یادداشت تحلیلی ـ پژوهشی
نویسنده: شاد ایازی
دانشجوی مقطع دکتری رشته معماری، در آستانه دفاع از رساله دکتری
مقدمه؛ مسئله دیگر فقط ساختن نیست
خبرگزاری آریا- شهرهای امروز بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش اساسی روبهرو هستند: چگونه میتوان شهری ساخت که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی، توان ادامه زندگی در شرایط متغیر اقلیمی و زیستمحیطی را نیز داشته باشد؟
به گزارش خبرگزاری آریا در تبریز؛ در ادواره های گذشته، معماری و شهرسازی غالباً با مسئله تأمین مسکن، توسعه زیرساخت، زیبایی بصری و گسترش کالبدی شهر مواجه بودند؛ اما امروز تعریف موفقیت یک شهر تغییر کرده است. دیگر نمیتوان یک ساختمان را صرفاً به دلیل زیبایی، یک خیابان را فقط به دلیل ظرفیت عبور خودرو و یک پارک را تنها به دلیل میزان مساحت فضای سبز ارزیابی کرد.
شهر معاصر باید همزمان سالم، کمکربن، تابآور، عادلانه، قابل دسترس و سازگار با اقلیم باشد.
گزارش ششم هیئت بیندولتی تغییر اقلیم نیز تأکید میکند که نحوه برنامهریزی، طراحی و نگهداری سکونتگاهها مستقیماً بر میزان مواجهه شهروندان با خطرات اقلیمی و ظرفیت تابآوری آنها اثر میگذارد. از سوی دیگر، از بین رفتن زیرساختهای سبز و خدمات اکوسیستمی میتواند آسیبپذیری شهر را افزایش دهد.
بنابراین، محیط زیست شهری دیگر موضوعی حاشیهای در معماری و شهرسازی نیست؛ خودِ مسئله اصلی طراحی شهر است.
از «فضای سبز» تا «زیرساخت سبز»
یکی از تغییرات مهم در ادبیات جدید معماری و شهرسازی جهان، عبور از مفهوم سنتی «فضای سبز» به مفهوم گستردهتر زیرساخت سبز و آبی است.
در این نگاه، درخت، پارک، باغ، رودخانه، تالاب، بام سبز، دیوار سبز، آبراهه طبیعی، کریدورهای اکولوژیک و حتی پوشش گیاهی خیابان، اجزای جدا از هم نیستند؛ بلکه شبکهای از زیرساختهای حیاتی شهر را تشکیل میدهند.
پژوهشهای جدید نشان میدهند که اثر زیرساخت سبز باید در سه مقیاس ساختمان، محله و شهر مطالعه شود؛ زیرا یک درخت خیابانی، یک پارک محلهای و یک جنگل شهری، اگرچه هر سه سبز هستند، اما عملکرد اقلیمی و فضایی یکسانی ندارند.
این تغییر نگاه یک پیام مهم برای معماری دارد:
معمار دیگر فقط طراح یک ساختمان نیست؛ او بخشی از طراح یک سیستم زیستمحیطی است.
ساختمان باید با زمین، هوا، آب، نور، سایه، پوشش گیاهی و الگوی حرکت انسان ارتباط برقرار کند. در مقیاس بزرگتر نیز ساختمانها باید در شبکهای از فضاهای عمومی و اکولوژیک قرار بگیرند.
به همین دلیل است که در ادبیات جدید شهرهای تابآور، ترکیب زیرساختهای خاکستری با زیرساختهای سبز و آبی اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. IPCC نیز زیرساختهای سبز و آبی، مدیریت پایدار زمین و آب و راهکارهای مبتنی بر طبیعت را از ابزارهای مهم سازگاری شهرها با تغییر اقلیم میداند.
معماری باید با اقلیم گفتوگو کند
یکی از خطاهای رایج در توسعه شهری این است که تصور کنیم میتوان یک الگوی ساختمانی را بدون توجه به اقلیم، توپوگرافی، جهت باد، تابش خورشید و ویژگیهای بومی در همه شهرها تکرار کرد.
معماری پایدار دقیقاً در نقطه مقابل چنین نگاهی قرار دارد.
