خبرگزاری آریا -گزارش اخیر سخنگوی دولت، بیش از آنکه پاسخی صریح به نگرانیهای روزافزون مردم درباره گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی باشد، مجموعهای از توضیحات کلی، وعدههای آیندهمحور و ارجاع مکرر به «شرایط خاص کشور» بود. در شرایطی که سفره خانوارها هر روز کوچکتر میشود، انتظار افکار عمومی از دولت نه صرفاً تشریح مشکلات، بلکه ارائه راهکارهای ملموس، زمانبندیشده و قابل ارزیابی است. آنچه در این نشست خبری به چشم آمد، غلبه ادبیات توجیهی بر ادبیات پاسخگویی بود.
بنزین؛ مردم هزینه میدهند، دولت فقط وعده میدهد
سخنگوی دولت میگوید درآمد ناشی از افزایش نرخ سوم بنزین صرف معیشت مردم خواهد شد.
اما نخستین پرسش اینجاست که مردم چند بار باید این وعده را بشنوند؟
تجربههای گذشته نشان داده است که هر بار قیمت حاملهای انرژی افزایش یافته، اثر آن تنها به همان حامل محدود نمانده و موجی از افزایش قیمتها در حملونقل، کالاهای مصرفی و خدمات ایجاد کرده است. در مقابل، حمایتهای نقدی یا کالابرگی معمولاً یا با تأخیر همراه بوده یا در مدت کوتاهی زیر فشار تورم بیاثر شدهاند.
دولت توضیح نمیدهد:
• درآمد دقیق حاصل از نرخ سوم چقدر است؟
• چه میزان از آن به مردم بازخواهد گشت؟
• سازوکار نظارت بر هزینهکرد این منابع چیست؟
• چه تضمینی وجود دارد که این منابع مانند بسیاری از درآمدهای مشابه در بودجه عمومی مستهلک نشود؟
مردم حق دارند بدانند قرار است دقیقاً چه چیزی را از جیب خود بپردازند و در مقابل چه چیزی دریافت کنند.
اعتراف به ناترازی بنزین؛ محصول سالها سوءمدیریت
سخنگوی دولت اعلام میکند مصرف روزانه بنزین 140 میلیون لیتر و تولید حدود 100 تا 110 میلیون لیتر است.
این اعتراف در واقع سندی بر شکست سیاستهای چند دهه اخیر در حوزه انرژی و حملونقل است.
اگر دولتها طی سالهای گذشته:
• خودروهای کممصرف تولید میکردند،
• حملونقل عمومی را توسعه میدادند،
• ناوگان فرسوده را از رده خارج میکردند،
امروز کشور با چنین شکاف عظیمی در مصرف و تولید مواجه نبود.
نکته قابل تأمل آن است که دولت در بیان مشکلات بسیار شفاف است اما در پذیرش سهم خود از مسئولیتها کمتر سخن میگوید. مردم عامل اصلی ناترازی نیستند؛ این همان جملهای است که خود سخنگو نیز به آن اذعان کرد. اما اگر مردم مقصر نیستند، پس مسئول این وضعیت چه کسی است؟
حمایتهای معیشتی؛ مُسکن به جای درمان
اشاره مکرر سخنگوی دولت به کالابرگ، یارانه و بستههای حمایتی، بیش از آنکه نشانه موفقیت اقتصادی باشد، گواه استمرار فقر و وابستگی بخش بزرگی از جامعه به حمایتهای دولتی است.
پرسش اساسی این است:
آیا هدف دولت باید افزایش تعداد دریافتکنندگان حمایت باشد یا کاهش تعداد نیازمندان به حمایت؟
افتخار به شارژ کارتهای حمایتی زمانی معنا دارد که همزمان شاخصهای تورم، بیکاری و فقر نیز روند نزولی داشته باشند. در غیر این صورت، توزیع یارانه بیشتر میتواند نشانه تعمیق بحران معیشتی باشد نه حل آن.
مردم امروز بیش از یارانه، خواهان ثبات اقتصادی هستند؛ خواهان آن هستند که درآمدشان ارزش خود را حفظ کند.
گرانی را انکار نمیکنید؛ اما برای مهار آن چه کردهاید؟
شاید مهمترین جمله نشست خبری همین باشد که «دولت گرانیها را انکار نمیکند».
اما جامعه از مرحله انکار و پذیرش مدتها عبور کرده است.
مسئله اصلی این نیست که دولت گرانی را قبول دارد یا ندارد؛ مسئله این است که چرا گرانی متوقف نمیشود؟
در حالی که قیمت ارز، طلا، مسکن، اجاره و کالاهای مصرفی پیوسته افزایش یافتهاند، سخنگوی دولت توضیح مشخصی درباره:
• برنامه مهار تورم،
• کنترل نقدینگی،
• مدیریت بازار ارز،
• کاهش کسری بودجه
ارائه نکرد.
