی در پاسخ، توپ را به زمین تأمین اجتماعی انداخت و اعلام کرد:
- سازمان تأمین اجتماعی سالهاست با عدم توازن منابع و مصارف روبهروست.
- برای جبران کسری نقدینگی، بهطور مستمر از خطوط اعتباری بانک رفاه استفاده کرده است.
- بازپرداخت این تسهیلات در موعد مقرر انجام نشده و همین موضوع باعث ثبت «اضافهبرداشت» برای بانک عامل شده است.
این پاسخ نشان میدهد که مسئله، نه یک برداشت ناگهانی، بلکه انباشت بدهیهای قدیمی و ساختار مالی ناپایدار است.
2. روایت تأمین اجتماعی: تمدید خطوط اعتباری در جریان است
سازمان تأمین اجتماعی نیز در واکنش، تصویر دیگری ارائه داد:
- دو خط اعتباری 45 همتی و 30 همتی از بانک مرکزی دریافت شده است.
- با پایان دوره خط اعتباری 45 همتی، تا زمان تمدید، بانک رفاه بهطور موقت بدهکار بانک مرکزی محسوب میشود.
- از این 45 همت، 30 همت تمدید شده و 15 همت دیگر در حال بررسی برای تمدید است.
به بیان ساده، تأمین اجتماعی میگوید:
«این یک فرآیند معمول است و بهمحض تمدید کامل، مشکل رفع میشود.»
اما واقعیت این است که همین فرآیندهای معمول سالهاست بازنشستگان را در انتظار نگه داشته است.
3. بازنشستگان؛ قربانیان خاموش یک ساختار فرسوده
در شرایطی که تورم رسمی بالای 40 درصد و تورم واقعی در سبد مصرفی بازنشستگان بسیار بیشتر است، تأخیر در افزایش حقوق، فشار مضاعفی بر زندگی آنان وارد میکند.
بازنشستگان امروز با مشکلاتی چون:
- هزینههای سنگین درمان
- اجارهخانههای سرسامآور
- کاهش قدرت خرید
- و نبود حمایتهای جانبی
دستوپنجه نرم میکنند.
برای بسیاری از آنان، همین افزایش سالانه حقوق، تنها امید برای حفظ حداقل معیشت است.
4. مسئله اصلی: بحران نقدینگی یا بحران حکمرانی؟
آنچه در این ماجرا دیده میشود، فقط یک اختلاف حسابداری نیست.
این بحران سه لایه دارد:
- لایه مالی: کسری مزمن صندوقها و وابستگی دائمی به خطوط اعتباری
- لایه مدیریتی: نبود برنامه پایدار برای اصلاح ساختار صندوقها
- لایه اجتماعی: بیاعتمادی و نارضایتی گسترده بازنشستگان
تا زمانی که این سه سطح بهصورت همزمان اصلاح نشوند، هر سال همین چرخه تکرار خواهد شد:
وعده افزایش حقوق، تأخیر در اجرا، و فشار بیشتر بر بازنشستگان.
5. ضرورت شفافیت و اقدام فوری
بازنشستگان امروز نه خواهان امتیاز ویژهاند و نه مطالبهای فراتر از حق قانونی خود دارند.
آنچه آنان میخواهند، اجرای بهموقع قانون و شفافیت در مدیریت منابع است.
در شرایطی که کوچکترین تأخیر در پرداختها میتواند زندگی هزاران خانواده را مختل کند، انتظار میرود:
- بانک مرکزی
- سازمان تأمین اجتماعی
- و دولت
بهجای تبادل اتهام، راهحلی فوری و پایدار برای این بحران ارائه دهند.
بازنشستگان ستونهای فراموششده جامعهاند؛ جامعهای که بدون احترام به آنان، نمیتواند ادعای عدالت و توسعه داشته باشد.
-