فرم ساختمان، جهتگیری بنا، نسبت سطح بازشوها، کیفیت پوسته، سایهاندازی، مصالح، فضای باز و نیمهباز و ارتباط بنا با پوشش گیاهی، همگی بر مصرف انرژی و آسایش حرارتی انسان تأثیر میگذارند.
در واقع، معماری اقلیمی را نباید به نصب پنل خورشیدی یا استفاده از چند فناوری سبز تقلیل داد. پایداری ابتدا باید در منطق طراحی اتفاق بیفتد و سپس فناوری به کمک آن بیاید.
مطالعات جدید در حوزه محیط حرارتی شهر نیز نشان دادهاند که نوع و مقیاس زیرساخت سبز اهمیت دارد. برای نمونه، یک مرور نظاممند جدید بر مطالعات متعدد نشان داده است که پارکها و پوششهای گیاهی در مقیاس بزرگ میتوانند اثر خنککنندگی گستردهتری داشته باشند، در حالی که در مقیاس ساختمان، بام سبز، دیوار سبز و درختان خیابانی میتوانند در کاهش گرمای موضعی و نیاز سرمایشی مؤثر باشند.
این یافتهها برای دانشجوی معماری نیز یک پیام روشن دارد:
طراحی پایدار، یک «تزئین سبز» برای پروژه نیست؛ بخشی از منطق اصلی شکلگیری پروژه است.
شهر سالم، فقط شهر کمآلودگی نیست
محیط زیست شهری را نباید فقط با شاخصهایی مانند آلودگی هوا، تولید پسماند یا میزان فضای سبز سنجید.
کیفیت محیط شهری مستقیماً با سلامت جسمی و روانی انسان ارتباط دارد.
سازمان جهانی بهداشت در گزارشهای خود درباره فضاهای سبز و آبی شهری، بر ارتباط این فضاها با سلامت، فعالیت بدنی، کاهش استرس، تعامل اجتماعی و کاهش مواجهه با گرما و برخی آلایندهها تأکید کرده است. این سازمان همچنین توصیه میکند ارزشهای محیطی، اجتماعی، سلامت و حتی اقتصادی طبیعت در برنامهریزی و طراحی شهری مورد توجه قرار گیرد.
پس اگر بخواهیم تعریف دقیقتری از «محیط زیست شهری» ارائه کنیم، باید بگوییم:
محیط زیست شهری همان کیفیت رابطه میان انسان، ساختمان، فضای عمومی، طبیعت، زیرساخت و نظام مدیریتی شهر است.
از این منظر، یک پیادهراه نامناسب، یک میدان فاقد سایه، حذف پوشش گیاهی، توسعه بیقاعده، دسترسی نابرابر به پارکها، ساختوساز در مسیرهای طبیعی آب و حتی معماری ناسازگار با اقلیم، همگی میتوانند مسئله محیط زیست شهری باشند.
عدالت محیطی؛ بخش فراموششده معماری
اما یک پرسش مهمتر نیز وجود دارد:
چه کسی از شهر سبز بهرهمند میشود؟
اگر بهترین پارکهای شهر در محلههای برخوردار متمرکز باشند و محلههای کمبرخوردار از فضای سبز، سایه، حملونقل عمومی مناسب و فضای عمومی باکیفیت محروم بمانند، نمیتوان از توسعه پایدار سخن گفت.
ادبیات جدید «راهکارهای مبتنی بر طبیعت» نیز از مفهوم عدالت عبور نمیکند. پژوهشهای جدید تأکید دارند که پروژههای سبز اگر بدون توجه به توزیع منافع، مشارکت اجتماعی و فرآیند تصمیمگیری اجرا شوند، ممکن است حتی به بازتولید نابرابریهای شهری منجر شوند.
در نتیجه، درخت فقط یک عنصر اکولوژیک نیست؛ محل کاشت درخت نیز یک تصمیم اجتماعی و مدیریتی است.
این موضوع برای شهرهای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا توسعه شهری در بسیاری از مناطق با محدودیت زمین، منابع آب، فشار اقتصادی و تفاوت شدید کیفیت خدمات شهری روبهروست.
تبریز؛ شهری که باید میان توسعه و طبیعت تعادل ایجاد کند
در این میان، تبریز نمونهای قابل تأمل است.
