
خبرگزاری آریا -تحولات اخیر در سیاست خارجی امارات، بیش از آنکه نشانه یک دگرگونی بنیادین باشد، بیانگر نوعی «عقلانیتِ اضطرار» است؛ عقلانیتی که در لحظههای بحران، بازیگران منطقهای را به بازنگری در محاسبات وادار میکند. گزارش *فایننشال تایمز* درباره مأموریت سه برادر محمد بنزاید برای هدایت مسیر کاهش تنش با ایران، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است.
1) امارات؛ از بلندپروازی به واقعگرایی
امارات سالها کوشید نقش بازیگر فرامنطقهای را برای خود تعریف کند؛ اما جنگ اخیر نشان داد که این کشور، با همه سرمایهگذاریهای نظامی و تکنولوژیک، همچنان در برابر تحولات ژئوپلیتیک آسیبپذیر است.
وقتی یک مسئول اماراتی میگوید «رهینه جغرافیا هستیم»، این جمله در واقع اعترافی است به محدودیتهای قدرت ابوظبی و به این واقعیت که **امنیت خلیج فارس بدون ایران قابل مدیریت نیست**.
از نگاه ایران، این تغییر لحن امارات نه از جنس دوستی، بلکه از جنس **پذیرش واقعیت** است؛ واقعیتی که دیر یا زود همه بازیگران منطقهای ناچار به آن خواهند شد.
2) تماسهای مستقیم؛ آزمون نیتها
تماس منصور بنزاید با قالیباف و گفتوگوی عبدالله بنزاید با عراقتچی، بیش از آنکه نشانه یک تحول عمیق باشد، بیانگر تلاش امارات برای **باز کردن کانالهای ارتباطی در لحظه بحران** است.
انتخاب طحنون بنزاید—چهرهای امنیتی و عملگرا—بهعنوان یکی از سه مسئول این پرونده، نشان میدهد ابوظبی به دنبال **مدل مذاکرهای مبتنی بر معاملهگری و مدیریت ریسک** است.
از منظر ایران، این تماسها زمانی معنا پیدا میکند که:
- به کاهش واقعی تهدیدات امنیتی منجر شود
- از اقدامات دوگانه در حوزه اطلاعاتی و منطقهای کاسته شود
- و امارات از نقشآفرینی در ائتلافهای ضدایرانی فاصله بگیرد
در غیر این صورت، تماسها صرفاً «تاکتیک عبور از بحران» خواهند بود.
3) اقتصاد؛ نقطه اتصال ناگزیر
اقتصاد امارات—بهویژه دبی—سالهاست که با ایران پیوندی ساختاری دارد.
صدها هزار ایرانی در دبی زندگی میکنند و بخش مهمی از تجارت ایران از مسیر امارات انجام میشود.
بازگشت پروازها و زمزمههای سرمایهگذاری امارات در انرژی و لجستیک، نشان میدهد ابوظبی در حال **ترمیم پلهایی است که در دوره تنش تخریب کرده بود**.
اما ایران این روند را **مشروط** میبیند:
- پایان جنگ
- رفع تحریمها
- و تضمین عدم استفاده ابوظبی از اقتصاد بهعنوان ابزار فشار سیاسی
در نگاه ایران، اقتصاد میتواند «زمینه همکاری» باشد، اما هرگز «ضمانت اعتماد» نیست.
4) مرحله خاکستری؛ فرصت و تهدید
امارات وارد دورهای شده که خود آن را «مرونة» مینامد؛ نه جنگ کامل، نه صلح کامل.
این وضعیت برای ایران هم فرصت است و هم تهدید.
فرصتها
- امکان مدیریت تنش بدون درگیری مستقیم
- ایجاد فضای مانور برای دیپلماسی اقتصادی
- کاهش فشار بر خطوط انرژی و تجارت ایران
تهدیدها
- امارات ممکن است همچنان بخشی از راهبرد فشار آمریکا باقی بماند
- تقویت زیرساختهای حیاتی و مراکز داده امارات میتواند توان این کشور در جنگهای ترکیبی را افزایش دهد
- و مهمتر از همه، ابوظبی ممکن است از «کاهش تنش» بهعنوان تاکتیک موقت استفاده کند، نه راهبرد پایدار
5) امارات در حال تنظیم مجدد است، نه تغییر ماهیت
از نگاه ایران، آنچه در امارات رخ میدهد یک **تنظیم مجدد راهبردی** است؛ نه تغییر در ماهیت سیاست خارجی این کشور.
امارات:
- از تقابل مستقیم فاصله گرفته
- به سمت مدیریت ریسک از طریق گفتوگو حرکت کرده
- اقتصاد را محور رابطه با ایران قرار داده
- و همزمان در حال تقویت زیرساختهای امنیتی خود است
ایران این روند را **گامی مثبت اما نیازمند آزمونهای عملی** میداند؛ آزمونهایی که در ماههای آینده روشن خواهند کرد آیا امارات واقعاً به سمت «همزیستی پایدار» حرکت کرده یا صرفاً در حال مدیریت یک بحران گذراست.