
خبرگزاری آریا -طرح 20 مادهای دونالد ترامپ برای غزه، در ظاهر با شعار بازسازی، خلع سلاح و همزیستی مسالمتآمیز ارائه شده، اما در باطن، بازتابی از نگاه امنیتمحور، کنترلگر و یکجانبهگرایانهای است که نه تنها منافع واقعی مردم فلسطین را نادیده میگیرد، بلکه با منافع ملی ایران نیز در تضاد آشکار قرار دارد. این طرح را میتوان تلاشی برای مهندسی مجدد ساختار سیاسی و اجتماعی غزه دانست، با هدف حذف کامل مقاومت و جایگزینی آن با ساختاری تکنوکرات تحت نظارت مستقیم آمریکا و متحدانش.
از منظر منافع فلسطینیها:
- خلع کامل حماس و حذف نقش سیاسی گروههای مقاومت، به معنای حذف صدای بخش بزرگی از جامعه فلسطینی است. این اقدام نه تنها نقض اصل مشارکت سیاسی است، بلکه زمینهساز شکافهای داخلی و بیثباتی بلندمدت خواهد بود.
- اداره غزه توسط کمیتهای تکنوکرات تحت ریاست ترامپ، نوعی قیممآبی مدرن است که استقلال فلسطینیها را زیر سؤال میبرد. چنین ساختاری نهتنها فاقد مشروعیت مردمی است، بلکه زمینهساز وابستگی سیاسی و اقتصادی به نهادهای خارجی خواهد شد.
- بازسازی اقتصادی با مدلهای وارداتی و منطقه ویژه اقتصادی، بدون مشارکت واقعی مردم غزه، خطر تبدیل این منطقه به یک منطقه مصرفی و وابسته را در پی دارد، نه یک جامعه خودکفا و مقاوم.
- عفو مشروط اعضای حماس و خروج امن برای آنان، در واقع نوعی تبعید سیاسی است که با اصول عدالت انتقالی و آشتی ملی همخوانی ندارد.
از منظر منافع ملی ایران:
- حذف کامل نقش مقاومت فلسطینی، به معنای تضعیف محور مقاومت در منطقه است؛ محوری که ایران آن را بخشی از سیاست منطقهای خود میداند.
- ایجاد نیروی بینالمللی ثبات با همکاری کشورهای عربی و اسرائیل، عملاً به معنای نهادینهسازی حضور امنیتی آمریکا و متحدانش در مرزهای جنوبی ایران است؛ اقدامی که میتواند تهدیدی برای امنیت ملی تلقی شود.
- تلاش برای تغییر روایتهای دینی و فرهنگی از طریق گفتوگوی بینادیانی، اگرچه در ظاهر مثبت است، اما در عمل میتواند به ابزاری برای تضعیف گفتمان مقاومت و تقویت روایتهای سازشطلبانه تبدیل شود.
- حذف کامل نقش جمهوری اسلامی در روند صلح، و اشاره تلویحی به نقش تخریبی ایران، نشاندهنده تلاش برای منزویسازی تهران در معادلات فلسطین است.
در پایان؛طرح ترامپ، بیش از آنکه طرحی برای صلح باشد، پروژهای برای مهندسی ژئوپلیتیک منطقه با حذف بازیگران مستقل و تثبیت سلطه آمریکا و متحدانش است. این طرح نه تنها با آرمانهای مردم فلسطین در تضاد است، بلکه با منافع راهبردی ایران در منطقه نیز ناسازگار است. صلح واقعی زمانی محقق خواهد شد که بر پایه عدالت، مشارکت واقعی و احترام به اراده ملتها بنا شود؛ نه بر اساس حذف مقاومت و تحمیل ساختارهای خارجی.
اگر بخواهی، میتوانم این یادداشت را به زبان انگلیسی یا عربی نیز تنظیم کنم تا در محافل بینالمللی منتشر شود.