تبریز همزمان دارای ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، معماری، طبیعی و اقتصادی ارزشمندی است؛ اما مانند بسیاری از کلانشهرهای ایران با چالشهای توسعه کالبدی، تغییر کاربری زمین، فشار بر زیرساختها و مسائل محیطی مواجه است.
مطالعات انجامشده درباره تبریز نشان میدهد که مسئله پایداری شهری را نمیتوان تنها از زاویه کالبدی بررسی کرد. در یک پژوهش درباره توسعه پایدار محیطی در ساختار مدیریت شهری تبریز، پس از مصاحبه با 23 متخصص و تحلیل کیفی دادهها، ظرفیتهای اقتصادی، فرهنگی ـ اجتماعی، نهادی و زیستمحیطی ـ کالبدی به عنوان مؤلفههای اصلی توسعه پایدار شهری شناسایی شدهاند.
این یافته از یک جهت بسیار مهم است: محیط زیست شهری بدون اصلاح نظام مدیریت شهری پایدار نمیشود.
به عبارت دیگر، نمیتوان از معمار انتظار داشت که تمام مشکلات محیط زیستی شهر را در مقیاس یک ساختمان حل کند.
مسئله در مقیاس شهر به تصمیمهای مربوط به زمین، حملونقل، تراکم، کاربریها، فضای سبز، آب، مدیریت پسماند، انرژی، توسعه محلات و مشارکت شهروندان وابسته است.
از سوی دیگر، پژوهشهای انجامشده درباره کیفیت محیط شهری در محلههای تبریز نیز نشان دادهاند که کیفیت محیط را میتوان در مجموعهای از مؤلفههای کالبدی ـ فضایی، اجتماعی ـ فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی و مدیریتی بررسی کرد.
این یعنی برای تبریز، راهحل آینده را نباید در یک پروژه منفرد جستوجو کرد؛ بلکه باید شبکهای از تصمیمهای هماهنگ معماری، شهرسازی و مدیریت شهری ایجاد شود.
مسئله گرمای شهری را جدی بگیریم
یکی از موضوعاتی که در آینده شهرها اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد، «جزیره حرارتی شهری» است.
گسترش سطوح سخت، کاهش پوشش گیاهی، افزایش تراکم ساختمانی، تغییر الگوی جریان هوا و استفاده گسترده از مصالحی که گرما را جذب و ذخیره میکنند، میتواند شرایط حرارتی شهر را تغییر دهد.
مطالعات انجامشده درباره تبریز نیز با استفاده از دادههای ماهوارهای و شاخصهایی مانند NDVI و دمای سطح زمین، رابطه میان پوشش گیاهی، تغییرات کاربری زمین و شرایط حرارتی شهر را بررسی کردهاند.
این مسئله نشان میدهد که تصمیم درباره اینکه «کجا بسازیم، چه مقدار بسازیم و چه چیزی بکاریم» صرفاً یک تصمیم معماری یا اقتصادی نیست؛ بلکه تصمیمی درباره آینده اقلیمی شهر است.
در شهرهایی مانند تبریز، توجه به جهتگیری ساختمانها، کریدورهای باد، سایهاندازی، درختکاری خیابانی، کیفیت مصالح، فضاهای باز و پیوند میان پارکها میتواند بخشی از یک برنامه جامع سازگاری با شرایط اقلیمی باشد.
از پروژههای منفرد به شبکههای زیستمحیطی
یکی از ضعفهای رایج در مدیریت شهری، پروژهمحوری بدون نگاه شبکهای است.
ممکن است یک پارک ساخته شود، یک میدان بازسازی شود یا چند ساختمان با استانداردهای سبز احداث شوند؛ اما اگر این پروژهها به یکدیگر متصل نباشند، ظرفیت آنها برای ایجاد تابآوری شهری محدود میشود.
در ادبیات جدید، مفهوم شبکه سبز ـ آبی اهمیت ویژهای پیدا کرده است؛ شبکهای که پارکها، درختان خیابانی، فضاهای باز، آبراههها، باغها، مسیرهای پیاده و سایر عناصر طبیعی را به یکدیگر متصل میکند.
UN-Habitat نیز در رویکردهای جدید خود بر ادغام راهکارهای مبتنی بر طبیعت در برنامهریزی شهری و سرزمینی تأکید کرده و از جنگلهای شهری، کریدورهای سبز، احیای تالابها و برنامهریزی حساس به تنوع زیستی به عنوان ابزارهای افزایش تابآوری شهری نام برده است.
