
خبرگزاری آریا - نشست روز خبرنگار رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کهگیلویه و بویراحمد با اصحاب رسانه، به همت خلاقیت روابطعمومی سازمان و برخلاف نشستهای مرسوم خبری، نه با گزارش عملکرد رئیس سازمان، بلکه با روایت خاطرات تلخ و شیرین خبرنگاران همراه شد.
به گزارش خبرگزاری آریا در استان کهگیلویه و بویراحمد، نشستهای مناسبتی، بهویژه برنامههایی که به نام خبرنگار برگزار میشوند، اغلب یک مسیر تکراری دارند؛ مدیران سخن میگویند، گزارش عملکرد میدهند، آمار و ارقام ردیف میکنند و در پایان نیز با اهدای لوح یا هدیهای، مراسم به پایان میرسد. خبرنگار هم که قرار بوده صاحب آن روز باشد، معمولاً مانند همیشه شنونده میماند. اما نشست دوشنبه 19 مردادماه 1405 رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کهگیلویه و بویراحمد - انتظام سهمگین - با اصحاب رسانه، از همان ابتدا رنگ و بوی دیگری داشت.
رئیس سازمان در آغاز برنامه، کوتاه و واضح گفت که این جلسه برای ارائه گزارش عملکرد نیست. او تأکید کرد که درباره اقدامات، برنامهها و عملکرد سازمان میتوان در فرصتی دیگر سخن گفت؛ این نشست به خبرنگاران تعلق دارد و قرار است صدای آنان شنیده شود.
همین چند جمله کافی بود تا جلسه از فضای رسمی و معمول اداری فاصله بگیرد. اینبار نه خبری از سخنرانی طولانی بود، نه ارائه آمار و نه گزارشی که گاه بخش عمده زمان چنین مراسمی را به خود اختصاص میدهد. از خبرنگاران خواسته شد از خاطرات خود بگویند؛ از روزهای سخت و شیرین خبرنگاری، مأموریتهای خبری، حوادثی که دیدهاند و لحظاتی که با وجود گذشت سالها هنوز در ذهنشان باقی مانده است.
هر خبرنگار بخشی از تجربه حرفهای خود را روایت کرد. یکی از خاطرهای تلخ گفت که همچنان سنگینی آن را با خود داشت و دیگری ماجرایی شیرین را تعریف کرد که صدای خنده حاضران را بلند کرد. بعضی روایتها، خبرنگاران قدیمیتر را به سالهای دور برد؛ به روزهایی که امکانات محدودتر بود، اما شوق پیگیری خبر و رساندن صدای مردم، آنان را از این شهر به آن روستا و از یک حادثه به رویدادی دیگر میکشاند.
جذابیت جلسه فقط در بیان خاطرات نبود؛ شنیدن تجربههای همکاران برای خود خبرنگاران نیز تازگی داشت. کسانی که سالها در کنار یکدیگر خبر نوشتهاند و رویدادهای مختلف استان را پوشش دادهاند، شاید کمتر فرصت کرده بودند بیدغدغه از پشت صحنه این حرفه سخن بگویند. آن روز، خبرنگاران نه پرسشگر جلسه بودند و نه تنها راوی سخنان یک مدیر؛ خودشان به موضوع اصلی نشست تبدیل شدند.
در تمام مدت بیان خاطرات، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کهگیلویه و بویراحمد با دقت گوش میداد. او تلاش نکرد مسیر صحبتها را به سوی عملکرد سازمان یا موضوعات اداری ببرد و اجازه داد خبرنگاران، بیواسطه از تجربهها، دشواریها و خاطراتشان بگویند. شاید همین شنیدن بیتکلف، مهمترین بخش برنامه بود؛ زیرا خبرنگار در طول سال مدام صدای دیگران را منعکس میکند، اما کمتر پیش میآید مدیری در نشستی رسمی، تریبون را کنار بگذارد و تنها شنونده او باشد.
در گوشهای از سالن نیز کیکی بزرگ با طراحی نمادین دوربین و میکروفون قرار داشت؛ دو ابزاری که سالهاست با زندگی حرفهای خبرنگاران گره خوردهاند. کیک در فضایی صمیمی بریده و میان حاضران توزیع شد. در پایان نیز با اهدای گل و حفظ احترام، از خبرنگاران تجلیل و آنان بدرقه شدند.
این مراسم شاید در ظاهر برنامهای ساده به نظر برسد، اما تفاوت آن دقیقاً در همین سادگی بود. گرامیداشت روز خبرنگار همیشه به سخنرانیهای مفصل، بنرهای بزرگ و گزارشهای طولانی نیاز ندارد. گاهی کافی است مدیران برای ساعتی کمتر سخن بگویند و بیشتر بشنوند؛ بهویژه سخنان کسانی را که در طول سال، مسائل و مشکلات مردم را میشنوند و بازتاب میدهند.
روز خبرنگار فرصتی برای ارائه کارنامه دستگاههای اجرایی نیست. این روز، پیش از هر چیز، باید فرصتی برای دیدهشدن خبرنگار، شنیدن دغدغههای او و درک سختیهای حرفهای باشد که پشت هر خبر و تصویر پنهان مانده است. نشست رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کهگیلویه و بویراحمد از این جهت متفاوت بود که صاحب اصلی مراسم را به حاشیه نبرد و این، برگ برنده خلاقیت روابطعمومی در طراحی یک آیین صمیمی بهجای یک مراسم تشریفاتی بود.
برای ساعتی، آمارها، جداول و گزارشهای اداری کنار رفت و جای خود را به خاطره، لبخند و گفتوگو داد. خبرنگارانی که معمولاً پشت دوربین، میکروفون و صفحه خبر قرار دارند، اینبار خودشان در مرکز توجه بودند. جلسه نیز بیآنکه درگیر تشریفات سنگین شود، با گل، احترام و تقسیم کیکی به شکل دوربین و میکروفون پایان یافت.
در روز خبرنگار، پیش از آنکه برای خبرنگاران سخن بگوییم، باید پای سخنانشان بنشینیم. اینبار چنین اتفاقی افتاد و برای حاضران، یک مراسم اداری تکراری نبود؛ خاطرهای ساده و شیرین از روز خبرنگار 1405 بود.