دولت در این بخش بیشتر به شرح مسئله پرداخت تا معرفی راهحل.
برخورد با گرانفروشی؛ نسخهای قدیمی برای بیماری مزمن
تأکید دولت بر مقابله با گرانفروشی و احتکار، عبارتی آشنا و تکرارشونده در ادبیات اقتصادی ایران است.
اما واقعیت این است که بخش بزرگی از گرانیهای امروز ناشی از افزایش هزینه تولید، تورم ساختاری و کاهش ارزش پول ملی است؛ نه صرفاً تخلف چند فروشنده یا انباردار.
جامعه انتظار دارد دولت به جای تمرکز بر معلولها، ریشههای گرانی را هدف قرار دهد.
تا زمانی که تورم بالا وجود داشته باشد، برخوردهای تعزیراتی نمیتواند معجزه کند.
درآمدهای نفتی؛ شفافیت گزینشی پذیرفتنی نیست
شاید یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای نشست خبری، خودداری سخنگوی دولت از اعلام میزان درآمدهای نفتی بود.
بیتردید ملاحظات امنیتی در شرایط خاص قابل درک است؛ اما نباید این موضوع به پوششی برای کاهش شفافیت تبدیل شود.
مردم حق دارند بدانند:
• درآمدهای کشور چقدر است؟
• این درآمدها چگونه هزینه میشود؟
• سهم رفاه عمومی از منابع ملی چه میزان است؟
وقتی دولت از مردم انتظار همراهی و تحمل فشارهای اقتصادی دارد، در مقابل نیز باید سطح بالاتری از شفافیت ارائه کند.
وعده خودروهای برقی و هیبریدی؛ فاصله میان شعار و واقعیت
دولت از توسعه خودروهای برقی و هیبریدی سخن میگوید.
اصل موضوع قابل دفاع است، اما پرسش اینجاست که آیا زیرساختهای آن فراهم شده است؟
در شرایطی که:
• قیمت خودرو سرسامآور است،
• شبکه شارژ برقی محدود است،
• قدرت خرید مردم کاهش یافته،
طرح این وعدهها بدون ارائه جدول زمانی مشخص ممکن است بیشتر به یک آرزو شباهت داشته باشد تا یک برنامه اجرایی.
جامعه از دولت برنامه میخواهد، نه فهرستی از نیتهای خوب.
کاهش وابستگی به نفت؛ شعاری که دههها تکرار شده است
«کاهش وابستگی به نفت» عبارتی است که تقریباً همه دولتها تکرار کردهاند.
اما هنوز بخش عمده ثبات مالی کشور به درآمدهای نفتی گره خورده است.
اگر دولت از پاییز سال گذشته خود را برای شرایط دشوار آماده کرده بود، اکنون باید نتایج آن آمادگی در شاخصهای اقتصادی قابل مشاهده باشد.
جامعه حق دارد بپرسد:
• سهم صادرات غیرنفتی چقدر افزایش یافته؟
• چه میزان سرمایهگذاری جدید جذب شده؟
• چه دستاورد ملموسی حاصل شده است؟
بدون اعداد و شاخصهای قابل سنجش، این سخنان بیشتر جنبه تبلیغاتی پیدا میکند.
دولت از همراهی مردم میگوید؛ مردم از همراهی دولت چه دیدهاند؟
در سراسر سخنان سخنگوی دولت، بارها از «همراهی مردم» قدردانی شد.
اما این پرسش نیز مطرح است که آیا دولت به همان میزان با مردم همراه بوده است؟
مردمی که:
• تورم مزمن را تحمل میکنند،
• با افزایش هزینههای زندگی مواجهاند،
• نگران آینده فرزندان خود هستند،
انتظار دارند دولت بیش از برگزاری نشستهای خبری و ارائه آمار حمایتی، برای بهبود واقعی معیشت آنان اقدام کند.
بطور خلاصه؛نشست خبری سخنگوی دولت بیش از آنکه گزارش عملکرد باشد، روایت دشواریها و وعدههای آینده بود. دولت از کمبود منابع، ناترازی بنزین، فشار تحریمها و شرایط جنگی سخن گفت؛ اما درباره سهم مدیریت داخلی در شکلگیری مشکلات، کمتر توضیح داد.
مردم امروز با بحران «کمبود اطلاعات» مواجه نیستند؛ آنها هر روز آثار گرانی را در بازار، داروخانه، اجارهخانه و فروشگاهها لمس میکنند. مسئله اصلی این است که دولت هنوز نتوانسته برای افکار عمومی روشن کند برنامه دقیق، زمانبندیشده و قابل سنجش او برای مهار تورم و بازگرداندن ثبات اقتصادی چیست.
در نهایت، آنچه جامعه از دولت انتظار دارد نه تکرار وعده «حمایت از معیشت مردم»، بلکه ارائه نشانههای ملموس از بهبود معیشت مردم است؛ زیرا سفرههای کوچکشده با وعده بزرگ نمیشوند.