
خبرگزاری آریا - تحولات هفتههای اخیر منطقه و دور تازه تصمیمهای تحریمی علیه شبکههای بانکی، کشتیرانی، هوانوردی، فناوری و داراییهای دیجیتال نشان میدهد که فشار بر ایران دیگر تنها به ممنوعیت خرید یا فروش چند گروه کالایی محدود نیست. هدف این فشارها، دشوارکردن تمام مسیرهایی است که یک کالا را از تولیدکننده به مصرفکننده میرساند، از نقلوانتقال پول و خدمات بانکی گرفته تا بیمه، حملونقل، فناوری و خدمات فنی. در نهایت نیز هزینه این محدودیتها، مستقیم یا غیرمستقیم، بر زندگی مردم تحمیل میشود.
دور تازه تحریمها، نظام سلامت را بیش از گذشته در معرض فشار قرار داده است. دشمنان همواره مدعیاند دارو، تجهیزات پزشکی و سایر کالاهای بشردوستانه هدف تحریمها نیستند؛ اما تجربه نشان داده است که معافیت یک کالا روی کاغذ، الزاماً به معنای امکان خرید و رساندن آن به بیمار نیست. دارویی که امکان انتقال پول برای خرید آن وجود ندارد، دستگاهی که شرکت حمل یا بیمهگر حاضر به جابهجایی آن نیست و قطعهای که به دلیل نگرانی تولیدکننده خارجی از تحریم ارسال نمیشود، در عمل تفاوت چندانی با کالای تحریمشده ندارد. فاصله میان «معافیت حقوقی» و «دسترسی واقعی بیمار»، همان جایی است که آثار انسانی تحریم آشکار میشود.
شناخت قانونگذاران و سیاستگذاران داخلی از ماهیت و پیامدهای این فشارها، موجب شده است که ایجاد آمادگی راهبردی در نظام سلامت بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. احکام برنامه هفتم درباره ایجاد ذخایر راهبردی، تصمیم دولت برای تأمین ذخیره دارو و تجهیزات پزشکی و مصوبه مربوط به امکان واگذاری تدریجی تأمین و راهبری این ذخایر برای نیازهای سال 1406 به بعد به هیئت امنای صرفهجویی ارزی در معالجه بیماران، همگی نشانه ضرورت گذار از مدیریت روزمره به آمادگی راهبردی است.
بااینحال، تصویب یک حکم یا اختصاص منابع، بهتنهایی ظرفیت عملیاتی ایجاد نمیکند. منابع باید بهموقع در دسترس باشند، مسئولیت با اختیار همراه شود و میان سیاستگذار، تنظیمگر، تأمینکننده، تولیدکننده و شبکه توزیع، تقسیم کار روشنی شکل گیرد. واگذاری مسئولیت بدون تأمین منابع، اختیار و پشتیبانی سایر ارکان، تنها به انتقال پاسخگویی منجر خواهد شد.
در چنین وضعیتی، ارکان تأمین و خدمترسانی نظام سلامت باید بهجای واکنشهای موردی، از پیش برای سناریوهای متفاوت آماده باشند؛ از شرایط عادی و تشدید محدودیتهای مالی گرفته تا اختلال گسترده در حملونقل و توقف مقطعی برخی مسیرهای تأمین. در چارچوب هر سناریو باید اقلام حیاتی و نقاط آسیبپذیر شناسایی شوند و برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تدوین شود.
ایجاد ذخایر چرخشی، تنوعبخشی به منابع و مسیرهای تأمین، پیشبینی سازوکارهای جایگزین پرداخت، حمایت هدفمند از تولیدکنندگان داخلی و تأمین قطعات یدکی و خدمات پس از فروش، اجزای اصلی این آمادگیاند. هر سناریو نیز باید متولی مشخص، منابع قابلاتکا، زمانبندی اجرایی و سازوکار روشن پایش و پاسخگویی داشته باشد.اما از همه این تدابیر مهمتر، همدلی و همراستایی مسئولان است.
هیچ برنامهای، هرچقدر دقیق، در فضای مدیریت جزیرهای به نتیجه نمیرسد. مدیران عالی باید اولویتهای مشترک را تعیین کنند، حدود مسئولیتها را روشن سازند و اختلافات میاندستگاهی را بهسرعت برطرف کنند تا مأموریتهای ملی در رفتوآمدهای اداری متوقف نماند. مدیران میانی و اجرایی نیز باید این همراستایی را به تصمیم و اقدام تبدیل کنند. بخش خصوصی، تولیدکنندگان، واردکنندگان و شبکه توزیع نیز باید از ارکان فرایند تصمیمگیری و بخشی از ظرفیت ملی تأمین تلقی شوند.