بنابراین، آینده تبریز را نیز میتوان نه در «تعداد پروژههای سبز»، بلکه در میزان اتصال و عملکرد شبکههای سبز و آبی شهر ارزیابی کرد.
راهکار چیست؟ معماری، شهرسازی و مدیریت باید یک زبان مشترک پیدا کنند
اگر بخواهیم از سطح شعار عبور کنیم، برای حرکت به سوی شهر پایدار چند اصل ضروری به نظر میرسد:
نخست؛ اقلیم باید به یکی از دادههای اصلی طراحی تبدیل شود.
پروژه معماری باید پیش از طراحی، شرایط تابش، باد، دما، پوشش گیاهی و آب را بشناسد.
دوم؛ فضای سبز باید از عنصر تزئینی به زیرساخت شهری تبدیل شود.
پارک و درختکاری باید در ارتباط با کاهش گرما، مدیریت آب، سلامت و کیفیت فضای عمومی طراحی شوند.
سوم؛ توسعه متراکم الزاماً ضد محیط زیست نیست، اما تراکم بدون طراحی اقلیمی میتواند آسیبزا باشد.
موضوع اصلی، کیفیت تراکم، نسبت فضای باز به ساختوساز و نحوه سازماندهی بافت است.
چهارم؛ شهر باید برای انسان پیاده نیز طراحی شود.
خیابانی که تنها برای خودرو طراحی شده، بخشی از ظرفیت اجتماعی و زیستمحیطی خود را از دست میدهد.
پنجم؛ بازآفرینی باید بر تخریب مقدم باشد.
در بسیاری از موارد، بهسازی ساختمانها و محلههای موجود میتواند از نظر زیستمحیطی و اجتماعی منطقیتر از توسعه بیرویه در حاشیه شهر باشد.
ششم؛ میراث معماری باید به عنوان سرمایه زیستمحیطی نیز دیده شود.
بافت تاریخی فقط مجموعهای از بناهای قدیمی نیست؛ بلکه حاصل تجربه نسلهای گذشته در سازگاری با اقلیم، مصالح، سایه، حیاط، فضاهای نیمهباز و الگوی زندگی است.
هفتم؛ تصمیمگیری شهری باید مبتنی بر داده باشد.
امروز امکان استفاده از سنجش از دور، GIS، مدلسازی خرداقلیمی، دادههای حرارتی، تحلیل شبکه و حتی ابزارهای هوش مصنوعی وجود دارد. اما فناوری زمانی ارزشمند است که به تصمیم بهتر و قابل سنجش منجر شود.
هشتم؛ شهروند باید از «مصرفکننده شهر» به «شریک در ساخت شهر» تبدیل شود.
تجربههای بینالمللی نشان میدهد که برنامههای موفق فضای سبز و تابآوری شهری، زمانی اثر بیشتری دارند که جامعه محلی، دانشگاه، مدیریت شهری و متخصصان در فرآیند برنامهریزی و ارزیابی مشارکت کنند.
دانشگاه؛ آزمایشگاه آینده شهر
در این میان، دانشگاههای معماری و شهرسازی میتوانند نقشی فراتر از آموزش طراحی داشته باشند.
دانشجوی دکتری معماری یا شهرسازی نباید صرفاً به تولید یک متن علمی دیگر فکر کند؛ بلکه باید بتواند یک مسئله واقعی شهر را به مسئله پژوهشی تبدیل کند.
برای مثال، در تبریز میتوان موضوعاتی مانند رابطه فرم شهری و آسایش حرارتی، توزیع نابرابر فضای سبز، ظرفیت شبکههای سبز و آبی، بازآفرینی اقلیمی بافت تاریخی، اثر مصالح بر دمای سطح، نقش درختان خیابانی در آسایش پیاده، یا ارتباط تراکم ساختمانی با تهویه شهری را به موضوعات پژوهشی تبدیل کرد.
در این صورت، پایاننامه از قفسه دانشگاه خارج میشود و به ابزاری برای تصمیمگیری شهری تبدیل خواهد شد.
