
خبرگزاری آریا -در جهان امروز، قدرت کشورها فقط با وسعت سرزمین یا توان نظامی سنجیده نمیشود. گاهی یک موقعیت جغرافیایی میتواند به اندازه دهها پایگاه نظامی یا صدها میلیارد دلار سرمایه، قدرتآفرین باشد. تنگه هرمز برای ایران چنین جایگاهی دارد؛ گذرگاهی باریک که در نگاه نخست تنها یک مسیر دریایی است، اما در واقع یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان به شمار میآید.
این تنگه، خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل میکند و بخش قابل توجهی از نفت و گاز صادراتی جهان از آن عبور میکند. به همین دلیل، هر تحول امنیتی یا سیاسی در این منطقه، بلافاصله بر بازار جهانی انرژی، قیمت نفت، تجارت دریایی و حتی اقتصاد کشورهای دوردست اثر میگذارد. از همین جا میتوان فهمید که چرا سیاستگذاری ایران در تنگه هرمز همواره در مرکز توجه قدرتهای منطقهای و جهانی قرار دارد.
نگاه ایران به تنگه هرمز صرفاً یک نگاه نظامی نیست. این تنگه بخشی از امنیت ملی، اقتصاد، سیاست خارجی و هویت ژئوپلیتیکی کشور محسوب میشود. راهبرد ایران طی سالهای گذشته بر سه اصل استوار بوده است: حفظ حاکمیت بر آبهای سرزمینی، ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی و ایفای نقش مؤثر در امنیت خلیج فارس.
موقعیت جغرافیایی ایران، مزیتی کمنظیر ایجاد کرده است. تسلط بر سواحل شمالی تنگه و حضور در جزایری مانند قشم، هرمز، لارک و ابوموسی، امکان نظارت بر بخش مهمی از مسیر کشتیرانی را فراهم میکند. این موقعیت، ایران را به یکی از بازیگران اصلی معادلات دریایی منطقه تبدیل کرده است؛ جایگاهی که نه قابل نادیده گرفتن است و نه به سادگی قابل جایگزینی.
در سیاست راهبردی ایران، مفهوم «بازدارندگی فعال» جایگاه ویژهای دارد. هدف این سیاست آغاز درگیری نیست، بلکه افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است. توسعه توان دریایی، سامانههای موشکی ساحل به دریا، پهپادهای شناسایی و سامانههای راداری، همگی در همین چارچوب تعریف میشوند. پیام این راهبرد روشن است: امنیت ایران باید از دریا نیز تضمین شود.
اما روی دیگر این معادله، دیپلماسی است. ایران بارها اعلام کرده امنیت خلیج فارس باید با همکاری کشورهای منطقه تأمین شود، نه با حضور گسترده قدرتهای فرامنطقهای. این نگاه تلاش میکند میان قدرت دفاعی و گفتوگوی منطقهای تعادل ایجاد کند؛ تعادلی که در شرایط پرتنش خاورمیانه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از منظر حقوق بینالملل نیز تنگه هرمز موضوعی پیچیده است. ایران اصل عبور کشتیهای تجاری را میپذیرد، اما همواره تأکید کرده این عبور باید در چارچوب قوانین و امنیت کشور ساحلی انجام شود. همین تفاوت برداشت، یکی از محورهای اختلاف میان ایران و برخی قدرتهای دریایی، به ویژه ایالات متحده، بوده است.
نباید فراموش کرد که هر تنش در تنگه هرمز تنها یک مسئله امنیتی نیست. افزایش هزینه بیمه کشتیها، اختلال در حملونقل دریایی، جهش قیمت نفت و بیثباتی بازار انرژی، تنها بخشی از پیامدهای آن است. بنابراین هر تصمیم درباره این گذرگاه، آثار داخلی و بینالمللی گستردهای به همراه دارد.
آینده تنگه هرمز نیز با چالشهای تازهای روبهرو است؛ از رقابت قدرتهای جهانی و حضور نظامی بازیگران خارجی گرفته تا تلاش برخی کشورها برای ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال انرژی. در چنین شرایطی، سیاستگذاری ایران باید همزمان واقعبینانه، منعطف و مبتنی بر منافع بلندمدت باشد.
در نهایت، تنگه هرمز بیش از آنکه یک نقطه روی نقشه باشد، آزمونی برای هنر سیاستگذاری راهبردی ایران است. کشوری که بتواند میان اقتدار دفاعی، دیپلماسی فعال و مدیریت بحران توازن برقرار کند، نه تنها امنیت ملی خود را تقویت میکند، بلکه جایگاه مؤثرتری در معادلات منطقهای و جهانی به دست خواهد آورد.
نگارش:سرویس تحلیل آریا(راهبردی)