
خبرگزاری آریا -نتایج انتخابات اخیر اسرائیل بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که تحولات سیاسی در این رژیم را نباید صرفاً از دریچه جابهجایی اشخاص تحلیل کرد. هرچند احتمال کاهش نفوذ بنیامین نتانیاهو و افزایش شانس گادی آیزنکوت برای تشکیل دولت، در نگاه نخست نشانه یک تغییر سیاسی مهم به نظر میرسد، اما از منظر منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، پرسش اصلی این نیست که چه کسی نخستوزیر میشود؛ بلکه این است که دولت آینده اسرائیل چه رویکردی در قبال ایران، محور مقاومت و محیط امنیتی منطقه اتخاذ خواهد کرد.
تغییر در تاکتیک، نه در راهبرد
گادی آیزنکوت در رسانههای غربی اغلب به عنوان چهرهای میانهرو و جایگزینی برای نتانیاهو معرفی میشود، اما سوابق سیاسی و نظامی او نشان میدهد که نباید میان اختلافات داخلی اسرائیل و رویکرد این رژیم نسبت به ایران خلط مفهومی ایجاد کرد.
آیزنکوت بیش از چهار دهه در ارتش اسرائیل حضور داشته و از طراحان برخی از مهمترین دکترینهای نظامی این رژیم محسوب میشود. او نه تنها از عملیات نظامی اسرائیل در غزه و لبنان حمایت کرده، بلکه از جمله سیاستمدارانی است که برخورد سختگیرانه با تهدیدات امنیتی علیه اسرائیل را ضروری میداند. بنابراین روی کار آمدن احتمالی او به معنای کاهش فشارهای امنیتی یا پایان سیاست مهار ایران نخواهد بود.
از این منظر، رقابت میان نتانیاهو و آیزنکوت را باید رقابت دو رویکرد در مدیریت امنیت اسرائیل دانست، نه رقابت بر سر اصل تقابل با ایران. هر دو جریان، ایران را مهمترین تهدید راهبردی اسرائیل تلقی میکنند؛ اختلاف آنها بیشتر درباره شیوه اداره جنگها، نحوه تعامل با آمریکا و مدیریت بحرانهای داخلی است.
شکاف داخلی؛ فرصتی برای ایران
نکته مهمتر برای تهران، تداوم شکافهای سیاسی در داخل اسرائیل است. نتایج انتخابات نشان میدهد هیچ یک از بلوکهای اصلی قادر به کسب اکثریت قاطع نیستند و تشکیل دولت همچنان نیازمند ائتلافهای پیچیده و شکننده خواهد بود.
چنین وضعیتی موجب میشود بخش قابل توجهی از انرژی ساختار سیاسی اسرائیل صرف منازعات داخلی، مذاکرات ائتلافی و حفظ انسجام دولت شود. تجربه چند سال گذشته نیز نشان داده که بیثباتی سیاسی، بر کیفیت تصمیمگیریهای راهبردی اسرائیل اثرگذار است و گاه شکاف میان نهادهای سیاسی، امنیتی و نظامی را افزایش میدهد.
از منظر منافع ملی ایران، هرچه ساختار سیاسی اسرائیل گرفتار اختلافات داخلی بیشتری باشد، تمرکز این رژیم بر طراحی ابتکارات جدید منطقهای و ایجاد اجماع بینالمللی علیه ایران با محدودیت بیشتری مواجه خواهد شد.
نقش احزاب عربی و محدودیتهای آن
یکی از مهمترین ویژگیهای انتخابات اخیر، افزایش وزن احزاب عربی در معادلات پارلمانی است. آیزنکوت برای رسیدن به اکثریت پارلمانی احتمالاً ناچار خواهد بود به نوعی با احزاب عربی وارد تعامل شود.
با این حال نباید درباره تأثیر این مسئله بر سیاست خارجی اسرائیل اغراق کرد. احزاب عربی هرچند میتوانند در تشکیل دولت نقشآفرین باشند، اما حوزه نفوذ آنها عمدتاً بر مسائل داخلی، حقوق شهروندی و بودجههای اجتماعی متمرکز است. موضوعات راهبردی همچون پرونده ایران، سیاست هستهای، عملیاتهای نظامی و مناسبات امنیتی با آمریکا همچنان در اختیار نهادهای اصلی قدرت در اسرائیل باقی میماند.
بنابراین ورود احتمالی احزاب عربی به معادله قدرت، بیش از آنکه تهدیدات امنیتی علیه ایران را کاهش دهد، میتواند بر پیچیدگیهای داخلی ائتلاف حاکم بیفزاید.
دولت جدید و پرونده ایران
برخلاف برخی برداشتها، چالش اصلی میان نتانیاهو و مخالفان او بر سر اصل تقابل با ایران نیست. بسیاری از رهبران اپوزیسیون اسرائیل معتقدند دولت نتانیاهو در تبدیل دستاوردهای نظامی به موفقیتهای سیاسی و دیپلماتیک ناکام بوده است. به همین دلیل ممکن است دولت احتمالی آیزنکوت تلاش کند ضمن حفظ فشارهای امنیتی، در حوزه دیپلماسی منطقهای و بینالمللی فعالتر عمل کند.
این موضوع از منظر ایران نیازمند توجه جدی است؛ زیرا دولتهای میانهروتر در اسرائیل معمولاً توانایی بیشتری برای جلب حمایت کشورهای غربی و کاهش شکاف میان تلآویو و متحدانش دارند. به عبارت دیگر، اگرچه نتانیاهو به دلیل مواضع تند خود شناخته میشود، اما جایگزینی او لزوماً به معنای کاهش چالشهای راهبردی ایران نخواهد بود و حتی ممکن است در برخی حوزهها به افزایش هماهنگی اسرائیل با شرکای غربی منجر شود.
انتخابات اسرائیل بیش از آنکه نویدبخش تغییر بنیادین در رویکرد این رژیم نسبت به ایران باشد، نشانه تداوم بحران در ساختار سیاسی آن است. از منظر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، مهمترین پیام این انتخابات نه احتمال رفتن نتانیاهو، بلکه استمرار شکافهای سیاسی، دشواری تشکیل دولت و افزایش وابستگی کابینه آینده به ائتلافهای شکننده است.
در چنین شرایطی، تهران باید ضمن پرهیز از بزرگنمایی تأثیر جابهجایی افراد، بر تحلیل روندهای بلندمدت تمرکز کند؛ روندهایی که نشان میدهد رقابتهای داخلی اسرائیل ادامه خواهد داشت، اما اجماع این رژیم درباره مهار قدرت منطقهای ایران همچنان پابرجا خواهد ماند. بنابراین تغییر نخستوزیر میتواند تاکتیکهای اسرائیل را تغییر دهد، اما به احتمال زیاد راهبردهای کلان آن را دگرگون نخواهد کرد.