این همان نقطهای است که معماری، پژوهش و روزنامهنگاری تخصصی میتوانند به یکدیگر برسند: دانشگاه مسئله را دقیق میکند، معماری برای آن راهحل فضایی میسازد و رسانه آن را به زبان قابل فهم جامعه و مدیران تبدیل میکند.
جمعبندی؛ شهر آینده، شهرِ سازگار است
شاید مهمترین تغییر در اندیشه معماری امروز این باشد که دیگر نمیتوان ساختمان را جدا از شهر و شهر را جدا از طبیعت تصور کرد.
شهر یک سیستم پیچیده اجتماعی ـ اکولوژیک است؛ سیستمی که در آن تصمیم یک معمار درباره فرم ساختمان، تصمیم یک شهرساز درباره شبکه معابر، تصمیم مدیر شهری درباره کاربری زمین و حتی انتخاب یک شهروند درباره شیوه جابهجایی، در نهایت بر کیفیت محیط زندگی اثر میگذارد.
برای تبریز نیز آینده پایدار از همین نقطه آغاز میشود: از تغییر نگاه به شهر.
تبریز به جای آنکه فقط به دنبال «ساختن بیشتر» باشد، باید به سمت ساختن بهتر، بازآفرینی هوشمندانهتر و زیستن سالمتر حرکت کند.
اگر معماری آینده تبریز بتواند میان هویت تاریخی، اقلیم، فناوری و نیازهای اجتماعی پیوند برقرار کند و اگر شهرسازی بتواند طبیعت را دوباره به بخشی از زیرساخت شهر تبدیل کند، آنگاه محیط زیست دیگر یک فصل فرعی از برنامهریزی شهری نخواهد بود؛ بلکه به ستون اصلی توسعه تبدیل خواهد شد.
در نهایت، شهر پایدار شهری نیست که در آن فقط ساختمانهای بیشتری ساخته شده باشد؛
شهر پایدار شهری است که نسل بعدی بتواند در آن، همچنان با آسودگی نفس بکشد، راه برود، زندگی کند و به آینده امیدوار باشد.
یادداشت پژوهشی برای استفاده در مطالعات دانشگاهی
این یادداشت بر پایه مرور و تلفیق ادبیات پژوهشی در زمینههای زیرساخت سبز، راهکارهای مبتنی بر طبیعت، تابآوری شهری، جزیره حرارتی، سلامت شهری، فرم شهری، معماری اقلیمی و توسعه پایدار تدوین شده است. در بخش مربوط به تبریز نیز از مطالعات داخلی درباره توسعه پایدار محیطی، کیفیت محیط شهری و تابآوری و شرایط حرارتی این کلانشهر استفاده شده است.
منابع منتخب
IPCC (2022). Climate Change 2022: Impacts, Adaptation and Vulnerability – Chapter 6: Cities, Settlements and Key Infrastructure.
UN-Habitat (2025). Integrating Nature-based Solutions into Urban & Territorial Planning: Building Biodiverse & Resilient Cities.
UN-Habitat (2025). Nature-based Solutions in Urban Regeneration.
World Health Organization (2023). Assessing the Value of Urban Green and Blue Spaces for Health and Well-being.
Zabardast, A. & Darskhan, R. (2021/2022). «تبیین مؤلفههای دستیابی به توسعه پایدار محیطی در ساختار مدیریت شهری کلانشهر تبریز»، پایداری، توسعه و محیط زیست، دوره دوم، شماره 3، صص. 21–40.
Ramyar, R., Ackerman, A. & Johnston, D. M. (2021). Adapting cities for climate change through urban green infrastructure planning. Cities, 117, 103316.
A state-of-the-art review of studies on urban green infrastructure for thermal resilient communities (2024). Building and Environment, 257, 111524.
Creating a thermally comfortable city through urban green infrastructure: An international review of greening policies (2025). Urban Forestry & Urban Greening.
Thermal hazards in urban spaces: A review of climate-resilient planning and design to reduce heat stress (2025). Urban Climate, 59, 102296.
How does green infrastructure influence urban thermal environments? A systematic literature review (2014–2024). Sustainable Cities and Society, 131, 106753.
کلیدواژهها
معماری پایدار، محیط زیست شهری، شهرسازی پایدار، زیرساخت سبز، راهکارهای مبتنی بر طبیعت، تابآوری شهری، عدالت محیطی، معماری اقلیمی، جزیره حرارتی شهری، تبریز