در چنین شرایطی، کشور بیش از هر زمان به مدیرانی مجرب، عملگرا و برخوردار از شجاعت مسئولانه در تصمیمگیری نیاز دارد. مدیر مجرب، شرایط بحران را با روال عادی اشتباه نمیگیرد؛ مسئله فوری را از موضوع روزمره تشخیص میدهد و میداند که زمان نیز بخشی از منابع نظام سلامت است. او پیش از وقوع کمبود، سناریوهای ممکن را بررسی میکند، برای هر سناریو راه جایگزین در نظر میگیرد و منتظر نمیماند تا بحران، ضرورت تصمیمگیری را به او تحمیل کند. به بیان دیگر، در مدیریت پیش از بحران، حین بحران و پس از آن، پیشگیری را بر درمان بحران مقدم میدارد.
مدیر مجرب از دانش کارشناسان بهره میگیرد، اما مسئولیت تصمیم نهایی را خود میپذیرد. خطر را بهدرستی ارزیابی میکند، اما آن را به نگرانی شخصی تبدیل نمیکند. قانون را پاس میدارد و در همان چهارچوب، راه انجام کار را پیدا میکند. برای اجرا زمان تعیین میکند، تصمیم را تا رسیدن به نتیجه پیگیری میکند و اگر شرایط تغییر کند، بدون اصرار بر تصمیم پیشین، مسیر را اصلاح میکند.شجاعت مدیریتی به معنای تصمیم عجولانه یا نادیدهگرفتن ضوابط نیست. شجاعت واقعی آن است که مدیر، پس از دریافت نظر کارشناسی و سنجش منافع عمومی، مسئولیت تصمیم بهموقع را بپذیرد. مدیر شجاع میداند که گاهی یک تصمیم درست، اگر دیر اتخاذ شود، دیگر اثر لازم را نخواهد داشت. او اجازه نمیدهد سلیقه شخصی، ملاحظات پیشپاافتاده، رقابت سازمانی یا نگرانی از پذیرش مسئولیت، مسیر تأمین نیاز بیماران را طولانی کند.
در شرایط جنگی و تحریمی که نظام سلامت نیز در معرض فشارهای مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته و پای جان بیماران در میان است، معطلماندن در تصمیمگیری میتواند خسارتی جبرانناپذیر بر جای بگذارد. ازاینرو، اکنون باید مدیریت علمی، عملگرا، راهبردی و شجاع در تصمیمگیری، با اتکا به تجربههای پیشین، مورد توجه قرار گیرد. تجربه، توان اجرایی و شجاعت مسئولانه باید از مهمترین معیارهای انتخاب مدیران در ارکان تأمین و خدمترسانی نظام سلامت باشد.
از سالهای دفاع مقدس روایتهای فراوانی باقی مانده است که چگونه دستگاهها، نیروهای مردمی و بخشهای مختلف کشور در سختترین شرایط، اختلافات و مرزهای اداری را کنار گذاشتند و یک مأموریت مشترک را دنبال کردند. در همهگیری کرونا نیز دیدیم که همدلی وزارتخانهها، دانشگاهها، بیمارستانها، تولیدکنندگان، بخش خصوصی و مردم، ظرفیتی بسیار بزرگتر از امکانات رسمی کشور ایجاد کرد. بحرانها زمانی مهار شدند که همه پذیرفتند پیروزی به نام یک دستگاه ثبت نمیشود و شکست نیز پشت مرز هیچ سازمانی متوقف نمیماند.
امروز نیز فشارهای بیرونی را نمیتوان بهطور کامل کنترل کرد، اما میتوان با برنامهریزی، آثار آن را کاهش داد و مانع شد که ناهماهنگی داخلی، فشارهای تحمیلشده را چند برابر کند. این همراستایی باید از سوی مدیران عالی طراحی و تضمین شود، مدیران میانی آن را در فرایندهای روزانه به اقدام تبدیل کنند و بخش خصوصی نیز با شفافیت اطلاعات، اعلام ظرفیتها و پذیرش مسئولیت، در آن مشارکت داشته باشد.
در این شرایط، هماهنگی صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست؛ زیرساخت عملیاتی امنیت سلامت است. شاید مهمترین ذخیره راهبردی کشور، نه کالایی در انبار، بلکه اعتماد، همدلی و همراستایی مدیرانی باشد که از تجربه، توان اجرا و شجاعت تصمیمگیری برخوردارند و میدانند هر ساعت تأخیر در تصمیم، ممکن است به ساعتها انتظار بیشتر یک بیمار برای دریافت دارو، تجهیزات یا خدمت درمانی تبدیل شود.
سید حسین صفوی
رئیس هیئت امنای صرفهجویی ارزی در معالجه بیماران