
خبرگزاری آریا -رقابت در شبکه بانکی، زمانی میتواند به افزایش کیفیت خدمات، کاهش هزینهها و توسعه نوآوری منجر شود که در چارچوب مقررات و بر پایه مزیتهای واقعی بانکها شکل بگیرد، اما وقتی جذب سپرده و مشتری به قیمت دور زدن ضوابط، پرداخت سودهای خارج از چارچوب، کاهش غیرمنطقی الزامات صدور ضمانتنامه و ارائه امتیازات غیرمتعارف انجام شود، رقابت از مسیر طبیعی خود خارج شده و به عاملی برای افزایش ریسک در شبکه بانکی تبدیل میشود.
در سالهای اخیر یکی از چالشهای جدی نظام بانکی، شکلگیری رقابتهایی بوده که به جای تمرکز بر کیفیت خدمات و نوآوری، بر ارائه مشوقهای مالی و امتیازات خارج از چارچوب استوار شده است. رقابتی که ممکن است در کوتاهمدت برای یک بانک، منابع یا مشتری جذب کند، اما در بلندمدت میتواند هزینههای سنگینی برای همان بانک و حتی کل شبکه بانکی ایجاد کند.
مدیرعامل یکی از بانکها در این باره میگوید: رقابت سالم زمانی شکل میگیرد که هر بانک از مزیتهایی که خود ایجاد کرده برای جذب مشتری استفاده کند؛ اما زمانی که یک بانک مقررات را کنار میگذارد و برای جذب منابع یا مشتری نرخهایی بالاتر از سقفهای تعیینشده پیشنهاد میدهد، دیگر نمیتوان از آن به عنوان رقابت سالم یاد کرد.
به گفته وی، اگر بانک مرکزی برای سود علیالحساب سپردهها سقف مشخصی تعیین کرده باشد، پرداخت نرخهای بالاتر از این سقف نهتنها تعادل بازار را برهم میزند، بلکه بانکهای دیگر را نیز تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، بانکی که قصد دارد مقررات را رعایت کند، برای حفظ مشتری با انتخاب دشواری مواجه میشود؛ یا باید به قواعد پایبند بماند و احتمال از دست دادن بخشی از منابع خود را بپذیرد، یا برای جلوگیری از خروج منابع وارد همان رقابت پرریسک شود.
رقابت بر سر نرخ، هزینه تأمین مالی را افزایش میدهد
یکی از پیامدهای مهم رقابت ناسالم، افزایش هزینه تجهیز منابع برای بانکهاست. زمانی که بانکی برای جذب سپرده نرخهای بالاتر پیشنهاد میدهد، هزینه منابع آن افزایش پیدا میکند و برای جبران این هزینه، ناچار است در سمت مصارف نیز به دنبال درآمد بیشتری باشد. این چرخه میتواند بانک را به سمت پذیرش ریسکهای بیشتر، اعطای تسهیلات با نرخهای نامتعارف یا سرمایهگذاریهای پرریسک سوق دهد.
در نهایت، هزینه این رقابت ممکن است به افزایش قیمت تمامشده پول، کاهش حاشیه سود واقعی بانک و تشدید ناترازی مالی منجر شود؛ مسئلهای که آثار آن محدود به یک بانک باقی نمیماند و میتواند کل شبکه بانکی را تحت تأثیر قرار دهد.
این مدیرعامل بانکی همچنین نسبت به رقابت ناسالم در حوزه صدور ضمانتنامه هشدار میدهد و میگوید: در جلسات مدیران عامل بانکها نیز بر رعایت مقررات مربوط به صدور ضمانتنامه تأکید شده است.
به گفته وی، برخی بانکها در مواردی سپرده یا تضامین کافی دریافت نمیکنند و حتی برای جذب مشتری، تخفیفهایی خارج از چارچوب مقررات ارائه میدهند. با وجود تذکرات نظارتی، هنوز در برخی بخشهای بازار نشانههایی از ادامه این رفتارها مشاهده میشود.
تخفیفهای غیرمنطقی، ریسک اعتباری را بالا میبرد
ضمانتنامه بانکی صرفاً یک خدمت درآمدزا نیست؛ بلکه برای بانک تعهد و ریسک ایجاد میکند. بنابراین هرچه الزامات دریافت وثایق و تضامین در فرآیند صدور ضمانتنامه تضعیف شود، احتمال مواجه شدن بانک با تعهدات بدون پشتوانه افزایش مییابد.
در چنین شرایطی، یک بانک ممکن است برای جذب مشتری در کوتاهمدت، از بخشی از الزامات خود صرفنظر کند؛ اما اگر مشتری در ایفای تعهدات خود با مشکل مواجه شود، هزینه این تصمیم میتواند بسیار بیشتر از درآمد حاصل از صدور ضمانتنامه باشد.
از سوی دیگر، ادامه چنین روندی میتواند رفتار بانکهای منضبط را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بانکی که مقررات را رعایت میکند ممکن است در رقابت با بانکی که الزامات را کاهش داده، مشتری از دست بدهد و در نتیجه برای حفظ سهم بازار، خود نیز تحت فشار قرار گیرد. به این ترتیب، یک رفتار پرریسک میتواند به تدریج به یک رویه فراگیر تبدیل شود.
رقابت ناسالم، مسئلهای فراتر از جذب مشتری
این مدیربانکی معتقد است ؛ بخشی از این رفتارها ناشی از شرایط نامناسب برخی بانکهاست. به گفته وی، برخی بانکها به دلیل مشکلات مالی و شرایط خاص خود برای جذب منابع و مشتری وارد چنین رقابتهایی میشوند؛ در حالی که ممکن است نتیجه این اقدامات در آینده به افزایش مشکلات همان بانک منجر شود.
او تأکید میکند که نگاه کوتاهمدت به رقابت بانکی میتواند هزینههای بلندمدتی ایجاد کند، زیرا مزیتی که امروز از طریق پرداخت سود بیشتر یا کاهش الزامات اعتباری به دست میآید، ممکن است در آینده به افزایش هزینه، کاهش کیفیت داراییها، رشد مطالبات غیرجاری و تشدید ناترازی منجر شود.
از همین رو، رقابت واقعی در صنعت بانکداری باید بر پایه کیفیت خدمات، فناوری، بانکداری دیجیتال، سرعت ارائه خدمت، اعتبار برند، مدیریت ریسک و شناخت بهتر مشتری شکل بگیرد؛ نه اینکه صرفاً بر سر نرخ سود و میزان تخفیف در خدمات بانکی باشد.
در نهایت، اگر قرار است شبکه بانکی به سمت ثبات و کارایی بیشتر حرکت کند، برخورد با رقابت ناسالم باید در کنار تقویت رقابت واقعی دنبال شود. بانکها باید بتوانند برای جذب مشتری نوآوری کنند و مزیت بسازند، اما این رقابت زمانی به نفع اقتصاد خواهد بود که قواعد بازی برای همه یکسان باشد. در غیر این صورت، رقابتی که ظاهراً به نفع مشتری آغاز میشود، میتواند در بلندمدت به افزایش ریسک، تشدید ناترازی بانکها و تحمیل هزینه به کل اقتصاد منجر شود.
منبع: بانکداری نوین