آقای عارف،
بیتردید مصرف 197 میلیون لیتر بنزین در یک روز، نشانهای از ناهنجاری مصرف است؛ اما هیچ ناهنجاری مصرفی با شوک قیمتی درمان نشده است. تجربه جهانی نشان میدهد اصلاح قیمت سوخت تنها زمانی موفق است که اعتماد عمومی، نظام جبران شفاف، و عدالت اجتماعی در کنار آن قرار گیرد. در غیر این صورت، اصلاح قیمت بهجای اصلاح رفتار، تنها فشار را بر طبقات مستضعف تشدید میکند.
شما میگویید «قیمت واقعی بنزین 70 تا 80 هزار تومان است».
اما در اقتصادی که قدرت خرید کارگر، معلم، کارمند و بازنشسته حتی با قیمت 10 هزار تومانی نیز در تنگناست، سخن از واقعیسازی قیمت، بدون واقعیسازی درآمد، چیزی جز انتقال بار ناکارآمدی ساختاری به دوش مردم نیست.
در علم اقتصاد، قیمت واقعی یک کالا نه فقط تابع نرخ جهانی، بلکه تابع درآمد واقعی جامعه، سطح رفاه، بهرهوری، و توان دسترسی به خدمات جایگزین است.
وقتی حملونقل عمومی فرسوده است، انرژیهای جایگزین توسعه نیافتهاند، و تورم مزمن سفره مردم را تهی کرده، افزایش قیمت بنزین نه اصلاح، بلکه تشدید نابرابری است.
تجربه کشورهای موفق در اصلاح قیمت سوخت—از اندونزی تا مکزیک—نشان میدهد که:
ابتدا اعتماد عمومی ترمیم میشود؛
سپس نظام جبران نقدی و هدفمند برقرار میگردد؛
و در نهایت، اصلاح قیمت سوخت با بهبود حملونقل عمومی و انرژیهای پاک همراه میشود.
اما در ایران، هر بار که بنزین گران شده، مردم نه بهبود دیدهاند و نه جبران؛ تنها تورم دومینووار بر کالاها و خدمات سایه انداخته و طبقات ضعیف، قربانی تصمیماتی شدهاند که قرار بود «اصلاح» باشند.
آقای عارف،
اصلاح قیمت سوخت بدون اصلاح اعتماد، بدون اصلاح ساختار، و بدون اصلاح عدالت، اصلاح نیست؛ انتقال هزینه است.
مردم حق دارند بدانند درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین دقیقاً کجا هزینه میشود. حق دارند بدانند چرا باید بهای ناکارآمدیها را بپردازند. حق دارند از دولتی که خود را «دولت مردم» مینامد، انتظار داشته باشند که پیش از اصلاح قیمتها، فشار بر طبقات مستضعف را اصلاح کند.
بنزین تنها یک عدد در ترازنامه دولت نیست؛
بنزین، ضربان اقتصاد خانوار ایرانی است.
و هر تصمیمی درباره آن، باید با حساسیت نسبت به سفره مردم، اعتماد عمومی، و آینده اجتماعی کشور اتخاذ شود.
اصلاح قیمت سوخت، اگر قرار است اصلاح باشد، باید از اصلاح نگاه به مردم آغاز شود؛ نه از اصلاح عددها.