
خبرگزاری آریا -تا همین چند سال پیش، اگر از مهمترین دارایی راهبردی جهان نام میبردیم، پاسخ تقریباً همیشه نفت بود. امروز اما نقشه قدرت جهانی آرامآرام در حال تغییر است. نفت همچنان مهم است، اما مادهای دیگر وارد میدان شده که بسیاری آن را «نفت فناوری» مینامند: خاکهای کمیاب.
این عناصر در تلفن همراه، خودروهای برقی، هوش مصنوعی، ماهوارهها، رادارها و جنگندههای نسل جدید حضور دارند. هر کشوری که زنجیره تأمین آنها را در اختیار داشته باشد، بخشی از آینده اقتصاد و امنیت جهان را کنترل میکند. به همین دلیل رقابت بر سر این عناصر، دیگر فقط یک موضوع معدنی نیست؛ یک رقابت ژئوپلیتیکی تمامعیار است.
خاکهای کمیاب؛ نامی که گمراه میکند
خاکهای کمیاب، خاک نیستند و آنقدرها هم کمیاب نیستند. آنها مجموعهای از 17 عنصر شیمیاییاند که استخراج و جداسازیشان بسیار پیچیده و پرهزینه است. ارزش واقعی این عناصر نه در حجم، بلکه در فناوری فرآوری آنهاست. کشوری ممکن است معدن داشته باشد، اما بدون فناوری جداسازی، سهم چندانی از بازار جهانی نخواهد داشت.
چین چگونه برنده این بازی شد؟
چین سالها پیش متوجه شد که آینده صنایع پیشرفته از دل همین عناصر میگذرد. امروز حدود 70 درصد استخراج و بیش از 90 درصد فرآوری خاکهای کمیاب جهان در چین انجام میشود. این برتری به پکن اجازه داده است که در مقاطع مختلف، صادرات برخی عناصر را محدود کند و به رقبای خود پیام سیاسی و اقتصادی بدهد.
به همین دلیل آمریکا، اروپا، ژاپن و استرالیا میلیاردها دلار برای ایجاد زنجیرهای مستقل از چین سرمایهگذاری کردهاند. هدف فقط یافتن معدن نیست؛ هدف شکستن انحصار چین در فرآوری است.
جایگاه ایران؛ ظرفیت یا فرصت از دست رفته؟
ایران از نظر تنوع معدنی یکی از کشورهای غنی جهان است. منابع رسمی و مطالعات زمینشناسی از وجود 68 نوع ماده معدنی در کشور خبر میدهند و نشانههای امیدوارکنندهای از عناصر خاکی کمیاب در استانهایی مانند یزد، کرمان، خراسان رضوی و آذربایجان شرقی شناسایی شده است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: برخلاف برخی ادعاها، ایران «53 نوع خاک کمیاب» ندارد. خاکهای کمیاب فقط 17 عنصر هستند. آنچه ایران دارد، تنوع بالای مواد معدنی و مناطق دارای پتانسیل این عناصر است، نه 53 نوع عنصر کمیاب.
بازی قدرتهای جهانی بر سر ایران
ایران در نقطهای قرار گرفته که سه بازیگر بزرگ به آن نگاه ویژه دارند.
چین به دنبال منابع جدید برای حفظ برتری خود در صنایع پیشرفته است. آمریکا و اروپا نیز به دنبال کاهش وابستگی به چین هستند و هر منبع جدیدی را با اهمیت راهبردی دنبال میکنند. در چنین شرایطی، ایران میتواند به یکی از حلقههای مهم زنجیره جهانی مواد معدنی تبدیل شود؛ البته اگر بتواند از مرحله استخراج خام عبور کند.
مسئله اصلی، معدن نیست؛ فناوری است
ارزش واقعی خاکهای کمیاب زمانی ایجاد میشود که سنگ معدن به آهنربا، آلیاژ، قطعه الکترونیکی یا تجهیزات پیشرفته تبدیل شود. اگر ایران تنها صادرکننده ماده خام باشد، بخش عمده ارزش افزوده نصیب کشورهای دیگر خواهد شد. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که فرآوری، چندین برابر استخراج ارزش اقتصادی ایجاد میکند.
منافع ملی ایران چه میگوید؟
برای ایران، خاکهای کمیاب فقط یک فرصت اقتصادی نیستند؛ یک موضوع امنیت اقتصادی و فناوری هستند. توسعه اکتشاف، سرمایهگذاری در فناوری فرآوری، همکاری علمی و ایجاد صنایع پاییندستی میتواند این منابع را به مزیتی پایدار تبدیل کند. در غیر این صورت، ایران ممکن است صرفاً تأمینکننده مواد اولیه برای رقابت قدرتهای بزرگ باقی بماند.
در پایان شایان ذکر است که جهان وارد عصر تازهای شده است؛ عصری که رقابت کشورها بیش از گذشته بر سر مواد اولیه فناوریهای آینده است. ایران روی ذخایری نشسته که میتوانند در این معادله نقش مهمی داشته باشند، اما فاصله میان «داشتن ذخیره» و «داشتن قدرت» فاصلهای است که تنها با دانش، فناوری و سیاستگذاری هوشمندانه پر میشود. این همان نقطهای است که منافع ملی ایران باید در مرکز تصمیمگیری قرار گیرد، نه صرفاً استخراج و فروش منابع.