
خبرگزاری آریا -در سیاست بینالملل، گاهی مهمترین واقعیتها درست خلاف تصور عمومیاند. سالهاست این جمله تکرار میشود که «چین مالک بانکهای آمریکاست» یا «اگر چین اراده کند، اقتصاد آمریکا را فرو میریزد». این روایت جذاب است، اما با واقعیت فاصله دارد.
چین مالک بانکهای آمریکا نیست. آنچه در اختیار دارد، حجم قابل توجهی از اوراق قرضه دولت آمریکاست؛ یعنی اوراقی که دولت ایالات متحده برای تأمین مالی بدهیهای خود منتشر میکند. بر اساس آمار رسمی وزارت خزانهداری آمریکا، چین تا میانه سال 2026 حدود 633 میلیارد دلار از این اوراق را در اختیار داشته و همچنان یکی از بزرگترین طلبکاران خارجی دولت آمریکاست.
با وجود بزرگی این رقم، سهم چین از کل بازار بدهی آمریکا حدود 1.6 درصد است. بنابراین این تصور که چین کنترل بازار مالی آمریکا را در دست دارد، با واقعیت سازگار نیست.
چرا چین به آمریکا پول قرض داده است؟
پاسخ را باید در تجارت جهانی جستوجو کرد. طی دو دهه گذشته، چین حجم عظیمی کالا به آمریکا صادر کرد و در مقابل دلار دریافت کرد. این دلارها به ذخایر ارزی چین تبدیل شدند و دولت چین برای حفظ ارزش آنها، بخش بزرگی را در اوراق خزانه آمریکا سرمایهگذاری کرد؛ بازاری که از نقدشوندهترین و امنترین بازارهای مالی جهان به شمار میآید.
به این ترتیب، چرخهای شکل گرفت که اقتصاد دو کشور را به هم گره زد: آمریکا مصرف میکرد، چین تولید میکرد و دلار دوباره به بازار بدهی آمریکا بازمیگشت.
آیا این یک اهرم فشار علیه آمریکاست؟
از نظر نظری، فروش ناگهانی صدها میلیارد دلار اوراق میتواند بازارهای مالی آمریکا را دچار التهاب کند و نرخ بهره را افزایش دهد. اما چنین اقدامی برای خود چین نیز هزینه سنگینی دارد. با افزایش عرضه، قیمت اوراق کاهش مییابد و ارزش داراییهای باقیمانده چین هم افت میکند.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند این دارایی بیشتر یک ابزار بازدارنده و سیاسی است تا سلاحی که بتوان به راحتی از آن استفاده کرد.
چین آرامآرام مسیر خود را تغییر میدهد
نکته مهم این است که چین در سالهای اخیر به تدریج حجم اوراق خزانه آمریکا را کاهش داده است. این کشور بخشی از ذخایر خود را به طلا و سایر داراییها منتقل کرده و تلاش میکند وابستگی بلندمدت خود به دلار را کمتر کند. با این حال، هنوز هم پیوند مالی میان دو اقتصاد بسیار عمیق است.
واقعیت پیچیده روابط چین و آمریکا
رابطه پکن و واشنگتن را نمیتوان تنها با واژههایی مانند «دشمن» یا «شریک» توصیف کرد. دو کشور در فناوری، تجارت، امنیت و نفوذ سیاسی رقابت میکنند، اما همزمان در بزرگترین شبکه مالی جهان به یکدیگر وابستهاند.
اقتصاد جهانی امروز بر پایه همین وابستگیهای متقابل شکل گرفته است. چین به بازار آمریکا و نظام مالی مبتنی بر دلار نیاز دارد و آمریکا نیز برای تأمین بخشی از بدهیهای خود به سرمایهگذاران بزرگی مانند چین متکی است. همین وابستگی باعث شده است که حتی در اوج تنشهای سیاسی، ارتباط مالی میان دو قدرت همچنان حفظ شود.
در پایان باید دانست؛ داستان اوراق قرضه چین، بیش از آنکه حکایت یک سرمایهگذاری باشد، تصویری از نظم پیچیده اقتصاد جهانی است؛ نظمی که در آن رقابت و وابستگی همزمان جریان دارد. چین و آمریکا در بسیاری از میدانها رقیب یکدیگرند، اما رشتهای از دلار و بدهی، اقتصاد این دو قدرت را همچنان به هم پیوند زده است؛ پیوندی که گسستن آن برای هر دو طرف هزینهای سنگین خواهد داشت.