
خبرگزاری آریا -اقدام اخیر رژیم طالبان در ممنوعیت 679 عنوان کتاب دانشگاهی، از جمله 140 اثر متعلق به نویسندگان زن، و حذف 18 درس از برنامههای آموزشی دانشگاهها، از جمله دروس مرتبط با جنسیت، حقوق بشر، جامعهشناسی زنان و توسعه، نهتنها ضربهای جدی به آزادی علمی و گسترش دانش بشری در افغانستان است، بلکه اقدامی آشکار علیه پیوندهای فرهنگی و علمی میان دو ملت ایران و افغانستان به شمار میرود.
در میان کتابهای ممنوعه، بیش از 310 عنوان از منابع ایرانی هستند؛ منابعی که به گفته استادان دانشگاههای افغانستان، نقش حیاتی در اتصال جامعه علمی این کشور به جهان ایفا میکردند. حذف این آثار، بهویژه در شرایطی که افغانستان با محدودیتهای شدید آموزشی مواجه است، به معنای قطع یکی از معدود مسیرهای باقیمانده برای تعامل علمی و فرهنگی با جهان خارج است.
این تصمیم طالبان، که با توجیهاتی چون «جلوگیری از نفوذ محتوای ایرانی» صورت گرفته، در واقع بازتابی از سیاستهای انزواگرایانه و ضدعلمی این رژیم است؛ سیاستهایی که نهتنها زنان و دانشگاهیان افغان را از حقوق اولیه خود محروم میسازد، بلکه میراث مشترک فکری و فرهنگی منطقه را نیز تهدید میکند.
در این میان، سکوت و بیتوجهی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نسبت به حذف گسترده منابع علمی ایرانی از دانشگاههای افغانستان، جای تأمل و تأسف دارد. انتظار میرفت این نهاد، با درک اهمیت فرهنگی و علمی این آثار، واکنشی درخور نشان دهد و از طریق دیپلماسی فرهنگی، از حقوق نویسندگان ایرانی و پیوندهای علمی میان دو کشور دفاع کند. غفلت از این مسئولیت، نهتنها به تضعیف جایگاه علمی ایران در منطقه میانجامد، بلکه به نوعی تأیید ضمنی بر سیاستهای ضدفرهنگی طالبان تلقی میشود.
در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان، به دلیل نقض گسترده حقوق زنان و آزادیهای مدنی، از به رسمیت شناختن رژیم طالبان خودداری کردهاند، ایران نیز باید با اتخاذ مواضع روشن و فعال، از ارزشهای انسانی، علمی و فرهنگی خود دفاع کند. بیتفاوتی در برابر حذف دانش، به معنای چشمپوشی از آیندهای است که در آن جهل جای علم را میگیرد و انزوا جای گفتوگو را.
این لحظه، آزمونی است برای وجدان فرهنگی و مسئولیت تاریخی ما. آیا سکوت در برابر حذف دانش، با رسالت تمدنی ایران همخوانی دارد؟